دسته: همه موضوعات

۰

چند واژه ی لکی با منشا اوستایی یا پهلوی

+«چند واژه ی لکی با منشا اوستایی یا پهلوی» «هوشگ» واژه ای لکی و بازمانده ی زبانهای باستانی ایران است،این واژه بر خلاف «خشک» زبان فارسی هویت اصلی خود را بنا بر اینکه زبان لکی از دستبرد دیگر فرهنگها در امان بوده حفط کرده و ثابت قدم مانده است. در...

۰

دوبیتی

دوبیتی «مونگ ئو هویه ر» یِ روژ ئو یِ شو بی مونگ ئو بی هویه ر / ته نیا وه سونگه تُنا مامیِ ده ر ئیِ فه رشه رویت ، دُنیا روشن بی / ئی گرمی ده ست ،تو دامیه سیِ سه ر +بلاچه کزیِ ده رینم ،دیه سه ردا...

۰

زِنِشد /zeneshd

+زِنِشد /zeneshd زِنِشد با کسر اول و دوم واژه ای لکی است و به معنای ضربه ی شدید،حفظ برتری هنگام برخورد،دارای غیرت وکار آیی و زدن ضربان است.هنگامی که می خواهند مقایسه ای بین دو سلاح انجام دهند ،می گویند :سلاح شماره ی یک دارای زنشد بیشتری نسبت به سلاح...

۰

+«مِفلِس» / « mefles»

+«مِفلِس» / « mefles» مُفلِس با ضم اول و کسر سوم در اصل واژه ای عربیست که وارد زبان فارسی گردیده و از زبان فارسی وارد دیگر زبانها و گویشهای ایرانی شده است.در زبان لکی این واژه با کسر اول و سوم ( مِفلِس / mefles ) کاربرد داشت. کسی...

۰

+«خرافه یا باور درست؟ »

+«خرافه یا باور درست؟ » وت : دو نه فه ر بیمو داشدمو ویرو جایی مه چیایم. فره دلواپه س بیمو ،گِ بچیم یا نه چیم ؟.خیر ها نُم ئی مسافره ته یا نه؟ شورمُنیِ کرد وه گه ردِ یه ک ، وتمو: ئه وه لین نه فه ریِ گِ...

۰

«ساز مخالف»(ادبیات تطبیقی)

«ساز مخالف»(ادبیات تطبیقی) در زبان فارسی که زبان معیار ما ایرانیان است ،کنایه ای هست که می گوید : ساز مخالف زدن یا ساز مخالف کوک کردن وبه معنای این است که بر خلاف جمع و آنچه مورد اقبال همگان و پذیرش عموم است ،عمل کردن.از جهتی این کنایه برای...

۰

تبریک عید نوروز

نوروز این عید باستانی برهمه ی کسانی که آن را در سراسر جهان پاس می دارند و ارج می نهند مبارک با.جا دارد که به زبان لکی این عید را هم تبریک بگویم. ئید نو ئه ر ته مُم که سه لیِ گِ ئیده مه گرن بمار بو.ئیدتو هر ئیِ...

۰

عید نوروز

عید نوروز.نوروز بزرگترین وارجح ترین عید ایرانیان از زمانهای کهن تا حال حاضر است که هر سال با آب وتاب بیشتری نسبت به سال گذشته برگزار می شود. جشن نوروزی یک آیین کهن و ملی و مربوط به نو شدن و جوان شدن طبیعت است. در اقوام مختلف جهان و...

۰

آتشین دُ ر

+«آتشین دُ ر» پا بنه بر روی چشم ای برتر از چشمان من / اندکی کم کن خدا را بی وفا حرمان من نازنینان روح را درمان به طوبی می کنند/سایه ای برما فکن ای روح و هم درمان من وعده دادی کام دل از تو بگیریم درجنان/وعده ی سرخرمن...

۰

ناشاسه

+«ناشاسه»بهار ۹۳ وه خدی گِ یه کمُ دی، ناشاسه ، سیله مهه ردی چاره نویس ، خه رمونِ دویری، کیله مهه ردی به خدم ،مه ژه نی، تال تنیایی ئو خه ریوی شوین ئه ر ده ر مالِ مِنِ ویله مهه ردی زلفِ باخه مِهه ردیه په ته،پاییزِ چه ک...