دسته: واژه لکی

۰

«مال باوئن /باوو/ bawoen/bawoe»

فرهنگ عامه لکی, [۰۴.۰۱.۲۱ ۲۲:۲۱] «مال باوئن /باوو/ bawoen/bawoe» مال باوئن اصطلاحی لکی است که برای خانواده و اقوام نزدیک عروسهای لکستانی به کار می رود. این اصطلاح در فرهنگهای همسایه هم موجود است.معادل فارسی آن خانه ی پدران با الف و نون جمع است.هر چند در زبان فارسی اینچنین...

۰

« توز / tuz »

« توز / tuz » « توز » واژه ای لکی و به معنای گرد و خاکی است که از خانه تکانی ، تکاندن فرش و جارو کردن زمین خاکی بلند می شود. همچنین گرد و غبار و ریزه های کاه و کلوش که هنگام خرمنکوب کردن محصولات کشاورزی در...

۰

« ژیر»

« ژیر» واژه ای لکی است و به معنای رام و دست آموز است.هر حیوانی که غیر سرکش و بی آزار باشد شامل این واژه می گردد. معادل آن در زبان فارسی «آژیر» است منتهی با اندک تفاوتی با معنای لکی.در زبان فارسی به معنای محتذر و بر حذر داشتن...

۰

گا

بنام خدا گستره ی زبان و فرهنگ لکی « گا »   « گا» واژه ای لکی است و همسان گاو است در زبان فارسی.در زبان و فرهنگ لکی فولکلور،واته، کنایه و سالفه های مختلفی وجود دارد که حکایت از گستردگی و شکوفایی این فرهنگ دارد.همچنین نشان می دهد که...

۰

«دُز»

  «دُز» دُز واژه ای است که از دزد ایران باستان گرفته شده است و در طول دیگر زبانهای اقوام ایرانی شکل قومیتی لک را به خود گرفته است و این نشانه ی آن است که این زبان همانند دیگر زبانهای ایرانی ریشه در باستان دارد. وندیدات جلد سه صفحه...

۰

 « سره پِر / seraper  »

« سره پِر / seraper  » «سره پر» اصطلاح و استعاره ای لکی هست.برای پی بردن به اصل اصطلاح باید در مورد چند وسیله و ابزار کار نجاری و آشپزخانه صحبت کنیم. «تبر» یک وسیله برای بریدن درخت است که شامل دسته ای چوبی و یک سر آهنی همانند تیشه...

۰

« خون /خوین/khoyn»

خون و گستردگی واته و اصطلاحات لکی   « خون /خوین/khoyn»   [ په . ] (اِ.) مایعی سرخ رنگ که در رگ های بدن جانوران جریان دارد و تغذیه بدن از آن تأمین می شود. خون مرکب از گلبول های سرخ و سفید است . ؛ ~ به پا...

۰

«گِرین پِرین /gerin perin »

  «گِرین پِرین /gerin perin » این اصطلاح لکی قبل از هر چیز باید گفت نفرین و دعایی منفی است. وقتی از کسی به خاطر اذیت و آزار یا انجام کار ناشایست که مورد قبول عامه و پدر و مادرها نیست ،مستوجب این نفرین می شود. و اما معنای آن...

۰

رخد

«رخد / rakhd» «رخد»واژه ای لکی و به معنای لباس و پوشش است.واژه های مترادف آن «جنک / genek» و «جوال / gowal» است که همیشه به صورت «جنک جوال» بر زبان آورده می شوند.مترادف دیگر آن « پرتال / pertal» است که با همکرد «پر / perr» می آید...

۰

«چم»

« چَم » « مِ خو آو بردمه چَمی هوار تر / me khoo aow berdema chame hoarter » واته ی بالا می گوید : مرا آب برده است ، یک «چم» پایین تر.این واته در زمانی کار برد دارد که کسئ بخواهد نشان دهد چنانچه کار سخت تر از...