دسته: ادبیات

۰

«مال باوئن /باوو/ bawoen/bawoe»

فرهنگ عامه لکی, [۰۴.۰۱.۲۱ ۲۲:۲۱] «مال باوئن /باوو/ bawoen/bawoe» مال باوئن اصطلاحی لکی است که برای خانواده و اقوام نزدیک عروسهای لکستانی به کار می رود. این اصطلاح در فرهنگهای همسایه هم موجود است.معادل فارسی آن خانه ی پدران با الف و نون جمع است.هر چند در زبان فارسی اینچنین...

۰

«رقص رنگها در تویل زرین فرهنگ لکی»

«رقص رنگها در تویل زرین فرهنگ لکی» انسان از بامداد پیدایش و اولین گشایش چشم در این دنیا با رنگ آشنا شد.روزها نور و اشعه ی زرد خورشید و شبها با رنگ سیاه تاریکی. هنگام شکار حیوانات و سرخی رنگ خون. نگاه به آسمان بی انتها و انعکاس آن در...

۰

« توز / tuz »

« توز / tuz » « توز » واژه ای لکی و به معنای گرد و خاکی است که از خانه تکانی ، تکاندن فرش و جارو کردن زمین خاکی بلند می شود. همچنین گرد و غبار و ریزه های کاه و کلوش که هنگام خرمنکوب کردن محصولات کشاورزی در...

«نام صوتهای زبان لکی» ۰

«نام صوتهای زبان لکی»

بنام خدا گستره ی زبان و فرهنگ لکی «نام صوتهای زبان لکی» برای زبان لکی تا کنون دستور زبانی که جامع و مانع باشد تدوین نگردیده است. در مورد هر کدام از مباحث دستوری نیز یک تحقیق و نوشته ای که بتواند همه ی جوانب دستوری این زبان را نشان...

۰

« لاوه لاوه »

  « لاوه لاوه » در مورد لاوه لاوه در جایی دیگر مطلب نوشته ام اما باید گفت که لاوه  لاوه جنبه های زیادی دارد کی یکی از آنها تاثیر بر روی زبان و ادبیات لکی هست. در اشعار مادرانه ی لکی گاهی به اشعار ی بر می خوریم که...

۰

« ژیر»

« ژیر» واژه ای لکی است و به معنای رام و دست آموز است.هر حیوانی که غیر سرکش و بی آزار باشد شامل این واژه می گردد. معادل آن در زبان فارسی «آژیر» است منتهی با اندک تفاوتی با معنای لکی.در زبان فارسی به معنای محتذر و بر حذر داشتن...

۰

«چله / چهلم/عدد چهل»

بنام خدا «گستره ی زبان و فرهنگ لکی» «چله / چهلم/عدد چهل» در ایران و دیگر فرهنگهای جهان برای اعداد ارزش واهمیت بسیاری قائلند، تا جایی که آنها ر ا دارای شخصیت و هویت و و جنسیت مونث و مذکر قائلند.برخی از این اعدا نحس و بدیمن و برخی دیگر...

۰

«انار گر گر سیف صنمبر»

«انار گر گر سیف صنمبر» محالات یکی از دل مشغولیهای انسان است در طول تاریخ زیستن بشر، برخی از این محالات آن قدر مشکل است که اراده ی رسیدن به آنها در ذهن نمی گنجد. برخی از این محالات امکان رسیدن دارد، ولی بهایش گاهی مرگ است. با توجه به...

۰

وحشی قاتل

وحشی قاتل نزد این وحشیِ قاتل گرگ هار مانده ام ، تا کِی در آید  نو بهار عشق در اعماق قلبم، شد کدر نور خورشیدی نیامد ماندگار دست یخ بر زلف دارد سوز دی اینچنین رامشگری ناید به کار وقت جان دادن گلی، دل شکوه کرد در زمستان نوش گردد،...