که ل پیر

+که ل پیر
ای پادشاه زیبایی های زاگرس
نشانواره ات بر روی بی راهه ها محو شد
کوهها بی تو” شویک” تنهایی می کشند.
وقتی تو نیستی
دیگر واژه های “که لما و که لوه ز” غریب هر قاموسند
بوی باروت ” کل کشها”میدان دار هر آبشخور
افتخار “چوهزاره” بی خریدار
پژواک “شه قه ی داکت ” سرنای امنیت چرا گاه نیست
کاروانهای “میِ” و” وِره ن” در گذر نیستند …
تا نور ماه روشنگر گرد پای”که ل رم “باشد
“که ل پیر”ها رفتند
پیری نسل تو زندانی حرص آدمیان شد
زمین، “لاونن” را در “حه جرون”ها گم کرده است
” طراز” تو آرزوی محال “قاو قاو” گرین است
دوستی ما “واز وِره نی” بیش نبود
ما “کرکسان تماشا”
همچنان برجنازه ی خیال عبور تو از” ئاسو” نماز گزارانیم
(کرکسان تماشا=بر گرفته ازشعر حلاج از مجموعه شعرهای در کوچه باغ های نیشابور از آثار شاعر معاصر محمدرضا شفیعی کدکنی)
(مهدی زینی)

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 79 = 81