«چم»

« چَم »
« مِ خو آو بردمه چَمی هوار تر / me khoo aow berdema chame hoarter »
واته ی بالا می گوید : مرا آب برده است ، یک «چم» پایین تر.این واته در زمانی کار برد دارد که کسئ بخواهد نشان دهد چنانچه کار سخت تر از زمان حال شود برایش مهم نیست.مترادف آن را میتوان این واته ی لاکی دانست که می گوید : « شو گرتی ئی تیریکی نترس / show gerti eh tyariki naters /شب که فرا رسید از تاریکی نترس ».
در این واته گوینده قید همه چیز را می زند و خود را آماده پدیده ای بدتر آماده می بیند.
همچنین با کمی مسامحه این واته هم میتواند مترادف ان باشد: « یویشه ار سر چل تومنهه کویشت / این ضر هم مانند چهل تومان کوهدشت / yoyishah ar sar chel tomenehah /koyyasht»این واته د استانی دارد که در جایی دیگر گفته شده است.
این گفته یکی از بسیار واته های زبان لکی است که با توجه به ادبیات تطبیقی می تواند همانند هایی در دیگر فرهنگهای ایران زمین داشته باشد.
مثلا : بالای سیاهی رنگی نیست. تر شدی ترتر شدی.اب چو از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب.هر چه بادا بلاد.و…..
و اما چیزی که در اینجا بیشتر مورد نظر است واژه ی « چم /cham »است.
در زبان لکی به منطقه ی تقریبا مسطح مقابل خم داخلی پیچ رودها را «چم »می گویند.چم از آبرفتها و فرسایش نقطه ی داخلی پیچ به خاطر برخورد آب با کناره ها به وجود می آید.
رودها در مسیر خود پیجهای بسیاری دارند و همگی ایجاد چم نمی کنند. چمها عموما مناطقی باز هستند و مسطح به طوریکه قابل سکونت باشند، چه ساختمان سازی و چه برپاکردن سیاه چادر.گاهی برای کشاورزی مناسب هستند و این امر به خاطر خاک حاصل خیز و آبرفتی آن است.
در مناطق غرب کشور چمهای شناخته شده ی بسیاری وجود دارد که گاه برای یک منطقه و گاه برای یک استان شناخته شده هستند.البته این امر بستگی دارد که این چمها در مسیر رفت و آمد مردمان بسیار باشند یا خیر.
در مسیر رود کشکان در منطقه ی الشتر و منطقه ی قلایی چم هایی به نام : گرگعلی ، چیا نوم ، قورسو ، چم شَرِکه و…..وجود دارد.در ادامه ی همین رود چم کُرِخ ،چم دیوان و….نیز وجود دارد.
چم. (اِ) اسم از مصدر چمیدن . هر یک از خمهای چیزی بر روی خویش گردش . گشت . خمیدگی . کجی . خم . تا. انثناء. حلقه . شکن . تای .
زمین شناسی] رودی که دارای رودپیچ های فراوان است.
از لحاظ نوع مسیر: رودخانه ها با مسیر مستقیم، پیچان، شریانی، از همدیگر مشخص می شوند. ۱
مسیر پیچ دار = یک خمیدگی پهن حلقه ای در یک رودخانه.
Meander
یک خمیدگی پهن حلقه ای در یک رودخانه.
در زبان لکی به طور کلی خمیدن را چمیایین می گویند. حالا خواه میل یک چیز بلند به طرف زمین باشد مانند خم شدن درختان و خواه کج شدن و قوس برداشتن سقف یا مسیری مستقیم باشد.
پیچ و خم رودها از این واژه است.« چمیاین» قد نیز از این مقوله است.وقتی یک رود در مسیر خود با کناره ها برخورد می کند و مقداری از انرژی آن کاسته می شود و آهسته حرکت می کند به نظر می رسد که آب با ناز و خرام راه می رود ، به همین خاطر به خرامان راه رفتن دلبران تشبیه شده است.
فلک زوی صور پیری وژ دمونی
چِمان داکوکه بی ، کوکم چمونی
اُف ار پیری،اُف ار چَم داره گوچو
خدنگ سروم چَمونی چوی کمونی
«نگارنده»
چم . [ چ َ ] (اِ) به معنی خرام و رفتاری به ناز باشد. (برهان ). خرام . (جهانگیری ). به معنی خرام و رفتاری ازروی ناز. (انجمن آرا) (آنندراج ) (غیاث ). رفتار و خرام از روی ناز. (ناظم الاطباء). رفتاری با ناز و ادا و اطوار شیوه ٔ رفتار نازنینان و نازداران . و رجوع به چمیدن شود. || رفتاری را نیز گویند. که خم و پیچی و تمایلی داشته باشد. (برهان ). رفتار بطور تمایل و باخم و پیچ (ناظم الاطباء). و رجوع به چمیدن شود. || ساخته و آراسته را نیز گویند. (برهان ). ساخته و آماده را گویند. (جهانگیری ). ساخته و آراسته و بامعنی و منظم . (انجمن آرا) (آنندراج ). ساخته وآراسته . (ناظم الاطباء). به سامان . روبراه . سرراست .
– به چم بودن کار ؛ به معنی آراسته و منظم و سرراست بودن کار :
ز گبراگر تو نه ای به ْ، بتر ز گبر مباش
اگر تو مؤمنی و کاردین تو به چم است
عنصری (از انجمن آرا).
در زبان پهلوی چم به معنای « معنی » آمده است و ر بطی به واژه ی مورد نظر ما ندارد ، منتهی « چمیشن / chamishn» به معنای خرامان راه رفتن آمده است.

منابع : فرهنگ دهخدا /مجله ی رشد شبکه ی ملی مدارس /فرهنگ پهلوی ،ژاله ی آموزگار و دیگران / فرهنگ لغات جغرافیایی/

#مهدی زینی

@aksohonar
@qhazalemastaneh
http://telegram.me/farhangelakI

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + 3 =