ریگی پریشان می کند اندیشه مرداب را

ریگی پریشان می کند اندیشه مرداب را
رضا حسنوند « شوریده لرستانی»

ازپرده پا بیرون منه خجلت مده مهتاب را
برهم مزن ای نازنین تصویر صاف آب را
گفتم بخوابم تادمی زاندیشه ات فارغ شوم
لیکن تو بر هم میزنی نیلوفران خواب را
کمتر به وصلم وعده ده طاقت ندارم شوق را
ریگی پریشان می کند اندیشه مرداب را
گربرقع از رو بر کنی هنگام شب ای چون پری
صد پاره بینی از حسد پیراهن مهتاب را
بردار یک دم آینه رخساره خود را نگر
تا سر زنش کمتر کنی دیگر توشیخ وشاب را
بر نیل چشـمت می زنم موسای سرگردان دل
خواهم اگــر آرم به کف درّدانه های ناب را

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

44 + = 54