پیام مدیر : ضمن خوش آمدگویی جهت بازدید از تارنمای لکها بنده مهدی زینی اصلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

۰

«قو »

«قو » «قو» واژه ای لکی و به معنای فریاد بر آوردن بلند از ته گلو است برای آگاه کردن مخاطب که بیشتر در کوه و دشت و صحرا و برای مسافات بلند کار برد د ارد. «قو کیشین»مصدر مرکب آن است . گاهی به صورت...

۰

«فنا»

«فنا» آب بگذشت از سرم من چاره جویی می کنم / زندگی را بسته بریک تار مویی می کنم تار مو را شانه کردی تا بمانم در فنا / من بقا در جان سپردن جستجویی می کنم نقد زلفانت مرا در حرص و آز آورده است...

۰

«امید»

«امید» همیشه دراوج نا امیدی بوی آشنایی می آید ز سویی اما من اختر شناسی را نخوانده پاره کردم قطب نمایم را در جنگل حسرت ها جا گذاشته ام همیشه د ر نا امیدی صدای پای آشنایی می آید آشناست صدا من گوش دل را به...

۰

+فرهنگی برای الگو

+فرهنگی برای الگو خوشبختانه وارثان فرهنگی هستیم که عطر فرح بخش آن همه ی گستره ی تاریخ ایران و دیارمان را پر کرده است .هستند کسانی که از این فرهنگ پرباربه نفع خود و فرهنگشان سود برده وآن را به نام خود معرفی کرده اند.روح فرهنگ...

۰

+«گُشِک،گوشه،زاویه/ goeshek»

+«گُشِک،گوشه،زاویه/ goeshek» شه ش وه ر ئو شه ش پشد دوازه ته مُم / گُ شکه ل چِنیا وه خیاتیِ خُم «گشک» واژه ای لکی وبه معنای زاویه است . معادل آن در زبان فارسی گوشه است .در فولکلور بالا به گوشه های سیاه چادر اشاره...

۰

«نگاره های سنگ قبر مناطق لک نشین»

«نگاره های سنگ قبر مناطق لک نشین»انتشار یافته در سایت کشکان زمانی انسان برای انتقال ذهنیات خود از نگاره ها استفاده می کرد و هر کدام از این خطوط و نقوش دنیایی معنی در پس خود داشتند.پادشاهان و کشور گشایان نیز از این روش برای اثبات...

۰

«نگاره های سنگ قبر مناطق لک نشین»

«نگاره های سنگ قبر مناطق لک نشین»/انتشار یافته در سایت کشکان زمانی انسان برای انتقال ذهنیات خود از نگاره ها استفاده می کرد و هر کدام از این خطوط و نقوش دنیایی معنی در پس خود داشتند.پادشاهان و کشور گشایان نیز از این روش برای اثبات...

۰

گلی ئه ر خدا

+«گِلِی» خدایا له کیکم ، ها گلی بهه م / مگر هالی بو تیکی ئه ج ده ردم خدایا بشدو گلی من فه قیر / «ثم رددنا»م کتیه ئی ویر خدایا مه ر گُئو میِ زائم بِری / هرازی ئه بده ل در بارت چِری وتت...

۰

«پاشدو»

«پاشدو» تارف مو کرد ،ئه را کرته هلارو؟ / گلیمو کرد ،ئه را کرته جه نگ چو؟ چوی مِیِ پیخه م به ری تسلیم تو بیم/ فره دوشیت، چه حاجت بی وه پاشدو (مهدی زینی) «پاشدو» واژه ای لکی واز دو جزء «پاش + دو»تشکیل یافته...