پیام مدیر : ضمن خوش آمدگویی جهت بازدید از تارنمای لکها بنده مهدی زینی اصلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

۰

«کار فرهنگی و روتین های متداول»

«کار فرهنگی و روتین های متداول» در هر فرهنگ و زبانی افرادی هستند که برای اعتلا و برجسته کردن داشته های فرهنگی خود تلاش می کنند و در معرض دید همگان قرار می دهند.این کار توسط همه ی افراد دخیل و وابسته از هر صنفی به...

۰

«ستم پنهان بر قوم لک»

«ستم پنهان بر قوم لک» برای واژه ی ستم معانی جور، نفرین ،نابجا،ناحق ،زور ،جبر و نفرین آمده است.در این نوشته هدف پرداختن به این واژه نیست ، بلکه روشن نمودن موضوعیست که از سوی افراد مختلف ،نویسنده و مورخ و باستان شناس و زبان شناس...

۰

«کرُنن/ keronen»

«کرُنن/ keronen» «کرونن»واژه ای لکی و به معنای این است که وسیله ای یا چیزی را بر روی سطحی بکشند.گاهی بر کشیدن انسانی بر روی زمین علیرغم میلش حکایت دارد و زمانی بر کشاندن محموله ای سنگین وزن به خاطر عدم توانایی و سخت بودن جابجایی...

۰

«شاه ماران»

«شاه ماران» مار موجودی است که در طول تاریخ،انسانها برای آن افسانه ها بافته اند و به این وسیله برای آن اهمیتی خاص قائل بوده اند. آنچه مسلم است مار از خزندگان است وخونسرد و در گروه بی مهرگان قرار دارد.این موجود دارای سلاحی مرگ آور...

۰

+ ادبیات تطبیقی

+ ادبیات تطبیقی یکی از شاخه های زبان وادبیات فارسی ادبیات تطبیقی است.زبان لکی نیز به تبع می تواند با موضوع ادبیات تطبیقی حرفی برای گفتن داشته باشد. ***فولکلور لکی: *برشن ئای برشن ئره خ چوی الماس / بو تا بنوشیم دنیا بی وه فاس از...

۰

«سِیل کِردن / seyl kerden»

+«سِیل کِردن / seyl kerden» «سیل کِردن» واژه ای لکی و به معنای نگاه کردن است .این واژه در بعضی گویشهای لکی «سِیر» تلفظ می شود اما همان معنا از آن بر می آید.گاهی این سیل کردن به خاطر عبرت و پند گرفتن است ، آنچنانکه...

۰

راز»

راز» «چه رازی دارد این نوش لبانت / که مستم می کند شیرین زبانت پیاپی می دهد لبریز ساغر / گمانم قصد ما دارد دهانت به خوابم می برد آن لعل نابت / به زیر سایه ی سرو چمانت به نم نم خوش بود باده گساری...

۰

«پرس»

«پرس» سُزُنت جرگِ مِ چوی ئاگریِ تو / نمیلی سوز ئو هشگم پاگری تو ئه جیِ طوره گِ وا داره مه شینیِ / مزانم ماینه پرسم ئاخری تو (مهدی زینی)

۰

«چه موشی»

«چه موشی» ئه را زامه ل گِ کُلیانا چه موشی؟ / ئه را جه رگه ل گِ بریانا چه موشی؟ اگر هر رو بنیشی موگه باری / ئه را زخمه ل بی تاشا چه موشی؟ (مهدی زینی)

۰

«پاشدو»

پاشدو تارف مو کرد ،ئه را کرته هلارو / گلیمو کرد ،ئه را کرته جه نگ چو چوی مِیِ پیخه م به ری تسلیم تو بیم/ فره دوشیت، چه حاجت بی وه پاشدو (مهدی زینی)