پیام مدیر : ضمن خوش آمدگویی جهت بازدید از تارنمای لکها بنده مهدی زینی اصلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

۰

فرهنگ لکی

+هان ئه ر کو برالهه نه ژدی سوارم / ئه را بی که سیم میا بونگ ئیر بارم در عصری که تمدن وزندگی ماشینی فرهنگ عامه را در انزوا قرار داده واز آن جز نامی باقی نمانده است، وحدت ملی و احساس ملیت هم در خطر...

۰

« له کی بارمه

+« له کی بارمه »۹/۷/۹۳ «ئی قه صر هاتمه لیمو بارمه / وه که س نمیه میِ ئه را یارمه» ئیِ لکسونه مام ، بارکوله م سه نگینه قانون کریم خانی ئو ئشق بابا طاهرم ها بیِ ره نگینی لطفعلی خان سه ربرزی باستان وآریاییم ها...

۱

+قاز ئو قلنگ

+قاز ئو قلنگ تو بوینه قازیِ مِ وه قلنگیِ /لونه بوینیم ئر کوی بلنگیِ در این فولکلور از دو پرنده نامبرده شده که عاشق ومعشوق باید در هیئت این دو پرنده با هم به مکانی بلند پرواز کنند ودر آنجا خانه ای برای زندگی بسازند.پرنده اولی...

۲

ناطور

+ناطور ناطور عشق ئو ویل بیاوُنم / ئاویار کیکم ئو الخاوُنم نونه له می محبه ته مهه م ئو /که ریِ بی میلیه مه تاوُنم در زبان لکی این واژه به همان معنای اصلی وعربی خود کار برد دارد.در گذشته کسانی بودند که پیاده یا سوار...

۰

«واته ی لکی»

«واته ی لکی» «نون هواردن هم خِیه»non hoarden ham kheyah (نان خوردن هم عادت است) این واته که در بین مردم ما مرسوم است مضمونی (میه فه ز) دارد که از طرفی دلالت بر ترک عادت واز طرف دیگر ثابت ماندن بر آن را تاکید می...

۰

تاشین / تیشین / tashin / tishin

تاشین / تیشین / tashin / tishin “تاشین و تیشین” دو مصدر لکی و به یک معنی هستند وآن عبارت است از تراشیدن چوب(به طور کلی) و هر وسیله ی دیگر توسط تیشه یا ابزار نوک تیزدیگر.در گذشته به کسانی که کارشان ساختن وسایل ساده و...

۰

گِله بریژ / gelah berej

گِله بریژ / gelah berej در این نوشته قصد ما شناساندن واژه ی “بریژ” و ریشه ی پهلوی آن است ،اما بد نیست که به چگونگی یکی از غذاهای منطقه ی لک نشین هم پرداخته شود.گله بریژ یکی ازغذاهای مورد علاقه ی مردمان لک و لر...

۰

«بازی(رقص)»

+«بازی(رقص)» رقص واژه ای عربی است که در زبان فارسی معمول گردیده و به زبانها و گویشهای اقوام ایرانی نیز راه یافته است.معنای آن در دهخدا به صورت زیر آمده است : رقص.{ رَ}(ع مصدر).پویه ،دویدن.جنیدن،وبر جستن.رقص معمولا به حرکتهای انسان که برای بیان یک حالت...

۰

مه نِن /manen

مه نِن /manen «مه نِن»واژه ای لکی و به معنای ماندن است.این واژه ومشتقات آن هنگام ترکیب با واژه های دیگر لکی اصطلاح یا واژه ای جدید می آفریند.مانند :یِ جا مه نن ، وه جامه نن ، ئاوِ شو مه ن ، ئیِ دیِ مه...

۰

الشتر (ایشتار)

+الشتر (ایشتار) در مورد الشتر گفته ها بسیار است و کسانی هم به آن پرداخته اند ،اما آنچه مورد اهمیت است تکیه بر نام «ایشتار» است که در این نوشته در حد توان به آن پرداخته می شود و قضاوت با خوانندگان است. رشید الدن فضل...