پیام مدیر : ضمن خوش آمدگویی جهت بازدید از تارنمای لکها بنده مهدی زینی اصلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

۰

+ئور رازونن / owr razonen

+ئور رازونن / owr razonen ئور رازونن مصدری لکی و به معنای ساختن و تعمیر کردن و بسیار زیبا درست کردن وسیله ا ی است.همچنین در بزک کردن و آرایش و پیرایش عروس و زنان کاربرد بیشتری دارد.در گذشته کسانی بودند که وسایل کشاورزی مخصوصا “دار...

۱

+«گزیر gezir »

+«گزیر gezir » «گزیر» با کسر اول، واژه ای لکی و به معنای مفتش و دو بهم زن و سخن چین است.بار معنایی این واژه برای افرادی که مشمول آن می شوند ، منفی بوده و هر چند که در باره اشان صحت داشته باشد ،...

۰

لکها و مناطق لک نشین.

برای کلمه ی لک که بر مردمان بسیاری از چندین استان اطلاق می شود، معانی متعددی را بر شمرده اند. وجه تسمیه ی این کلمه و وابستگیهای آن با قوم کرد یا لر هر چه باشد در اصل موضوع که شناسایی این قوم وفرهنگ بزرگ آن...

۰

اسب حیوانی نجیب است

+اسب حیوانی نجیب است اسب از زمانی که انسان با زندگی آشنا شد همواره دوست وهمراه او بوده است.این موضوع از نقوش دیواره ی غارها وسفالینه های باقی مانده معلوم است.انسان پس از مرگ نیز اسب را همراه خود به گور می برد.در عصر حاضر کسانی...

۰

ئاوُ برشَنن (ئاوُ کُلُنن) aow bershonen

ئاوُ برشَنن (ئاوُ کُلُنن) aow bershonen این کنایه لکی بر ناداری و فقر و فاقه دلات دارد.شاید منشا آن سالفه ی زیر باشد هر چند که بر «ئاوُ کلنن» دلالت دارد تا «ئاوُ برشُنن» در هر صورت کسانی بوده اند که برای اینکه صورتشان را با...

۰

خرافه یا باور درست

خرافه یا باور درست خرافت در فرهنگ دهخدا به معنای سخن بیهوده که قابل اعتنا نباشد آمده است.همچنین دهخدا خرافه را مردی پری زده دانسته است از طایفه ی بنی عذره که هر چه از جنیان می شنید برای مردم تعریف می کرد ومردم او را...

۰

+گرین

+گرین گرین ! وه خدی سیلته مهم چیه مم محو تماشاته کلاوم پابوس زه مینه همیشه سه ر بلنگ ئو سه ر سوزبای تو بُیی زاگرسی درینت پر ئج رمز ئو راز نیاکان قوم لکه ئندیشه ی ویرئاوت زنجیرِ زلف چویره ذره ذره وجودت مه سِ...

۱

+که له بای

+که له بای هاوار،هاوار،هاوار که له بای هاوار همیشه خاوُته مُینم سه ر بار ئو دیار، کیِ وه خدِ خاوه وژت نیشو ده سرما ئو ژاری یه کا گیر بینه سه رما گه ر مُ گه رم هیِ ره ن هیِ ره نیِ ویه ر چوپی...

۰

موگه

«موگه / mougah » «موگه» واژه ای لکیست و به معنای روشی از گریه و هوره و بر زبان آوردن اشعاری حماسی در رثای در گذشتگان است. موگه در زمان «لاونن» افراد در گذشته کار برد ارد و لاونن همان لایه لایه ایست که این بار...

۴

متل

گوره هویله(گوساله ی قهوه ای ) یکی بودیکی نبود.درزمان های بسیار دوردر خانواده ای فقیر هفت برادر زندگی می کردند .شغل این برادران شکار کردن بود.هر روز صبح به قصد شکار از خانه خارج می شدند .گاه چند روز طول می کشید تابر گردند. آنها سال...