گیس

«گیس»

گیس واژه ای لکی و به معنای موهای سر زنان است و به ندرت در مورد موی سر مردان کار برد دارد.واژه های مترادف آن عبارتند از :زلف که واژه ای موقر و سنگین است  ، پرچ که گاهی این واژه به تعریض و کنایه به کار می رود. ، په لک  واژه ای با وقار و بسیار شایسته ی زنان با جمال و رشید است و با صفت دُر (دراز) استعمال می شود (په لک دُر).، گِژ نام دیگر گیسو است که بیشتر بر موهای ژولیده و مجعد و فر فری دلالت دارد. چه تر برای همه یافراد به کار برده میشود.گاهی واژه هایی دیگر به عنوان کنایه برای گیس آورده می شود مانند :ابریشم.

شاعران لک زبان در مورد این عضو چه زنانه و چه مردانه اشعار و توصیفات زیبایی دارند.توصیف گیسوی زنانه بیشتر عاشقانه و در غزلها نمود دارد و چند بیتی هم در اشعار مویه برای زنان وچندین نفرین و جمله ی معترضه ، اما توصیف گیسوی مردان به ندرت و تنها در اشعار مویه برای جوانان از دنیا رفته کاربرد دارد وآنهم به صورت «چه تر». برای کودکان به وفور درابیات« لاوه لاوه »(لای لای)  وجود دارد.

چند بیت در توصیف گیسوی زنان :

ئه ر دوس بزانی مه حالم چوینه   /     نه« زلفه» میلیِ نه خال وه سینه

بوتاشوین بکیم شوین وه شه رمه وه        /     کو کو «اوریشم» وه پای ته رمه وه

در این بیت ابریشم کنایه  از گیس است.

  تالی ژه« زلفت» کتیه سه ر گری   /       گلاوُ شور که نی بگرنیه خه نی

خانم خانمه ل« گیس» وگلاو شور   /     کل داخ دارنی کرورتاکرو

لیله که ت ها مای زیخاوُ وه نارک  /   نه مه ن «گیس» وسرئو له چک وه تارک

«گیسه ل» خانم وه چهل چنیاوُی  /   مه ری چویر بی شو نِیِم نیاوُی

«چه تِر» چوین چویر ،چویر چوین چه تر / په روه رده کردیه وه گلاوُ ئه تر

یِ گیست سیا یه کیِ سوسنی / سه روه ن گِریِ پیچ که ت ئو گُلوه نی

منصور دل تمارزو قرسه گیسته /  لیوه بیه طنافه داره میتی (علی کولیوند زاده)

چند بیت در توصیف گیس مردان:

قِیت وه قه تار سیسه د شه نگه وه  / «زلف» ها وه شونه سپاس جنگه وه

وژم وه فدای قاچ زینه که ت / چه تِر قه جه ری پِر ئج خوینه که ت

برا مجلسی ، مِدُم سه فه ری / قاو مل بلنگ ،چه تِر قه جری

چند بیت به عنوان لاوه لاوه برای کودکان:

برایِ براکه م ،کورپه ی دل ته نگه / ئه ر سای« چه تر»ه کیِ جه نگ تفه نگه

«زلفه ل» دته کم هویل ئو قُرتاسه   /    ئه را به ن شمشیر براکه م خاسه

 

درفرهنگ دهخدا برای این واژه آمده است(گیس).(اِ) موی بلند سر زنان است.صاحب برهان قاطع گویدکمخفف گیسو باشد که موی سر زنان است. در اوستا گئسو یعنی دارنده ی یا دارای کیس.همچنین کدس به معنای گیس است .

در پهلوی «گس» آمده است.بنا براین گیس را نباید مخفف گیسو دانست ومرحوم معین بنا برحاشیه ی برهان اینچنین نظری دارد.

سر گیس در پای چنبر کشان / خم زلف بر باد عنبر فشان (اسدی)

در یشتها (فروردین یشت) به کوشش بهمن انصاری بند ۶۱ بخش نوزدهم آمده است : می ستایم فروهرهای نیرومند و پاک و توانای پیروان راستی را، که نود و نه هزار ونهصد و نود و نه تا از آنان از پیکر سام گرشاسب گیسو بلند گرز دار  پاسبانی می کنند.

بهمن انصاری معتقد است که : برخی «گئسو» در اوستا را به معنی گیسوی مجعد یا چین دار یا تابدار فرض کرده اند.

منابع :فرهنگ دهخدا /یشتها ، به کوشش بهمن انصاری/ فرهنگ پهلوی به کوشش ژاله آموزگار و دیگران/

(مهدی زینی اصلانی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی پنج کتاب 1.رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» 2. کتاب چپرا شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی 3.کتاب سالفه یا مینی مالیست لکی 4. مجموعه ی شعر لکی به نام کژاوه هویر 5. مجموعه ی شعر فارسی به نام ورینجه که هر پنج به چاپ رسیده اند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + 3 =