دسته: واژه لکی

۰

+پِیمونن / pemonen

+پِیمونن / pemonen ” پیمونن ” واژه ای لکی و به معنای تعیین مقداری از اجناس مانند : گندم و جو و دیگر غلات و حبوبات است.برای این کار از ظروفی مانند ” نیم منون ” و “کیله” که عموما معادل سه کیلو گرم است ،...

۱

+قاز ئو قلنگ

+قاز ئو قلنگ تو بوینه قازیِ مِ وه قلنگیِ /لونه بوینیم ئر کوی بلنگیِ در این فولکلور از دو پرنده نامبرده شده که عاشق ومعشوق باید در هیئت این دو پرنده با هم به مکانی بلند پرواز کنند ودر آنجا خانه ای برای زندگی بسازند.پرنده اولی...

۲

ناطور

+ناطور ناطور عشق ئو ویل بیاوُنم / ئاویار کیکم ئو الخاوُنم نونه له می محبه ته مهه م ئو /که ریِ بی میلیه مه تاوُنم در زبان لکی این واژه به همان معنای اصلی وعربی خود کار برد دارد.در گذشته کسانی بودند که پیاده یا سوار...

۰

تاشین / تیشین / tashin / tishin

تاشین / تیشین / tashin / tishin “تاشین و تیشین” دو مصدر لکی و به یک معنی هستند وآن عبارت است از تراشیدن چوب(به طور کلی) و هر وسیله ی دیگر توسط تیشه یا ابزار نوک تیزدیگر.در گذشته به کسانی که کارشان ساختن وسایل ساده و...

۰

گِله بریژ / gelah berej

گِله بریژ / gelah berej در این نوشته قصد ما شناساندن واژه ی “بریژ” و ریشه ی پهلوی آن است ،اما بد نیست که به چگونگی یکی از غذاهای منطقه ی لک نشین هم پرداخته شود.گله بریژ یکی ازغذاهای مورد علاقه ی مردمان لک و لر...

۰

مه نِن /manen

مه نِن /manen «مه نِن»واژه ای لکی و به معنای ماندن است.این واژه ومشتقات آن هنگام ترکیب با واژه های دیگر لکی اصطلاح یا واژه ای جدید می آفریند.مانند :یِ جا مه نن ، وه جامه نن ، ئاوِ شو مه ن ، ئیِ دیِ مه...

۲

چند واژه ی مشترک زبان لکی و زبان پهلوی

چند واژه ی مشترک زبان لکی و زبان پهلوی «زُچه د ایین zochah dayen» «زچه دایین» با ضم اول، واژه ای لکی و مصدر است که معنای رویش و به دنیا آمدن و رشد کردن از آن فهمیده می شود. زمانی که افراد به سن پانزده...