دسته: واژه لکی

۰

«هُره ته گه / heoratagah »

«هُره ته گه / heoratagah » «ته گه» واژه ای لکی وبه معنای بز نریست که در میان گله ی بزها وظیفه ی بقای نسل را بر عهده دارد.فرایند جفتگیری گله ی بزها «هُره ته گه » نام دارد.اینگونه بزها دارای بویی نا مطبوع برای انسان...

۰

«داو»

«داو» «داو» واژه ای لکی و به معنای ادعای کاری را داشتن و نوبت گرفتن برای پرداختن به کاری مخصوصا جنگ است. هر گاه همراه «طلب»(تلو) بیاید « داوُتلو» تلفظ می شود و همان معنی فارسی داوطلب را دارد.معنی دیگر آن در زبان لکی جنگ و...

۱

«فِنار سه قه ت / fenare saqat»

+«فِنار سه قه ت / fenare saqat» «فنار سقط» جمله ای عربیست که وارد زبان لکی شده و لکها این جمله ی ساده را زمانی به کار می برند که شخصی بر امری اصرار می ورزد و مجاب نمی شود هر چند که به سود خودش...

۸

«ئیسا / eisa»

+«ئیسا / eisa» «ئیسا» واژه ای لکی و به معنای سپس و بعدا است .کاربرد این واژه در اشعار شعرای متقدم لک زبان بسیار است برای نمونه به یک مورد اشاره می کنیم. مرحوم ملا حقعلی سیاهپوش در شعری آن را به کار برده است. ئیسا...

۰

«وراز / veraz»

«وراز / veraz» «وراز» واژه ای لکی و به معنای گراز وحشی است.درزبان لکی اسم عام برای گراز همین واژه ی «وراز »است ام به گراز نر «تاک / tak» و به گراز ماده « ده ر» می گویند.در مواجهه شدن با این حیوان در کوهها...

۰

«زاوُت»

«زاوُت» «زاوُت» واژه ای لکی و به عنوان صفت کاربرد دارد.این واژه به عنوان صفت برای سگی که با هر جنبنده ای در گیر شده و به طور جد در حراست از اموال صاحب خود تلاش می کند و یا اینکه همیشه، وقت و بی وقت...

۰

«ته فراتوین»

«ته فراتوین»فردوس» یکی از شهرهای خراسان جنوبی است که در فاصله ی ۳۴۵ کیلومتری شهر مشهد واقع شده است .این شهر در گذشته به تون مشهور بوده استکه هر کدام از محققان و تاریخ نویسان و صاحبان فرهنگهای لغت برای آن وجه تسمیه ای ذکر کرده...

۰

چند واژه ی لکی با منشا اوستایی یا پهلوی

+«چند واژه ی لکی با منشا اوستایی یا پهلوی» «هوشگ» واژه ای لکی و بازمانده ی زبانهای باستانی ایران است،این واژه بر خلاف «خشک» زبان فارسی هویت اصلی خود را بنا بر اینکه زبان لکی از دستبرد دیگر فرهنگها در امان بوده حفط کرده و ثابت...

۰

زِنِشد /zeneshd

+زِنِشد /zeneshd زِنِشد با کسر اول و دوم واژه ای لکی است و به معنای ضربه ی شدید،حفظ برتری هنگام برخورد،دارای غیرت وکار آیی و زدن ضربان است.هنگامی که می خواهند مقایسه ای بین دو سلاح انجام دهند ،می گویند :سلاح شماره ی یک دارای زنشد...

۰

+«مِفلِس» / « mefles»

+«مِفلِس» / « mefles» مُفلِس با ضم اول و کسر سوم در اصل واژه ای عربیست که وارد زبان فارسی گردیده و از زبان فارسی وارد دیگر زبانها و گویشهای ایرانی شده است.در زبان لکی این واژه با کسر اول و سوم ( مِفلِس / mefles...