دسته: واژه لکی

۰

«ماتول»

«ماتول» «ماتول » واژه ای مهمل است که پس از «مال» می آید و بر روی آن تاکید می کند.همانند واژه های مهمل :مندان : پس از قندان، مندوق: پس از صندوق.این واژه گاهی نیز برای دارایی اندک و نا محسوس و غیر قابل ذکر(دار و...

۰

«دراکه»

«دراکه» «دراکه/ daraka»با فتح اول و با تشدید حرف« ر»واژه ای عربیست که با اندکی تغییر معنا و تلفظ در زبان لکی برای خود جایی باز کرد است.این واژه در اصل به معنای دریافت کننده است. مرحوم دهخدا در یاد داشتهای خود می نویسد :« قوه...

۰

«لامه ردو/ lamardo»

«لامه ردو/ lamardo» زمانی که هنوز چهره ی فریبنده ی تمدن امروزین خونمایی نمی کرد و مردمان به جان همدیگر سوگند می خوردند و آنچه در « خُنه چه »ها بود، به کسی تعلق نداشت و همه ی همسایه ها از آن ارتزاق می کردند و...

۰

آوایی اهورایی از اعماق قرون

منتشر شده در سایت کشکان آوایی اهورایی از اعماق قرون تقدیم به روح اسطوره ی هوره ی لکی عینعلی تیموری/کشکان هوره آوازیست بی ساز و بر آمده از اعماق تاریخ زاگرس نشینان که احساسات پاک وهمنوع دوستی مردمان دیار لک نشین را فریاد می زند. این...

۰

« کارا / kara»

« کارا / kara» «کارا» واژه ای لکی و گرفته شده از پارسی باستان است ، منتهی با معنی دیگر و تقریبا در راستای معنی اصلی (صفت تفضیلی).در لکی معنای پرکار و کاردان و کار آزموده و کسی که در کار کردن خسته نمی شود و...

۰

«توپه که / toupaka»

«توپه که / toupaka» «توپه که» واژه ای لکی و به معنای بزرگ شدن و باد کردن شکم و معده ی گاو و گوسفند به خاطر پر خوری از مزرعه ی شبدر یا یونجه ی تر است. این واژه گاهی هم به صورت تعریض و کنایه...

۰

«گوره میِ»

«گوره میِ» «گوره میِ» واژه ای لکی و به معنای جوراب است.درگذشته مردم لک زبان برای حفاظت دستها و پاها از سرما از دو دستبافته ی محلی استفاده می کردند.یکی از این صنایع دستی ،«ده سمُله»(دسکش)بود و دیگری «پا مُله» بود که دستباف دومی کمتر با...

۰

« تیه م /ته م /teyam / tam »

+« تیه م /ته م /teyam / tam » «تیه م » واژه ای لکی و به معنای صورتی از باران ونمود شروع باران زود هنگام است.بارها شنیده ایم که هواشناسی در مورد چگونگی وضع آب و هوا می گوید که بارش پراکنده یا رگبار های...

۰

«خرنگزه»

+«خرنگزه» حشره ای است کوچک به اندازه ی زنبور عسل که نیشی گزنده دارد.این حشره در خرداد ماه پیدا می شودوبا نیش زدن گاوها باعث اذیت وآزار آنها می شود.گاوها برای رهایی از نیش این مگس پا به فرار می گذارند.این اتفاق به گا خرنگزه معروف...

۰

«چند واژه ی مشترک زبان لکی وزبان پهلوی»

+«چند واژه ی مشترک زبان لکی وزبان پهلوی» «کُریِ بر / kore ber» «کُریِ»واژه ای لکی است، به معنای کره اسب وخر.«کُری بر»وسیله ایست که برای از شیر گرفتن کره اسب و الاغ از آن استفاده می شود .این واژه درزبان فارسی «کره »است ودر زبان...