دسته: واژه لکی

۰

«شایعه»

«شایعه» برای معنای شایعه در فرهنگهای مختلف اینگونه آمده است : «فرهنگ فارسی معین» : (یِ عَ یا عِ) [ ع . شایعه ] (اِ.) مؤنث شایع . خبری که شیوع یافته باشد. ج . شایعات . «فرهنگ لغت عمید» : (اسم) [عربی: شائعَه] [šāye’e] خبر...

۰

«کرُنن/ keronen»

«کرُنن/ keronen» «کرونن»واژه ای لکی و به معنای این است که وسیله ای یا چیزی را بر روی سطحی بکشند.گاهی بر کشیدن انسانی بر روی زمین علیرغم میلش حکایت دارد و زمانی بر کشاندن محموله ای سنگین وزن به خاطر عدم توانایی و سخت بودن جابجایی...

۳

«سِیل کِردن / seyl kerden»

+«سِیل کِردن / seyl kerden» «سیل کِردن» واژه ای لکی و به معنای نگاه کردن است .این واژه در بعضی گویشهای لکی «سِیر» تلفظ می شود اما همان معنا از آن بر می آید.گاهی این سیل کردن به خاطر عبرت و پند گرفتن است ، آنچنانکه...

۰

«قو »

«قو » «قو» واژه ای لکی و به معنای فریاد بر آوردن بلند از ته گلو است برای آگاه کردن مخاطب که بیشتر در کوه و دشت و صحرا و برای مسافات بلند کار برد د ارد. «قو کیشین»مصدر مرکب آن است . گاهی به صورت...

۰

+«گُشِک،گوشه،زاویه/ goeshek»

+«گُشِک،گوشه،زاویه/ goeshek» شه ش وه ر ئو شه ش پشد دوازه ته مُم / گُ شکه ل چِنیا وه خیاتیِ خُم «گشک» واژه ای لکی وبه معنای زاویه است . معادل آن در زبان فارسی گوشه است .در فولکلور بالا به گوشه های سیاه چادر اشاره...

۰

«پاشدو»

«پاشدو» تارف مو کرد ،ئه را کرته هلارو؟ / گلیمو کرد ،ئه را کرته جه نگ چو؟ چوی مِیِ پیخه م به ری تسلیم تو بیم/ فره دوشیت، چه حاجت بی وه پاشدو (مهدی زینی) «پاشدو» واژه ای لکی واز دو جزء «پاش + دو»تشکیل یافته...

۰

+«که لیمه / kalima»

+«که لیمه / kalima» در زبان و ادبیات فارسی یکی از قوالب شعری آوردن تک بیت ، فرد یا مفرد است.این قالب از دو مصرع یا یک بیت تشکیل شده است ، گاهی هم دو بیت را با قوافی مختلف در حکم تک بیت حساب کرده...

۰

«چند واژه ی لکی»

«چند واژه ی لکی» «گُم گرتن /gom gerten » «گُم گرتن»واژه ای لکی و به معنای برشته و پخته شدن نان محلی بر روی تابه (ساج) است به طوریکه هنگام بر داشتن به تابه نچسبد. «گاگا به نو» ئیواره گُنیِ ،گاگا به نُنیِ / ئه ر...

۰

«تاسو/ tasoe»

«تاسو/ tasoe» «تاسو» واژه ای لکی وبه معنای درخواست کمک مالی از دیگران است.از سیاق و معنی درونی این واژه می توان امید به آینده را در میان مردمان لک زبان حس نمود.ساده زیستی و کم خواهی یکی از خصوصیات قوم لک است و شاید هم...

۰

«جاواز کردن / gawoaz kerden»

«جاواز کردن / gawoaz kerden» «جاواز کردن» واژه ای لکی است که به نظر می رسد در اصل عربی باشد که وارد زبان زبان لکی گردیده است و همراه واژه ی همکرد «کردن / kerden»دارای صبغه ی لکی شده است.در زبان لکی هر گاه بخواهند چیزی...