دسته: واژه لکی

۰

«تاسو/ tasoe»

«تاسو/ tasoe» «تاسو» واژه ای لکی وبه معنای درخواست کمک مالی از دیگران است.از سیاق و معنی درونی این واژه می توان امید به آینده را در میان مردمان لک زبان حس نمود.ساده زیستی و کم خواهی یکی از خصوصیات قوم لک است و شاید هم...

۰

«جاواز کردن / gawoaz kerden»

«جاواز کردن / gawoaz kerden» «جاواز کردن» واژه ای لکی است که به نظر می رسد در اصل عربی باشد که وارد زبان زبان لکی گردیده است و همراه واژه ی همکرد «کردن / kerden»دارای صبغه ی لکی شده است.در زبان لکی هر گاه بخواهند چیزی...

۰

لاپیچک=lâ pechek

«کنایه» لاپیچک=lâ pechek کنایه یکی ازارکان چهارگانه ی علم بیان محسوب می گردد.از آن تعاریف زیادی شده است.ما در اینجا به دو تعریف بسنده می کنیم وچون هدف ما آموزش آن نیست ،لذا از تعاریف گوناگون خود داری می کنیم. کنایه عبارت یا جمله ایست که...

۰

«چه پُل / chapoel »

«چه پُل / chapoel » «چه پُل»واژه ای لکی و به معنای کسی است که بر خلاف عادت و طرز معمول همه از دست یا پای مخالف استفاده کند، چه در هنگام کار کردن یا نوشتن و تیر اندازی با سنگ یا تفنگ و….. همانطور که...

۰

«شیه ویس /sheyaveys»

«شیه ویس /sheyaveys» گیاه «شیه ویس» با نام علمی sambucus nigra L از تیره ی caprifoliaceaeو نام فارسی انگور کولی،آقطی سیاه ،خمان و خمان کبیر از گیاهان علفی ،درختچه ای یا درختی کوتاه ، با شاخه های مغز دار و برگهای متقابل و برگچه های دندانه...

۰

«سِیل کِردن / seyl kerden»

«سِیل کِردن / seyl kerden» «سیل کِردن» واژه ای لکی و به معنای نگاه کردن است .این واژه در بعضی گویشهای لکی «سِیر» تلفظ می شود اما همان معنا از آن بر می آید.گاهی این سیل کردن به خاطر عبرت و پند گرفتن است ، آنچنانکه...

۰

«اقتباس»

«اقتباس» اقتباس مصدر عربی از باب افتعال به معنای گرفتن ،اخذ کردن ،آموختن و فرا گرفتن علم و هنر و ادب از دیگری است. در فرهنگ دهخدا آمده است : اقتباس . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) فراگرفتن آتش . (تاج المصادر بیهقی...

۰

«شه مُمه»

«شه مُمه» «شه مُمه»از گیاهان بستانی و میوه ی آن خوشبو و زیبا و گل سر دستان مردمان است.طعم و بوی طالبی و گرمک دارد و دانه های آن همانند دانه ی این گیاهان است.شه مُمه ی نورس را مردم آنقدر در میان دستان می مالند...

۰

«تویله کردن/ toyilah kerden»

+«تویله کردن/ toyilah kerden» «تویله کِردِن» مصدری مرکب است که یک قسمت آن همان طویله ی عربیست ودر زبان لکی به معنای مهار کردن حیوانات اهلی در میان چمنزار یا شبدر و یونجه است ، بطوریکه بتواند حول محور میخ فلزی یاچوبی که زنجیر افسار یا...

۰

«ئِرا گیردی / ورو گه شده/ eragerdi/ verougashdah»

«ئِرا گیردی / ورو گه شده/ eragerdi/ verougashdah» «ئِرا گیردی» واژه ای لکی با معنایی عمیق وقابل توجه است.در ظاهر به معنای کسی است که شهرها و روستاها و مناطق مختلف را برای گدایی کردن شکمی نان و خورش و در یوزگی از دیگران زیر پا...