دسته: واژه لکی

۰

«کلو»

«کلو» «کلو »واژه ای لکی و به معنای قرار گرفتن در موقعیتی سخت است که امکان دارد باعث ضرر وزیان به شخص شود.به عبارتی دیگر مترادف« خوان» در زبان فارسی است. در زبان لکی وقتی که کسی دچار مشکلی می شود به طوریکه برایش مرگ احساس...

۰

+سوییر ئایشدن(ثویین)رپیثوین

+سوییر ئایشدن(ثویین)رپیثوین یکی از دوستان در مورد زبان لکی مطلبی را ارائه داده بودند که در آن گزارشی از سویر ئایشدن به چشم می خورد ،بنده هم تکمله ای به آن می افزایم. در آن هنگام که گرمای تابستان سنگ را آب می کند وخورشید به...

۰

«شایعه»

«شایعه» برای معنای شایعه در فرهنگهای مختلف اینگونه آمده است : «فرهنگ فارسی معین» : (یِ عَ یا عِ) [ ع . شایعه ] (اِ.) مؤنث شایع . خبری که شیوع یافته باشد. ج . شایعات . «فرهنگ لغت عمید» : (اسم) [عربی: شائعَه] [šāye’e] خبر...

۰

«کرُنن/ keronen»

«کرُنن/ keronen» «کرونن»واژه ای لکی و به معنای این است که وسیله ای یا چیزی را بر روی سطحی بکشند.گاهی بر کشیدن انسانی بر روی زمین علیرغم میلش حکایت دارد و زمانی بر کشاندن محموله ای سنگین وزن به خاطر عدم توانایی و سخت بودن جابجایی...

۰

«سِیل کِردن / seyl kerden»

+«سِیل کِردن / seyl kerden» «سیل کِردن» واژه ای لکی و به معنای نگاه کردن است .این واژه در بعضی گویشهای لکی «سِیر» تلفظ می شود اما همان معنا از آن بر می آید.گاهی این سیل کردن به خاطر عبرت و پند گرفتن است ، آنچنانکه...

۰

«قو »

«قو » «قو» واژه ای لکی و به معنای فریاد بر آوردن بلند از ته گلو است برای آگاه کردن مخاطب که بیشتر در کوه و دشت و صحرا و برای مسافات بلند کار برد د ارد. «قو کیشین»مصدر مرکب آن است . گاهی به صورت...

۰

+«گُشِک،گوشه،زاویه/ goeshek»

+«گُشِک،گوشه،زاویه/ goeshek» شه ش وه ر ئو شه ش پشد دوازه ته مُم / گُ شکه ل چِنیا وه خیاتیِ خُم «گشک» واژه ای لکی وبه معنای زاویه است . معادل آن در زبان فارسی گوشه است .در فولکلور بالا به گوشه های سیاه چادر اشاره...

۰

«پاشدو»

«پاشدو» تارف مو کرد ،ئه را کرته هلارو؟ / گلیمو کرد ،ئه را کرته جه نگ چو؟ چوی مِیِ پیخه م به ری تسلیم تو بیم/ فره دوشیت، چه حاجت بی وه پاشدو (مهدی زینی) «پاشدو» واژه ای لکی واز دو جزء «پاش + دو»تشکیل یافته...

۰

+«که لیمه / kalima»

+«که لیمه / kalima» در زبان و ادبیات فارسی یکی از قوالب شعری آوردن تک بیت ، فرد یا مفرد است.این قالب از دو مصرع یا یک بیت تشکیل شده است ، گاهی هم دو بیت را با قوافی مختلف در حکم تک بیت حساب کرده...

۰

«چند واژه ی لکی»

«چند واژه ی لکی» «گُم گرتن /gom gerten » «گُم گرتن»واژه ای لکی و به معنای برشته و پخته شدن نان محلی بر روی تابه (ساج) است به طوریکه هنگام بر داشتن به تابه نچسبد. «گاگا به نو» ئیواره گُنیِ ،گاگا به نُنیِ / ئه ر...