دسته: ادبیات

۰

اشعار فارسی

تو می نوش دل شیدای من باش نگاه گرم و نا پیدای من باش به صحرای سرودِ لاله و گل غزال وحشی تیز پای من باش #_مهدی_زینی ………………………….. کسی مرا گِل کرده است زلالم را با تنهایی استکانهای منتظر سلام و صبح به خیر، مکدر، اما...

۰

«کرُنن/ keronen»

«کرُنن/ keronen» «کرونن»واژه ای لکی و به معنای این است که وسیله ای یا چیزی را بر روی سطحی بکشند.گاهی بر کشیدن انسانی بر روی زمین علیرغم میلش حکایت دارد و زمانی بر کشاندن محموله ای سنگین وزن به خاطر عدم توانایی و سخت بودن جابجایی...

۰

+ ادبیات تطبیقی

+ ادبیات تطبیقی یکی از شاخه های زبان وادبیات فارسی ادبیات تطبیقی است.زبان لکی نیز به تبع می تواند با موضوع ادبیات تطبیقی حرفی برای گفتن داشته باشد. ***فولکلور لکی: *برشن ئای برشن ئره خ چوی الماس / بو تا بنوشیم دنیا بی وه فاس از...

۰

«سِیل کِردن / seyl kerden»

+«سِیل کِردن / seyl kerden» «سیل کِردن» واژه ای لکی و به معنای نگاه کردن است .این واژه در بعضی گویشهای لکی «سِیر» تلفظ می شود اما همان معنا از آن بر می آید.گاهی این سیل کردن به خاطر عبرت و پند گرفتن است ، آنچنانکه...

۰

راز»

راز» «چه رازی دارد این نوش لبانت / که مستم می کند شیرین زبانت پیاپی می دهد لبریز ساغر / گمانم قصد ما دارد دهانت به خوابم می برد آن لعل نابت / به زیر سایه ی سرو چمانت به نم نم خوش بود باده گساری...

۰

«پرس»

«پرس» سُزُنت جرگِ مِ چوی ئاگریِ تو / نمیلی سوز ئو هشگم پاگری تو ئه جیِ طوره گِ وا داره مه شینیِ / مزانم ماینه پرسم ئاخری تو (مهدی زینی)

۰

«چه موشی»

«چه موشی» ئه را زامه ل گِ کُلیانا چه موشی؟ / ئه را جه رگه ل گِ بریانا چه موشی؟ اگر هر رو بنیشی موگه باری / ئه را زخمه ل بی تاشا چه موشی؟ (مهدی زینی)

۰

«قو »

«قو » «قو» واژه ای لکی و به معنای فریاد بر آوردن بلند از ته گلو است برای آگاه کردن مخاطب که بیشتر در کوه و دشت و صحرا و برای مسافات بلند کار برد د ارد. «قو کیشین»مصدر مرکب آن است . گاهی به صورت...

۰

«فنا»

«فنا» آب بگذشت از سرم من چاره جویی می کنم / زندگی را بسته بریک تار مویی می کنم تار مو را شانه کردی تا بمانم در فنا / من بقا در جان سپردن جستجویی می کنم نقد زلفانت مرا در حرص و آز آورده است...

۰

«امید»

«امید» همیشه دراوج نا امیدی بوی آشنایی می آید ز سویی اما من اختر شناسی را نخوانده پاره کردم قطب نمایم را در جنگل حسرت ها جا گذاشته ام همیشه د ر نا امیدی صدای پای آشنایی می آید آشناست صدا من گوش دل را به...