دسته: ادبیات

۰

«گرین»+ ۱۰/۲/۸۹

«گرین»+ ۱۰/۲/۸۹ وه چیه م نموینی کوی ئیِ طور گه رین / سوز ئو سراوه ئو بِهِشدِ به رین گل گله زاره، سر تا پای کویه ل / گیا چوی مخمل،پوشیه سیِ زه مین کچلاخ هویچ نیریِ تموم ایلاخه / هر اج میش پرور،تا کویل هرسین...

۰

«تِره چکه»

«تِره چکه» تنیا مه نِمه ،مال ئی سه ر په ر که تیه وژم / سایری نیه، ئی وه ر هویه ر که تیه وژم ماواری ئه رینم گلیچ گلیچ نه رمه په میِ/ پیر ئو بی کلاشم،ئیِ نُمِ ویه ر که تیه وژم دویرم ئه...

۰

«داو»

«داو» «داو» واژه ای لکی و به معنای ادعای کاری را داشتن و نوبت گرفتن برای پرداختن به کاری مخصوصا جنگ است. هر گاه همراه «طلب»(تلو) بیاید « داوُتلو» تلفظ می شود و همان معنی فارسی داوطلب را دارد.معنی دیگر آن در زبان لکی جنگ و...

۱

«سالفه لکی»

+«سالفه لکی» راستی دوستان تا حالا از خود پرسیده ایم که چطوری برخی اجناس مهر یک شهر یا منطقه بر پیشانیشان خورده است؟ روغن محلی (حیوانی ) به روغن کرمانشاهی معروف شده است ویا چطور گز بلداجی به گز اصفهان و یا عسل ، ماست ،...

۱

«فِنار سه قه ت / fenare saqat»

+«فِنار سه قه ت / fenare saqat» «فنار سقط» جمله ای عربیست که وارد زبان لکی شده و لکها این جمله ی ساده را زمانی به کار می برند که شخصی بر امری اصرار می ورزد و مجاب نمی شود هر چند که به سود خودش...

۸

«ئیسا / eisa»

+«ئیسا / eisa» «ئیسا» واژه ای لکی و به معنای سپس و بعدا است .کاربرد این واژه در اشعار شعرای متقدم لک زبان بسیار است برای نمونه به یک مورد اشاره می کنیم. مرحوم ملا حقعلی سیاهپوش در شعری آن را به کار برده است. ئیسا...

۰

«وراز / veraz»

«وراز / veraz» «وراز» واژه ای لکی و به معنای گراز وحشی است.درزبان لکی اسم عام برای گراز همین واژه ی «وراز »است ام به گراز نر «تاک / tak» و به گراز ماده « ده ر» می گویند.در مواجهه شدن با این حیوان در کوهها...

۰

«زاوُت»

«زاوُت» «زاوُت» واژه ای لکی و به عنوان صفت کاربرد دارد.این واژه به عنوان صفت برای سگی که با هر جنبنده ای در گیر شده و به طور جد در حراست از اموال صاحب خود تلاش می کند و یا اینکه همیشه، وقت و بی وقت...