دسته: شعر فارسی

۲

«آتشین دُ ر»

«آتشین دُ ر» پا بنه بر روی چشم ای برتر از چشمان من / اندکی کم کن خدا را بی وفا حرمان من نازنینان روح را درمان به طوبی می کنند/سایه ای برما فکن ای روح و هم درمان من وعده دادی کام دل از تو...

۰

شهد لب

پرتوی زان شهد لب بر جام ما افتاده است / این حلاوت زان شکر در کام ما افتاده است آن غزالی که رمان بود ازهزاران دام و دان / پای او آسیمه سر در دام ما افتاده است ناز یاران را کشیدن دین و آیین من...

۰

که ل پیر

+که ل پیر ای پادشاه زیبایی های زاگرس نشانواره ات بر روی بی راهه ها محو شد کوهها بی تو” شویک” تنهایی می کشند. وقتی تو نیستی دیگر واژه های “که لما و که لوه ز” غریب هر قاموسند بوی باروت ” کل کشها”میدان دار هر...

۰

کویر

+کویر وقتی رفتی سایه ها را باخود بردی چشمه را در کویرآرزوها به گور سپردی دیگر هیچ رونده ای هوس استراحت ندارد (مهدی زینی) ته نیا داریِ بیم کیه نی وه پام بی / گه ل گه ل نازاران دایم وه سام بی ئیسگه پیر بیمه...

۰

کبک و آویشن

+کبک و« ئه زبوه» در پس بوی لطیف «ئه زبوه» آرمیده دنیایی زیبایی در خیال ،می نگارد بر برگ برگ «ازبوه»ی تر انسانی پشیمان از به دندان کشیدن کبک را ای کبک خوش خرام ! چه خوش خیالی ما با خنده و هلهله وبی مرام هم...