دسته: شعر فارسی

۰

«فنا»

«فنا» آب بگذشت از سرم من چاره جویی می کنم / زندگی را بسته بریک تار مویی می کنم تار مو را شانه کردی تا بمانم در فنا / من بقا در جان سپردن جستجویی می کنم نقد زلفانت مرا در حرص و آز آورده است...

۰

«امید»

«امید» همیشه دراوج نا امیدی بوی آشنایی می آید ز سویی اما من اختر شناسی را نخوانده پاره کردم قطب نمایم را در جنگل حسرت ها جا گذاشته ام همیشه د ر نا امیدی صدای پای آشنایی می آید آشناست صدا من گوش دل را به...

۰

«سر زمین مهرورزان»

«سر زمین مهرورزان» زاده ی سپیده دم زاگرسم ستاره ای پر نور و «دیاری» «مه دروشم» در کنار دیگر اختران به سان صبحگاهان سپید و پاکم از چشمه سارانم، زلال تاریخ «خُلخُله» می کند هر ورق از کتاب سبزم، حقانیت مرا در بلندای «گرین» و «کوئر»جار...

۰

آتشین دُ ر

+«آتشین دُ ر» پا بنه بر روی چشم ای برتر از چشمان من / اندکی کم کن خدا را بی وفا حرمان من نازنینان روح را درمان به طوبی می کنند/سایه ای برما فکن ای روح و هم درمان من وعده دادی کام دل از تو...

۹

نه کردم نه هم لر نژادم لک است

با سلام به محضر دوست فاضل و زلالم آقای مهدی زینی اصلانی این ابیات را برای شما و به عشق شما سروده ام و اولین نفری می باشید که افتخار خواندن این مرقومه را نصیبم می کنی اگر لایق وبگاهتان بود در اختیار دوستان بگذارید «نه...

۲

«آتشین دُ ر»

«آتشین دُ ر» پا بنه بر روی چشم ای برتر از چشمان من / اندکی کم کن خدا را بی وفا حرمان من نازنینان روح را درمان به طوبی می کنند/سایه ای برما فکن ای روح و هم درمان من وعده دادی کام دل از تو...

۰

شهد لب

پرتوی زان شهد لب بر جام ما افتاده است / این حلاوت زان شکر در کام ما افتاده است آن غزالی که رمان بود ازهزاران دام و دان / پای او آسیمه سر در دام ما افتاده است ناز یاران را کشیدن دین و آیین من...

۰

که ل پیر

+که ل پیر ای پادشاه زیبایی های زاگرس نشانواره ات بر روی بی راهه ها محو شد کوهها بی تو” شویک” تنهایی می کشند. وقتی تو نیستی دیگر واژه های “که لما و که لوه ز” غریب هر قاموسند بوی باروت ” کل کشها”میدان دار هر...

۰

کویر

+کویر وقتی رفتی سایه ها را باخود بردی چشمه را در کویرآرزوها به گور سپردی دیگر هیچ رونده ای هوس استراحت ندارد (مهدی زینی) ته نیا داریِ بیم کیه نی وه پام بی / گه ل گه ل نازاران دایم وه سام بی ئیسگه پیر بیمه...