نویسنده: مهدی زینی

۰

رخد

«رخد / rakhd» «رخد»واژه ای لکی و به معنای لباس و پوشش است.واژه های مترادف آن «جنک / genek» و «جوال / gowal» است که همیشه به صورت «جنک جوال» بر زبان آورده می شوند.مترادف دیگر آن « پرتال / pertal» است که با همکرد «پر...

۰

.سه ر وه ن sarvan:

۶٫سه ر وه ن sarvan: **ئری هی رنگینه سه روه ن شل وه مل / بو تا ماچت که م تون گیون ئه میر کُل عمامه ی(سربند) زنان لک سه روه ن نام دارد که از گلونی و که ت و حریری درست می شود.گلونی سربندی...

۰

سرداری sardari:

سرداری sardari: **سرداری مه خمه ل کلنجه زه رین / هر گوا کوگی کی داته سیِ گه رین زیباترین لباس سنتی زنان لک است که بر روی لباسهای دیگر پوشیده می شود.علت نامگذاریآن به سرداری این است که شبیه لباس رویین سرداران بزرگ بوده است و”ی”...

۰

ژلیقه jeliqah

۴٫ژلیقه jeliqah : نوعی لباس سنتی مخصوص زنان لک که با انواع مهره های رنگارنگ ومخمل رنگی در قسمت جلو تهیه می گردد. برجسته ترین لباس سنتی زنان لک همین ژلیفقه است که به آنها وقار وشخصیتی ستودنی می بخشد.برای تزیین آن از انواع سکه های...

۰

ده س بینک dasbeynek

۳٫ده س بینک dasbeynek: دستاورنجن،دستبند از لوازم تزیینی سنتی وزیبایی بخش دستان است که زنان لک به مچ خود می بندند وآن انواع مختلف دارد برخی فقط از مهره های رنگارنگ توسط خود زنان با طرزی ماهرانه تهیه می شود واز ان استفاده می کنند.برخی دیگر...

۰

بان سرون

۱٫ بان سه روه ن bansarvan: یک وسیله ی زینتی وزیبایی بخش است در مجموعه ی پوشاک سنتی زنان لک و از زیور آلات محسوب می شود.بان سه روه نی از تعدادی سکه که به طور پشت سر هم به نخی آویخته اند ودر برخی جایها...

۰

پاون

. پاوه ن pawoan: ** زنگ زنگی زنگ زنگ وی زنگم زریایه /ده س وه ن ئو پا وه ن وی هر دک بریایه پای برنجن ،خلخال این وسیله ی تزیینی نیز همانند دست بند توسط زنان تهیه می شود وفرقش با دستبند این است که...

۰

هر کسی دنیا کُل ار کُم نیه سی هر صیادی بلبل ای دُم نیه سی ای نسیم اج ولگ گل دس باره هوار هر کراسی یوسف ای نُم نیه سی کُینه نوشَل لاف سر مسدی وَ تُم هر خُشالی باده ئی جُم نیه سی برگ دریا...

۰

«چم»

« چَم » « مِ خو آو بردمه چَمی هوار تر / me khoo aow berdema chame hoarter » واته ی بالا می گوید : مرا آب برده است ، یک «چم» پایین تر.این واته در زمانی کار برد دارد که کسئ بخواهد نشان دهد چنانچه...

۰

«تسیاری / tasyari»

«تسیاری / tasyari» مونگت تسیاره ئی ژیر لچک سوزِ مل بلنگ ، خیاطه پلک تیریک روشن کَر! ، شومونگم تونی و محاق روی ، نایژمیِ ور نوتک #م.ز « تسیاری » واژه ای لکی و به معنای این است که کاری را نامحسوس انجام دادن و...