گرین

گرین(گه رین) garrin
گرین قسمتی از رشته کوه بزرگ زاگرس است که در مرکز این رشته ودر بین استانهای لرستان،همدان وکرمانشاه قرار گرفته است.به جرات می توان گرین ومناطق اطراف آن را خاستگاه مردمان لک زبان دانست. این منطقه ییلاقی شهرهای الشتر،نورآباد ، بروجرد،اشترینان ، نهاوند ،بیرانشهر،زاغه و هرسین را شامل می شود..قله های مهم آن عبارتند از:ولاش،چهل نابالغان،هیگره هیجده یال ومیش پرور و یال کاو. گرین محل اسکان تابستانی ایلات لک شهرهای موجود در این منطقه است.به نظر می رسد که بیشترین و گسترده ترین قسمت گرین در اختیار مردمان سلسله است.
سرابهای مهمی از دل گرین می جوشد که عمده ترین و نامدار ترین این سرابها عبارتند از :سراب تخت شاه در دره ی کهمان الشتر،سراب گاماسیاب و گیان در نهاوند،سراب زز در الشتر ،سراب سفید در ونایی بروجرد ،سراب گور شو در الشتر،سراب خاصان در الشتر ،سراب هرسین ، سراب هنام در الشتر ،سراب نرم در بیرانشهرو سراب کنگاور.سرابهای دیگری در مناطق مختلف گرین وجود دارد و در منابع بسیاربه آنها اشاره شده است. اکثر این سرابها رود سیمره ودر نهایت کرخه را تشکیل می دهند.
برای وجه تسمیه ی گرین اظهار نظرهای بسیار توسط محققین وجغرافی نویسان و افراد عادی ذکر شده است.برخی آن را گرون خوانده،تعدادی آن را بر گرفته از واژه ی gereen انگلیسی به نام سبز دانسته اند.از نظر تلفظ “گرون” تا کنون مشاهده نگردیده است که کسی از ساکنان منطقه اینگونه تلفظی داشته باشند.کسانی که ادعای اینگونه تلفظی دارند وآن را مربوط به روغن(روین) می دانند وبه منطقه ی دره روین(دره روغن ) واقع در کوهپایه ی کلان در سمت نهاوند استناد می کنند، برای اثبات گفته ی خود هیچگونه مدرکی ارائه ننموده اند.در مورد گرین gereen (سبز)انگلیسی هم منبع موثق ومورد اعتمادی وجود ندارد.
در مجله ی جامعه و اقتصاد لرستان که نوشته ای از محمد علی خان مجد که در نشریه ی فلاحت و تجارت در اواخر دوره ی قاجاریه را چاپ کرده است ، در این نوشته هنگامی که از تکیه های بروجرد صحبت می شود، از گرین به عنوان «گرو»نام برده است. عینا قسمتی از این نوشته را ذکر می کنیم.«این تکیه ها ،تماما به شکل شاله های سویس وعموما دو مرتبه است که در وسط باغ واقع شده اند .سابقا اشجار به قدری زیاد بوده اند که تقریبا از شهر تا نصف دامنه ی کوه گرو غیر نامرئی بوده.» در ادامه باز هم این نویسنده از گرین به عنوان «کوههای حسنوند» نام می برد. (نشریه ی سیاحت وتجارت شماره ۱۱ یکم سنبله ی سال یونت ئیل ۱۲۹۷ خورشیدی صص۱۱، ۱۲،۲۰۱ف۲۰۲ پیوسته)
در مورد لفظ ” گرون ” باید گفت که زمانی مردمان لک زبان(نسل گذشته) می خواستند با مخاطب فارس زبان صحبت کنند کلماتی را که آخرشان “ین ” بود به “ون” تبدیل می کردند که نمونه بسیار است.به نظر بنده کسی از لک زبانان این کوه را به خیال خود گرون ترجمه کرده و تحویل دیگران داده است ،به همین خاطر واژه ی ” گرون ” بر جای مانده است.گرین = گرون /حه سوین= حسون/
دهخدا ذیل “گر” آورده است: “بخشی از فراز کوه که صخره ای باشد.در فرهنگ پهلوی به معنای کوه وتپه ثبت شده.همچنین “گریک” به معنای کوهی وکوهستانی ذکر شده است. ” با توجه به صخره ای بودن کوههای زاگرس می توان قسمت اول واژه ی گرین (گر) را با معنی دهخدا منطبق دانست و “ین” را صفت ساز دانست ومجموعا به معنای منطقه ی صخره ای و پر از “گر” معنی کرد.
در مورد گرین اشعارمکتوب و فولکلور فراوانی وجود دارد و شاعران لکستانی در این راستا طبع آزمایی کرده اند.هر کس از زاویه ی دید خود به این کوه سرافراز و سر بلند نگاه کرده است.
*معروفترین شعری که نام گرین در ابتدا آمده وبه مدح حضرت علی (ع) ختم می شود چکامه ی ملا منوچهر کولیوند است ،که در زیر مطلع و مقطع آن را ذکر می کنیم.
شمس زرین بال زرین،با فروغ و فتح فرین. / فوق فرق شرق گرین صبحدم هات ئو دیار
مقصد مِ کی ژبهارَن کِی ژنوروزونِگارَن / حیدر دلدل سوارن حامی روژ شما
*عزیز بیرانوند شاعر توانای معاصر و لک زبان شعری زیبا با عنوان گرین غم دارد که هرچند در وصف گرین نیست ام غمهای بسیار و سنگین خود را با گرین که در ذهن او با وفار و گران و بزرگ است تشبیه کرده است.شاعر گرین را از نظر بزرگی و هیبت به طور ضمنی بر تر از الوند و اشترانکوه و همسان با البرز می داند.
“گرّینِ” خم مِنِم، یخچالِ سردم؛ /سنگینه چوی “دماون” بار دردِم؛
مگر “اَلوَن” بِنِنْ ئر سر “شُتُرکوی”؛ /گِ شاید هُم‌ترازی بو وَ گردِم.

*اشعار فولکلور:
*سرداری مه خمل کلنجه زرین / هر گوئا کوگیِ کی داته سیِ گرین
وقتی لباسهای رنگارنک سرداری و کلنجه ات را می پوش ،به نظر کبکی در دامان گرین می آیی.
زیبایی کبک و گرین ه ادندازه ایست که البسه ی زیبای زنان لک که از بهترین قماش درست شده است به کبکی در دامان رنگارنگ گرین تشبیه شده است. باید در نظر داشت که در صنایع ادبی همیشه ،”مشبه به” از مشبه برتر و دارای صفات بالاتر است که در این بیت گرین اعلای از زیبایی لباس زنان لک گرفته شده است.
شاعران نو پرداز و جوان لک زبان نیز در وصف گرین اشعار زیبا و نغزی سروده اند که هر کدام حاکی از زیبایی ،وقار و دلبستگی مردم به این کوه است.
*بچم ئری گرین ئریِ سه چی خاص / سمسا ئو مفرا ،چویر بو خاص
برای آوردن سه گیاه انحصاری و ویژه به کوه گرین می روم.
در این فولکلور به سه گیاه منحصر به فرد و به عنوان مشت نمونه ای از خروار اشاره شده است.گرین محل رویش گیاهان دارویی و بسیارزیباست که در دیگر کوههای زاگرس یا پیدا نمی شود یا نمود کمتری دارند.در این کوتاه نوشته نمی توان به همه ی گیاهان داروی یی و زیبای گرین اشاره کرد ،اما به چند نمونه و به طور خلاصه اشاره می شود: سمسا ،مفرا،چویر،مخلاصه(مخالصه)،گل پر، کاله، ازبوه(آویشن) ، خرس داری،زنجفیل قویله(گل پروانه)، کلکنه (چای کوهی)،سرخ دارو،سیر کوهی،موسیر،والک(کول)،بیژ(باریجه) ،کمه ، بوله هر(کرفس کوهی)،همچنین انواع قارچ و درختان مثمر و غیر مثمر دارویی و غیر دارویی.
*جم ئی توک گرین کوئر دیار بی / نشونه ی کوئر لیت انار بی
چم ئی توک کوئر گرین دیار بی/ نشونه ی گرین راخ شنزار بی
از بالای گرین کوئر کوه را دیدم ،همچنین از بالای کوئر کوه گرین را دیدم و هرکدام دارای نشانه ای بودند.
در این فولکلور به بلندی و همبستگی گرین با دیگر کوههای زاگرس اشاره شده است ،شاعر از میان همه ی کوههای بلند گرین را بر گزیده است وآنهم به خاطر اشتهار و مردمی بودن این کوه است ، زیرا کوههای کوئر و گرین هردو محل زیست و گذران زندگی مردمان ادوار گذشته قبل از ماشینی شدن آن هستند و رزق و روزی خود را از این کوهها با توجه به چرای زمستانه و تابستانی دامهای خود ، می جستند.و این فولکلور نوعی نوستالوژی (دل ئیِ دوی که تن ) در زمان خود بوده است.

منابع : فرهنگ دهخدا /فرهنگ پهلوی ،ژاله آموزگار ودیگران/ نشریه ی جامعه و اقتصد ،نشر خرم آباد/
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + 1 =