« کوه وکوهنوردی »

+« کوه وکوهنوردی »
کوه عبارت است از بر آمدگیهای بلند سطح زمین ،خواه جنس آن از سنگ یا خاک باشد.در فرهنگ دهخدا در مورد آن آمده است :
کوه عبارت است از :هر برآمدگی کلان و مرتفعی در سطح زمین خواه از خاک باشد و یا سنگ و به تازی جبل گویند. پهلوی «کف » (کوه ، قله ٔ کوه )، ایرانی باستان «کئوفه » (کوه )، اوستا «کئوفه » (کوه ، کوهان )، پارسی باستان «کئوفه » (کوه )، پهلوی «کفک » (کوه ، کوهان )، بلوچی «کپک ، کفغ » (شانه )، ارمنی «کهک » (کوه ، موج )، و به قول کایگر، افغانی «کوب ».
در زبان لکی «کویِ / koey» خوانده می شود.در زبان لکی دعایی هست که می گویند : پات ئی کوی نوئری .= پایت از کوه رفتن عاجز نشود، که نمودی از ارج و اهمیت کوه در نزد مردمان ماست و رفتن به کوه را همیشه همراه دستاورد و دستاویزی دلچسب به خاطر می آورند.این دستاورد می تواند گیاهان دارویی یا میوه و ثمر درختان یا قارچ و شکار و هر چیزی از این دست و در نهایت حفظ سلامتی باشد.
واته ای هم هست که کوه را با ابهت و بزرگ می نمایاند : تا کوی نه رِ میِ دریِ پر نماوُ = تا کوهی فرو نریزد دره ای پر نمی شود.
در اشعار اساطیری هوره ، کوه مکان امن و دوست و رفیق عزادار افراد ظلم ستیز و حامی مردم معرفی شده است ، آنجا که می گوید :
ئی کویله کرا سره زارین / یه کل هجرون بی سردارین =همه ی کوهها به خاطر بی سردار شدن در حال گیره و زاری هستند.
ئیِ کویله کرا چوی تیه م دارو / یه کل خه زوئه وه من ماوارو = ابر سیاهی همه ی کوهها را در بر گرفته است ، این سیاهی ، غضبی ( ستمی)است که بر من می بارد.
در دیگر زبانهای دنیا برای آن واژه ای وجود دارد که نشانگر بلندی و برجستگی زمین است.اولین جایگاه انسانهای اولیه برای در امان ماندن از سرما و گرما و حمله ی حیوانات درنده ، غارها بوده اند که آنهم در دل کوه جای دارند، بنا بر این انسان از همان روزهای ابتدای خلقت با کوه آشنا بوده است.
برای تاریخ کوهنوردی و اینکه اولین کسی که به کوهنوردی به شکل امروزین پرداخت ،نمی توان به طور یقین اشاره کرد ، اما می توان گفت، از زمانی که اولین انسانها در کوها و یا مجاورت آنها زندگی می کردند با کوهپیمایی و کوهنوردی به معنای بالا رفتن از آن و بر آورده کردن نیازهایشان ، کوهنوردی آغاز شده است.
آنطور که داوود محمدی فر در نوشته ی خود در مورد تاریخ کوهنوردی جهان می نویسد: اولین کسی که در جهان به کوهنوردی همت گماشت ایرانیان بودند ، وی کیومرث ، فرانک ،فریدون ، آرش کمانگیر و از این دست نام ها را که در اصطلاح اساطیر ایران هستند اولین کوهنوردان جهان معرفی می کند.
جورج سارتون در کتاب تاریخ علم می نویسد که نخستین کوهنوردی ثبت شده در تاریخ مربوط به صعود سرداران ایرانی «آرتاخه و یوبراندا » بر فراز کوه آتوس در زمان خشایارشا جهت ثبت نقشه بر داری برای ساخت دالانه یا کانال آبی است که کشتیهای نیروی دریایی ایران از آن گذر کنند.
برخی معتقدند که هادریان پادشاه رومی برای دیدن طلوع خورشید از کوه آتنا به ارتفاع ۳۳۵۰ متر بالا رفت.تاریخ کوهنوردی پیشرفته در ایران به پایان قرن پنجم هجری و زمان سلجوقیان و اسماعیلین بر می گردد. . در کتاب «خداوند الموت »چنین آمده است : کوه‌پیمایان بعد از گردش اطراف کوه، گفتند: اگر بالای این کوه کسی نباشد و سنگ بر سرمان نبارد ما می‌توانیم از دامنه جنوبی بالا برویم و خود را به قله برسانیم و هنگام بالا رفتن، طنابی با خود می‌بریم که وسیلهٔ ارتباط ما با پایین کوه باشد و بوسیلهٔ آن طناب می‌توانیم چیزهای ضروری را برای نصب یک چرخ بالا ببریم و بعد از اینکه چرخ نصب شد، می‌توان از زمین چیزهایی دیگر را بالا برد تا اینکه چندین چرخ بالای کوه نصب گردد و از آن پس بین پای کوه و قله آن، رابطهٔ بیش‌تری برقرار خواهد گردید و می‌توان سربازان را بوسیلهٔ چرخ بالا کشید… کوه‌پیمایان گفتند ما با خود میله‌های آهنی چون پله می‌بریم و آن‌ها را در دامنهٔ کوه نصب می‌نماییم و صعود می‌کنیم تا اینکه به قله ٔکوه برسیم.
در هر صورت کوهنوردی با گذشت زمان تغییراتی یافت و کوهنوردان حرفه ای و ماهری را به تاریخ این رشته تقدیم کرد. اولین کوهنورد ی که بلند ترین کوه جهان (هیمالیا) را فتح کرد،ادموند هیلاری در۲۹ می ۱۹۵۳ بود که قله ی ۸۸۴۷ متری را در کشور نپال فتح کرد.به دنبال کوهنوردانی از کشورهای مختلف به این رشته روی آوردند که کشور ما ایران هم از جمله ی این کشورهاست و افراد جسور و بزرگی را تقدیم این رشته ی ورزشی نمود.
شاعران و هنرمندان در وصف کوه و زیباییهای آن شعرها سروده و داستانها نوشته اند.شاعران منطقه ی ما در مورد کوه و مخاطب قرار دادن آن شعرها گفته اند. غلامرضا ارکوازی کوه باوه یال را که محل مرگ فرزندش است ، همدرد خود می داندو در این مورد مرثیه ای موقر و سنگین سروده است ، آنچه مورد نظر ماست اشاره ی شاعر به کوه و شریک دانستن اورا در غم پسرش است.در نظر شاعر کوه هم سیاهپوش و غمگین است و گوئی جان دارد و با شاعر همدردی می کند.
ئه و روو واوه یلا وه باوه یال دیم / هاواس په ریشان حالش حالحال دیم
سه ر تا وه به رگش سیا زخال دیم / سه ر قوله ی کاوان وه سیا ته م دیم
درختان ژه خه م چو چه و گان چه م دیم / داران دره ختان که لاغی پووش دیم
من و باوه یال عهدمان که رده ن /من خه م ئو ته م تا روژِ مه رده ن (ارکوازی)
ملا منوچهر کولیوند شاعر توانای الشتری کوه را محل بر آمدن و تجلی نور حق و حقیقت می داند ودر چکامه ی زیبای «شمس زرین» بر آمدن خورشید از افق کوه گرین را نماد و نشانه ی فروغ و ظهور حضرت علی (ع) در جهان هستی می داند.
شمس ز رین بال زرین با فروغ و فتح فرین / فوق و فرق و شرق گرین صبحدم هات ئو دیار
بی وه ته سخیر سلیمان کوه و کش دشت و بیابان/ ئه ژ حبش تا قاف خندان بی دماغ روزگار
شاعر در پایان اظهار می دارد که منظورم بهار و سبزه نیست بلکه منظور شاه دلدل سوار است و……
« که مه ر »
که م بقارِن
که مه ر، هر یِ جُاوُ دیریِ
ده م هویلکیتا مِهیِ
که ر نیه ،کور نیه،ایِ اسیاوُ هم نیه
یِ جا نیشدن کُشدیه
برگردان به فارسی:فریاد نزن ،کوه فقط یک جواب دارد، ادایِ تو را در می آورد،نه کر است ونه در صدای آسیاب است،یک جانشینی او را کشته است.
(نگارنده)
شاعران فارسی گوی در مورد کوه اشعاری نغز و دلنشین دارند.برخی از این اشعار در مورد کوهی خاص است همانند شعرملک الشعرای بهار در مورد دماوند، همچنین شعر استاد شهریار در مورد کوه و کوهنوردی:
ای دیو سپید پای در بند / ای گنبد گیتی ای دماوند
از سیم به سر یکی کله خود / زاهن به میان یکی کمر بند
تا چشم بشر نبیندت روی / بنهفته به ابر ، چهر دلبند (ملک الشعرای بهار)
استاد شهریار در بزرگداشت کوه و کوهنوردی شعری دارد که خواندن چند بیت اول آن خالی از لطف نیست.
کوه در شب چه شکوهی دارد /خرم آن جلگه که کوهی دارد
شب چو مهتاب درخشد در کوه /خرمن عشق نماید انیوه
تاجی از ماه به سر دارد کوه /وز طلا جبه به بر دارد کوه
شاه بیت غزل دورنماست / کوه سلطان همه صحراهاست
منابع : فرهنگ دهخدا /دیوان ملا منوچهر کولیوند/ اشعار غلامرضا ارکوازی/تاریخ علم ، جورج سارتون/ تاریخ کوهنوردی جهان، داوود محمدی فر/ قصاید ملک الشعرای بهار / خداوند الموت ، ذبیح اله منصوری/کتاب کوهستان ،استاد شهریار/
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 48 = 55