«کلو»

«کلو»
«کلو »واژه ای لکی و به معنای قرار گرفتن در موقعیتی سخت است که امکان دارد باعث ضرر وزیان به شخص شود.به عبارتی دیگر مترادف« خوان» در زبان فارسی است.

در زبان لکی وقتی که کسی دچار مشکلی می شود به طوریکه برایش مرگ احساس می شود ولی جان به در می برد ، می گویند این «کلو» از سرت گذشت منتظر «کلون» دیگر باش.
در فرهنگهای فارسی معنی دقیق و قانع کننده ای برای آن در نظر نگرفته اند و بیشت بر اساس اشعار شعرای سلف به ماغین وآزه پرداخته اند.
در الشتر کوهی معروف در دل گرین هست که به« کلو»معروف است راههای دستیابی به آن دشوار است ،مخصوصا از سمت دره ی کهمان .
گمان می رود که به خاطر صعب العبور بودن و ایجاد مشکل کردن برای کوهنوردان به این نام معروف است.
در یک بیت از اشعار «موگه»(مویه) لکی می خوانیم :
م وتم نچو یه کلونته
دلدار و بی دل کول حیرونته
آنچه در زبان لکی مورد نظر است بیشتر با توضیح فرهنگ معین سازگار است
هر چند دهخدا به اصل و ریشه ی هفت خوان اشاره کرده است اما معنی دقیق واژه ی خوان را نگفته است .
هفت خوان . [ هََ خوا / خا ] (اِخ ) خوان به معنی سفره است . بعضی وجه تسمیه ٔ این کلمه را آن دانسته اند که رستم و اسفندیار بعد از هر کامیابی ، خوانی ازاغذیه ٔ لذیذ می گستردند، ولی این وجه صحیح نمی نماید.وجه دیگر اینکه کلمه مصحف هفتخان مرکب از هفت و خان = خانه به معنی هفت منزل است . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). نام هفت منزلی است که رستم برای رهایی کاوس از بند شاه مازندران پیمود، در خوان اول رخش شیر را کشت ،در دوم چشمه ٔ آب به رهنمایی غرم بر رستم پیدا گشت ، در سوم رستم اژدها را کشت ، چهارم زن جادو را هلاک کرد، در خوان پنجم دو گوش دشتبان را برکند، در ششم ارژنگ دیو را بکشت ، در هفتم دیو سپید را به قتل رسانید. (یادداشت مؤلف )… وقتی که کیکاوس در مازندران به بند افتاده بود و رستم برای خلاص او میرفت در اثنای راه چند جا دیوان و جادوان را کشت و به هفت روز به مازندارن رفت و کیکاوس را نجات داد، و آن را هفت خوان عجم نیز گویند به سبب آنکه از هر منزلی که می گذشت شکرانه ٔ آن مهمانی و ضیافتی میکرد. (برهان ) :
کنون زین سپس هفت خوان آورم
سخنهای نغز و جوان آورم .
فردوسی .

سخنگوی دهقان چو بنهاد خوان
یکی داستان راند از هفت خوان .
فردوسی .
فرهنگ فارسی معین
( ~. خا)(اِمر.)۱ – هفت دشواری و کار سخت برای رستم به هنگام نجات کیکاوس وقتی که در مازندران دربند بود. ۲ – هفت دشواری و کار سخت برای اسفندیار در جنگ با ارجاسب . ۳ – کنایه از: دشواری های سخت و زیاد.

منابع : فرهنگ معین / فرهنگ دهخدا

#مهدی_زینی

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 35 = 38