« کارا / kara»

« کارا / kara»
«کارا» واژه ای لکی و گرفته شده از پارسی باستان است ، منتهی با معنی دیگر و تقریبا در راستای معنی اصلی (صفت تفضیلی).در لکی معنای پرکار و کاردان و کار آزموده و کسی که در کار کردن خسته نمی شود و صعه ی صدر دارد ، مورد استعمال است.
در زبان پهلوی به اشکال زیر آمده است.
کار آکاس= kãr ãkãs کارآگاه، کارشناس، متخصص، ماهر، وارد، متبحر، با تجربه
کار آکاسیه= kãr ãkãsih کارآگاهی، کارشناسی، تخصص، مهارت، تبحر، تجربه
کاریهَستَن= kãrihastan کارآمد ـ کارساز ـ مؤثر شدن
کاران= kãrãn ـ۱ـ خارجی ۲ـ نوکر، خدمتکار، مستخدم ۳ـ جنگ ۴ـ مردم، جمعیت ۵ ـ لشکریان، سپاهیان، نظامیان
کلمه ی کارا در پارسی باستان بیشتر به معنای مردمان جنگجو (ارتشیان)است.این واژه ی کهن هنوز در واژه هایی چون کارزار، کرمان (kar man ،ماندگاه ارتشیان)معنی اصلی خود را حفظ کرده است.۱٫گاهی در زبان لکی واژه ی «وه کار» را که صفت است و موصوف آن انسان یا حیوان است به کار برده می شود ، مانند پیا وه کار / اسب وه کار / گروه وه کار / دولت وه کار.
واژه ی لکی «آرا»نیز از این نمونه می باشد که صفت برای زمین حاصلخیز است .این واژه نیز صفت تفضیلی بوده ودر زبان فارسی امروزی کاربردی ندارد و در واقع فراموش شده است ،اما در زبان لکی زنده است و رواج دارد.
منابع :۱٫ ماهنامه ی خاوران ، پاورقی (۳)ص۲۵ ش ۵و۶ سال ۱۳۷۰/فرهنگ پهلوی ، ژاله ی آموزگار و دیگران.
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی پنج کتاب 1.رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» 2. کتاب چپرا شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی 3.کتاب سالفه یا مینی مالیست لکی 4. مجموعه ی شعر لکی به نام کژاوه هویر 5. مجموعه ی شعر فارسی به نام ورینجه که هر پنج به چاپ رسیده اند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

38 + = 48