چند واژه ی لکی با منشا اوستایی یا پهلوی

+«چند واژه ی لکی با منشا اوستایی یا پهلوی»
«هوشگ» واژه ای لکی و بازمانده ی زبانهای باستانی ایران است،این واژه بر خلاف «خشک» زبان فارسی هویت اصلی خود را بنا بر اینکه زبان لکی از دستبرد دیگر فرهنگها در امان بوده حفط کرده و ثابت قدم مانده است.
در زبان فازسی بنا بر قواعد زبانشناسی گاهی «ه» به «خ»تبدیل می شود .مانند :«هوسرو» به «خسرو» و «هوشگ» به «خشک» / «آهر» به «آخور».گاهی «گ» به «ج» تبدبل می شود مانند: «گیان» به «جان» و…..
خسرو در زبان پهلوی به شکل (خُسْرویی= xosroi (اوستایی: (هُئُسرَوَنگه) آمده است.
واژه ی «سُک » در زبان لکی به معنای وسیله ای است که برای دوخت و دوز و نگه داشتن قسمتهای مختلف سیاه چادر به کار می رود.گاهی هم آن را« سُک دروش »می خوانند.نوعی دیگر که وسیله ی راندن حیوان است ومیخی را در نوک چوبدستی فرو می کنند تا حیوان را به تند رفتن وادارند. در زبان فارسی امروزی کاربردی ندارد و به ندرت در برخی جایهای ایران بر زبان آورده می شود ،اما در زبان لکی همان ساختار اوستایی خود را حفظ کرده است.در فرهنگ دهخدا آمده است :چوبی نوک تیز که با آن حیوان را برانند.
واژه ی «رزو» که در زبان لرها به معنای درخت نونهال بلوط است ، در واقع همان ساخت اوستایی خود را نگه داشته است . در زبان لکی «چُرو»تلفظ می شود .این واژه در اوستا به شکل «رَزورَ» (razoura) و به معنای جنگل، چوب،درخت = «رزو/ razou» در زبان لری=«چُرو/ choro» در زبان لکی است.
منابع : فرهنگ پهلوی ، ژاله آموزکار و دیگران/ اوست، جلیل دوستخواه/
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 27 = 33