+پِرچ ،perch

+پِرچ ،perch
در زبان لکی پرچ “perch ” بر زلف و گیسو اطلاق می گردد .به نظر می رسد که این واژه از واژه ی پرچم گرفته شده باشد وکاملا هم درست است .
*پرچه هویله که ت تال تال بکیشم / بهمیه کولا ساگیِ بنیشم
( شینم بکرین شیوه نم خیلی / ترمم بوه‌سین وه پرچ لیلی
پرچ هویلکت جور برّی دامه / خر محوارد و دور جفتی شمامه
له مال کرد ودر، نیشت ودریانه / آیینه وه ده س، پرچ مه کرد شانه
پرچل لیلی پا پیچ بیه پام / تا روژ قیامت یه بیسه جام (فولکلور)
در اصل واژه ی پرچم به معنای پارچه ای چند رنگ وبا علاماتی مخصوص و به عنوان نماد هر کشورنبوده است،آنچنانکه هم اکنون مشهور است .در تبت وکوههای هیمالیا گاوی هست که به زبان بومیان” یاک” yak) )خواده می شود.موی این نوع گاو بسیار لطیف ونرم وابریشم مانند است.ایرانیان به آن غژ غاو می گویند.غژ به معنای ابریشم است وکلا یعنی ابریشم گاو.در گذشته موی این گاو را برای آرایش و زینت دادن علم ونیزه به کار می بردند وآن را بر نوک نیزه یا بالای علم(درفش) آویزان می کردند،وبه آن پرچم می گفتند.در فرهنگ رشیدی آمده است):غژغاو وکژکاو ،گاوی باشد که از موی آن پرچم سازند.) در فرهنگ سروری می خوانیم، پرچم به معنی آن چیز سیاه مدور باشد که بر سر نیزه وعلم کنند.در زیر به ابیاتی از شعر شعرای بزرگ که در آنها پرچم به معنای ریشه ، منگله ،طره ،گیسو و کاکل آمده است بسنده می کنیم وگرنه شواهد بسیار است.
*زلف خاتون ظفر شیفته ی پرچم توست / دیده ی فتح ابد عاشق جولان تو باد (حافظ)
در فرهنگ سودی در شرح مصرع اول در مورد واژه ی پرچم در شعر حافظ می خوانیم:مراد از پرچم در اینجا منگوله است که بالای سر چوب پرچم نصب می شود،یعنی به هر جانب که منگوله ی همایونت حرکت می کند ،فتح وظفر همراهش می رود.
*پرچم مشکین علم های شاه / دسته ی ریحان وگریبان ماه (عماد الدین فقیه کرمانی)
*سری مبادکه بر خط بندگی تو نیست/ وگر بود برسر نیزه باد چون پرچم (سعدی در مدح سلجوقشاه)
*گاوی نشان دهنددر این قلزم نگون / لیکن نه پرچم است مر او را نه عنبراست (اخسیکتی)
در گذشته های دورمردمان ایران زمین به جای پرچم امروزی ،درفش به کار می بردند.درشاهنامه و دیوان شعرای فارسی گوی ایران ، هیچگونه اسمی از پرچم به عنوان ومعنی کنونی آن ذکر نگردیده است وهر جا پرچم لحاظ گردیده ،منظور همان موی گاو هیمالیایی است که بر بالای نیزه ها می آویختند.پرچم در فرهنگها به معنای منگوله وشُرابه(شُراوه)نیز آمده است.واژه ی پرچم در دوران معاصر به معنای کنونی وارد زبان فارسی شده است وجای لوا،بیرق،درفش ورایت وعلم را گرفته است.به هر حال واژه ی پرچ که در زبان لکی وهمچنین در زبانهای کردی ولری به عنوان زلف وگیسوو کاکل به کار می رود از ماده ی پرچم و در اصل به معنای همان غژ غاو است.
منابع :هرمز نامه پور داوود ./ شرح سودی بر حافظ/ فرهنگ دهخدا /دیوان سعدی/
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 + 1 =