«پاشدو»

«پاشدو»
تارف مو کرد ،ئه را کرته هلارو؟ / گلیمو کرد ،ئه را کرته جه نگ چو؟
چوی مِیِ پیخه م به ری تسلیم تو بیم/ فره دوشیت، چه حاجت بی وه پاشدو (مهدی زینی)
«پاشدو» واژه ای لکی واز دو جزء «پاش + دو»تشکیل یافته است و «پاش همان است که در واژه هایی همچون « پاش مه نه»(پس مانده)و «پا شُم» (بعد از شام) وجود دارد.«دو » مخفف »دوش»(دوشیدن) است. در مجموع به معنای دوباره دوشیدن و باقیمانده ی شیر را دوشیدن است.می توان گفت که این کار مترادف واژه ی «هوشه چنین»(خوشه چینی)است.
«پاشدو»به معنای این است که پس از دوشیدن گوسفند یا گاو ،بعد از چند دقیقه برای بار دوم آنها را می دوشند و مقداری شیر به دست می آورند. برای این کار گوساله یا بره ها را بعد از دوشیدن به مادر نزدیک می کنند و با دست دهانشان را به پستان می چسبانند به طوریکه پستان را لمس کند ولیکن شیری ننوشد. با این کار مادر تحریک شده و شیر در پستانش زایش پیدا می کند.این کار که برای عمل پاشدو لازم است به «مِیِ کردن/ me kerden» معروف است .«مِیِ کردن»کار زنان است و برای مردان از عیوب شمرده می شود، چنانچه مردی این کار را بکند او را به عنوان « منگا مِیِ که ر» صدا می زنند و این طعنه ای به حساب می آید.
در فرهنگ واژگان مترادف و متزاد معانی بن ، بیخ ،اصل ،پایه واساس ذکر شده است . در این صورت می توان معنی «به طور کلی و خالص دوشیدن» را برای آن در نظر گفت ، هر چند که بعید به نظر می رسد.
درزمان حال نیز می توان بر روی برخی کارهای دولتمردان عنوان پاشدو کردن را لحاظ کرد و نمونه اش هم همین فروش خودروهاست. به جای «مِیِ کردن» هم همین پیش درآمدها و وعده هایی است که می دهند و بعد از دو روز به قول و قرار خود دهن کجی می کنند ووارونه عمل می شود.
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

36 + = 39