«ویار»

+«ویار»
یه کی نیشدیه یه کی داسیه ر بار/ یه کی مه گیریِ هایم ئه ر پا بنار
یه کی هم توشیِ ئه ر کوله مه نیِ / موشیِ : تا زویه بو بیم ئه ر ویار (نگارنده)
ویار واژه ای لکی ولری به معنای مکانی از رودخانه است که از سایر جایها کم عمق تر است و می توان در هر زمان از آن عبور کرد.برای این محل عبور(ویار) در فرهنگ و زبان لکی و لری واته و زبانزد و سالفه هایی در نقاط مختلف وجود د ارد .
از آن جمله است که می گویند : فلان ئیِ پشدِ ویار ناتیی ئاوُ.= فلانکس از پشت گدار به آب زد. منظور از آین واته پرداختن به کاریست بر اساس راههای دشوار و بی سر انجام و اینکه هر کاری راه حل و چاره ای تجربی و مشخص دارد.اما نقدی که بر این واته وارد است ، شاید این باشد که می شود گفت زیر گدار(ویار) زیرا ، چنانچه از پشت گدار به آب بزنی اگر آب زیاد باشد تو را به طرف گدار می آورد و راه نجاتی هست ،اما از زیر گدار به آب زدن راه نجاتی نخواهد داشت .هر چند می شود پذیرفت که منظور غرق شدن است چون جایهای دیگر رودخانه از پایاب و گدار و ویار عمیق تر است.
در این مورد هم سالفه ای هست که افراد بنا بر ذوق و طرز بیان خود آن را گونه گون نقل می کنند. می گویند : روزی پسر یتیمی از مادرش پرسید : مادر پدرم چرا مرد؟ گفت : فرزندم هنگام عبور از رودخانه در آب غرق شد و جان باخت. گفت : مادر مگر رودخانه ویار (گدار) نداشت؟گفت :داشت. پرسید : پس چرا از ویار عبور نکرد ؟ مادر گفت : ویار کمی بالاتر بود و پدرت میخواست زودتر به خانه برسد .پسر با اشکی در کنار چشم گفت : یعنی تا حالا هم نرسیده بود؟
کنایه ی «ئه ر ویار دایین » /arveyar dayeyn / دارای مفهوم هر چه زودتر اقدام به امری کردن و آن را انجام دادن است. مردمان لک زبان هر گاه بخواهند خیالشان بابت انجام کاری قبل از به وجود آمدن مشکلات جدید ، راحت شود این واته را بر زبان می آورند.
در زبان فارسی واژه ی« ویار» وجود د ارد اما به معنای هوس زن آبستن است که این امر غیر از ویار لکیست. در زبان لکی و لری خواسته ی زن بار دار را بیزه bezah می گوییم که با ویار به معنای گدار متفاوت است.در زبان فارسی به گدار معروف است،همچنین در زبانهای لری و لکی به «گوار» و گدار(در زبان لری) موسوم است . «گواریاین»(گوارسن) به معنی عبور کردن و گذشتن است . شاهد مدعا در زبان لری ابیاتی است که شاعرلر زبان استاد سالم پور احمد با زیبایی خاص، به واژه ی « گوار» از مصدر «گوارسن» لری اشاره کرده است.
بیل چه شت چی آسمو شو وم بواره / بیل خیالت شو دِ راسم« بگواره»
……………………..
بی تو ذوقم و چینه / بی تو غم ها د بارم
و سیقه سرو بالات / هرچی دار و ندارم
چنی مه آرزومه د راست« بگوارم» (سالم پور احمد)
تو گُتی هجرونه هیچ ریِ نداره /مه ر یه نیِ سودا گر دش میگواره (میر نوروز)
در ابیاتی از فولکلور لری هم به این واژه اشاره شده است که به مصراعی از یکی از این ابیات اشاره می شود ، شاعر از سفید کوه می خواهد که سرش را فرود آورد تا بتواند از آن عبور کند.
(ئسبی کوی سه ر به چه من تا دت «به گوارم ») .(این مصراع با رسم الخط لکی نوشته شده است.)
در فرهنگ معین ، گدار (ویار)به معنای معبر وگذر گاه در آب ، پایاب و جای کم عمق رودخانه که می توان پهنای آن را بدون شنا کردن پیمود ، آمده است .
در زبان فارسی کنایه ای تحت عنوان «بی گدار به آب زدن » وجود دارد که حاکی از انجام دادن کاری بدون دانش و سنجش است .
در فرهنگ دهخدا برای آن معنی «معبر» آمده است و همچنین واژه هایی چون گاوگدار ، اسب گدار و …برای آن بر شمرده است وکلا آن را محل عبور از جای کم عمق رودخانه می داند. در زبان پهلوی به شکل زیر امده است :
ویدار= vidãr معبر، گذرگاه، محل عابر
ویدَرد= vidard عبور کرد، گذشت
ویدَردَن= vidardan عبور کردن، گذشتن
ویتَرت= vitart ـ۱ـ درگذشته، مرده ۲ـ گذشته، ماضی
«ویار» لکی در حرف « دال » با زبان پهلوی اختلاف دارد .در مورد «ویدردن» هم در زبان لکی به شکل« ویه رده ن »آمده است.این واژه در شعر شعرای گذشته ی لک ربان به وفور یافت می شود و همانگونه که گفته شد از ریشه ی« ویرده ن» گرفته شده و به معنای گذشتن و عبور کردن است.
در اوستا واژه ی« ویش پَث »به معنی «در همه جا» آمده است ، اما آقای دار مستتر آن را به معنای گذرگاه گرفته ونام یکی از تنگه های هندوکش شمرده است.
احتمال می رود که «ویش پَث» اوستایی با توجه به اصول زبانشناسی و تطور کلمات به شکل امروزی «ویردن» لکی و پهلوی در آمده باشد. « ویردن » به معنای گذشتن و سپری شدن در شعر شعرای لک زبان شاهد این مدعاست.
تورانی سپاه هجوم ئاورده ن / تمامی وه گیان شیرین ویه رده ن (شاهنامه ی لکی)
ژَ عمرت چن سال چن پشت« ویردَن» / کی دس نشونت وِ دیار کردَن (نوشاد، شعر دار جنگه)
رِزمِیِ بیان کر ژَ روزگاران /چطور سرد وگرم دهرت« وِیاران» (نوشاد)
کزه م هِیز گرتی ئی مزارِ سه رد / ده نگم ئه ج ئه رشِ خدایی ویه رد (مهدی زینی)
من هر و گوش بیم تو نالای پی درد / آه من ژَارض هفتمین« ویرد» (ملا عوضعلی)
در بیت اول« ویردن »به معنای سپری شدن و در بیت دوم با توجه به ضمیر متصل به ده+ت « ویاران» به معنای گذراندی و پشت سر گذاشتی و در بیت سوم« ویرد» به معنای گذشت می باشد.
مری ایمشو «تیم و توز» و تو رگه / بیه ر ئاو تا «ویار»ی هه س گذر که (بهروز جوانمرد)
به گمانم امشب هم تگرگ و بارندگی باشد ، از آب عبور کن ته راه گذری هست.

منابع : فرهنگ معین / فرهنگ دهخدا./فرهنگ پهلوی ،به کوشش ژاله ی آموزگار و دیگران / اوستا ، جلیل دوستخواه / کتاب اشعار سالم پور احمد./شاهنامه ی لکی، به اهتمام حمید ایزد پناه/
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 26 = 34