«وراز / veraz»

«وراز / veraz»
«وراز» واژه ای لکی و به معنای گراز وحشی است.درزبان لکی اسم عام برای گراز همین واژه ی «وراز »است ام به گراز نر «تاک / tak» و به گراز ماده « ده ر» می گویند.در مواجهه شدن با این حیوان در کوهها ، «ده ر» خطر ناک تر است مخصوصا زمانی که بچه خود (لولک /lolek ) را در خطر ببیند.به طور کلی گراز از انسان می ترسد و خود را بی رهه ها مخفی می کند .چنانچه خود را در خطر ببیند و انسان در مسیر فرار این حیوان باشد صدمه خواهد دید.خوک دارای وسیله ی دفاعی محکم و استخوانی می باشد که به آن «چیره / cherah» می گویند. این چیره می تواند زخمی عمیق در بدن انسان ایجاد نماید.
در زبان لکی تشبیهی به عنوان «واتهم وجود د ارد که می گوید : «چوی وراز» وبه معنای این است که مخاطب فردی یک دنده و بدون نرمش و انعطاف ناپذیر است.گرازها نمی توانند گردن خود را به اطراف بچرخانند ، به همین خاطر در زمان حمله اگر یک قدم از مسیر مستقیم آنها کناره گیری شود ،امنیتی نسبی حاصل می شود.
از همه ی این موارد گذشته ریشه و بن این واژه است که از زمان باستان تا کنون در زبان لکی باقی مانده است.در زیر به آن می پردازیم.
دهخدا : وراز (وُ)(اِ)بر وزن و معنی گراز است و به فتح اول و تشدید ثانی هم به همین معنی گفته اند (برهان)گراز و آن خوک نر است.(ناظم الاطباء)
ویراف.(اِخ)در روایات پهلوی موبدی پارسا به زمان ساسانیان که سفر روحانی به جهان مینوی کرد.//نام پدر وی اردای پیغمبر است (برهان)(آنندراج)
نمود این واژه در «ارداویراف»است. ارداویراف یکی از موبدان و دانشمندان زمان اردشیر بابکان است که داستان رفتن ایشان به جهان آخرت به خاطر مقدس بودن در بین همه ی موبدان زمان در کتاب «ارداویرافنامه» آمده است. این واژه از دو جزء «اردا» + «ویراف»تشکیل شده که جزء اول صفت اوستایی و به معنای درستی و راستی و پاکی و تقدس و مجازا مقدس می باشد.
جزء دوم همان ویراز(ویراف) است که به معنای گراز است.در اوستا «ورازا»ودر پهلوی وراچ گفته می شود.
همچنین شهر براز(شهر وراز) نام یکی از سپهبدان ساسانی بوده است که به معنای «گراز کشور»و اشاره به مهارت و زبده بودن این اسپهبد دارد ،نام اصلی او فرخان است.
در ایران باستان گراز نمادی از ایزد بهرام بوده که ایزد جنگ و پیروزی است.در بیشتر لوح ها و کتیبه های زمان ساسانی شکل گراز حک شده است و افرادی در حال شکار کردن آن هستند.
هم اکنون با توجه به آموزه های دین اسلام برای ما مسلمانان گوشت خوک حکم نجس را ارد به این معنا که دست زدن به آن هم جایز نیست.
در زبان لکی این واژه شکل اصلی خود را حفظ کرده و به همان شکلی «وراز » باستان به کار برده می شود.
منابع : فرهنگ دهخدا / فرهنگ پهلوی به اهتمام دکتر بهرام فره وشی /اوستا،جلیل دوستخواه/
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + 1 =