هجوم واژه ها

هجوم واژه ها
با نگرشی بر زبان شعری سرایندگان جوان وامروزی لک درمی یابیم ، شاعرانی که در این حوزه ی زبانی فعالیت دارند ،مصمم هستند تا واژه های در حال فراموشی را زنده وشاداب نگه دارند.
به نظر می رسد آنچه امروز مردمان لک زبان با آن تکلم می کنند ورایج است،کم کم با زبان فارسی آمیخته می شود و واژه های ناب و اصیل لکی با بار معنایی بسیار با وقار و سنگین در مقابل هجوم وازه هی فارسی در دستورکار فراموشی قرار گرفته و جای خود را به واژه هایی گاه نا مانوس می سپارند.با این حال شاعران نو گرای لک زبان همت خود را برروی احیای این واژه ها که پرچم داران هویت زبان لکی گذاشته اند.
این نوشته بر آن است که گوشه ای از این کوشش وتلاش شاعران معاصر لک را بنمایاند.بنا بر این با سیری در میان گلزار اشعار لکی به این موضوع پرداخته می شود.
واژه ی “ئارو” arow به معنای لثه است که کمتر به کار می رود وبه جای آن لثه فارسی به کار می رود.آقای رضا حسنوند (شوریده ی لرستانی)در طنز دایا نامه این واژه را به جا وزیبا به کار برده است.
دنو هویچ نیری ئاروت صافه / تلفظ قاف ئیِ طور گافه
بر گردان :دندان نداری ولثه هایت از بین رفته اند به همین خاطر مخرج تلفظ قاف وگاف یکی شده است.
“چولیسگیاین” به معنای خشک و بی رمق و آب گرفته شده است.هم اکنون به جای آن پژمرده به کار برده می شود ،هر چند معمرین لک هنوز هم از آن استفاده می کنند اما اکثر نو ظهوران به آن اقبالی ندارند.آقای علی کولیوند زاده شاعر خوش آتیه اهل پلدختر به زیبایی در دوبیتی زیر از آن سود برده است.
بوریِ ویشتر عذاوم ده /گرو گرتم تو تاوم ده /امید وه اُورله نیرم / چولیسکیامه تو آوم ده
بر گردان:بیا ومرا افزونتر عذاب ده /من آتش گرفته ام تو بیشتر مرا بسوزان/به این ابرها امیدی نیست/ پژمرده ام تو بارانی به من برسان.
“قل کورا بیین” qel koura biyin ترکیبی است که به معنای از بین رفتن دودمان و یا نداشتن فرزند ذکر است وبرای بی فرزندی دودمانها به کار برده می شود.امروزه به ندرت به کار برده می شود وبه جای آن انقراض (نابود بیین) را به کار می برند.آقای علی کولیوند زاده آن را در بیت زیر آورده است و ایهامی شیرین هم در آن وجود دارد.قِل qel خاکسترهای روی زغال در حال خاموش شدن را گویند و این خاکستر زمانی که آتش از بین برود به سردی می گراید وجز مشتی خاکستر سرد چیزی نخواهد بود.واژه ی دیگر در بیت زیر ” پلم” palm است که اکثرا به جای ان بهانه به کار می رود.
فلک “پلم ” آگر ار خدا گرتویته / ” قل ” مو کورا بی و کس قل نگستهِ
بر گردان :فلک بهانه ی آتش را از خدا گرفته بود /دودمانم از بین رفته بود وکسی جویایش نشد.
یکی دیگر از این واژه ها “زویین” zoyin است که به معنای زیان دیدن و از بین رفتن در راه هدفی یا کسی و ضعیف وناتوان گشتن است.این واژه در محاورات لکی خیلی کم به کار می رود وجای آن را فدا وقربانی گرفته است.در بیت زیر یکی از شعرای جوان به نام مصطفی رضایی آن را زیبا به کار برده است.
ترسم دخ بکم إ داخ نوینت / مر خدا بیتی نومه” زوینت ” =می ترسم از دوری تو دق کنم وبه همین خاطر قربانی توشوم.
آقای صمد زالپور نیز در مطلع غزلی آن را به کار برده است”
چنی ایواره دلگیر وخمینه / چراخ عمر مه ویره زوینه
چقدر غروبها غمگین و دلگیر هستند/چراغ عمر من هم رو به خاموشی می رود.
واژه ی “بخته وار” یکی دیگر از این واژه هاست وآن اصطلاحی است در مورد بارندگیهای بهاری که به باریدن از روی شانس واقبال اطلاق می گردد.اقای بابک درویشپور شاعر هرسینی خیلی زیبا به آن اشاره کرده است.
اُور عشقت بختــــه واره هـاتـن و نـاتــن دری / آو امیدت ها چه کـرتـی؟ کـی نووه ای جاره سه؟
بر گردان :ابر عشق تو مانند بخته باران آمد ونیامد دارد.آب امید وآرزو در کدام کرت است؟پس کی نوبت این قسمت از زمین می رسد.
خانم مریم کولیوند واژه ی “بی دره تون ” به معنای بی پناه وبی پشتیبان را خیلی زیبا به کار برده است.
تونی پَل و پَلامارِ دلِ مِ / خَریوی بی دِرَه تُونِم گِلا بیر
تو ماوا و پناهگاه دل من هستی /من غریبی آواره ام پس برگرد
واژه ی بیاز به معنی وسیع وگسترده است که در صف فراموشی ایستاده است ونوبت خود را چوب می زند.اقای فرهاد امیری درمطلع غزلی آن را به کار برده است.
تو گِ چَن آسـمون هفتم بیازی / ئرّا ئر چاره مه خوئزگاله مـازی؟
بر گردان= تو که به اندازه ی هفت آسمان گسترده هستی چرا به حال من بی مقدارغبطه می خوری
از اینگونه واژه ها در شعر های سروده شده ی لکی فراوان است که ذیلا به چندین واژه از آنها اشاره می شود.
واژه ی خُلی خاوُ kholi khaow به معنای سر وصدا و شلوغی جمعیت است وهم معنی زلهیِ zelhe است و در شهرستان کوهدشت به کار گرفته می شود،اما در حال فراموش شدن می باشد.در شعر به ان پرداخته شده است.
چیه حُشگِ چیه م،داخت ئایشدیِ ئاوُ / ئسرِم ریِ گِرتیِ،ئیِ تورِ سراوُ
هیسدم رازِ دل ئرینت بوشم / دات ئر سه ر شه ت ئو کِرته خُلی خاوُ(مهدی زینی)
چاه خشک چشمانم از داغ عشقت به آب رسید واشکم مانند سراب جاری شد.می خواستم با تو درد ل کنم،اما تو بی توجه شدی وسرو صدا را اغاز کردی.
سرئولیژ = شیب دار
شه کتم ئه دس زنئی ناهومار / بنار دی بسه “سرو لیژ”م که (علی کولیوند زاده)
“ره شاو” واژه ای لکی وکهنه است و به معنای باز داشتن کسی از آب خوردن به قدر کافیست.در واقع کسی را در اثنای آب نوشیدن باز داشتن ومانع شدن.در بیت زیر که شاعر ان را ندانستم این واژه نمود پیدا کرده است.
نه وِ سیِ نونم ،نه تینی ئاوُم / ئرا تونه گِ هونه “ره شاوُم” = نه گرسنه نان ونه تشنه ی آبم، فقط تشنه ی توام.
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 23 = 31