« نسار nesar »

+« نسار nesar »/ س
« نسار» به کسر اول واژه ای لکی و به معنای قسمتی از کوه است که روبروی قسمت آفتابگیر قرار می گیرد و رو به شمال و پشت به جنوب است دقیقا برعکس آفتابگیر (هویره تاو).گاهی این واژه همراه اسم یا صفتی دیگر به اسم خاص تبدیل می شود،در واقع برای مناطق «نسار» نشانه گذاری می شود: همانند : نسار دله ، نسار پیه ن ، نسار قلایی ، نسار ساوردو ، و از اینگونه موارد. نسار همیشه برف گیر است و دیر تر از بقیه ی مناطق برفهایش ذوب می شود.به همین خاطر چشمه های کوهستانی در فصل تابستان آبشان را از نسارها می گیرند.
نسار در شعر شعرای لک زبان نیز نمود برجسته ای دارد، شاعران برای نشان دادن زیبایی های کوه و یا نشان دادن نا امیدی و حسرت و…از این واژه سود برده اند.
نه فه سِ داخِ هویره تاو ئه ر نساری /سلامِ دِیمه مینه موج ده لیا (عبدلعلی میرزا نیا ، شعر وا)
بر گردان : تو نفس گرم آفتابگیری که بر نسار می تابی /سلام غروب را به دریا می رسانی.
سال کوینه چی سال نو یهات / ده نگ شاقه کوگ ئیِ لا نسار هات
بر گردان: سال کهنه رفت و سال نو آمد ، صدای زیبای کبک از سمت نسار آمد.
قلم و شعر «کرم» چوین عطر ریواس نسار /یا گل لو خنی ئه ژ باخ هنر بمارکت (کرم دوستی)
در زبان لری هم « نسار» می گویند .میر نوروز در بیتی اینگونه بیان می کند :
مردمونیِ زه ن خو بهار مه رده / زه ن گه ن چی زمسو نسار سه رده (میر نوروز )
بر گردان : ای مردم زن خوب بهار مرد استزن بد همچو زمستون سایه سرد است
در فرهنگ دهخدا به صورت «نسا» آمده است و در معنی آن می خوانیم :نسا.[نَ] جایی که بر آن آفتاب نتابد یا در بعضی اوقات سال بتابد.(فرهنگ نظام )موضعی را گویند از کوه که در آنجا آفتاب هر گز نتابد.
در فرهنگ پهلوی به معنای مرده و جسد آمده است.
در اوستا به شکل «نسو» آمده است ودر پهلوی به «نسا» تبدیل شده است.جلیل دوستخواه در جلد دوم گزارش خود از اوستا می نویسد :«گفتنی است این واژه با تلفظ « نسا» تا به امروز در گویش اصفهانی بر جامانده است و سمت جنوبی خانه را که آفتابگیر نیست و همواره در سایه قرار دارد ،« سمت نسا» می گویند.»همچنین معتقد است که این واژه یاد آور «کده»ای است که بنا بر داده های وندیدادی ، در گوشه ای از خانه ودر خنکترین جا برای نگهداری تن مرده به طور موقت در شرایط بدی آب و هوا می ساختند.
اینطور به نظر می رسد که واژه ی« نسار» لکی همان « نسوی » اوستایی و « نسای» پهلوی است که در زبان لکی به آن حرف «ر» اضافه شده و« نسار» گردیده است. در زبان لکی و در برخی مناطق به حیاط خلوت و خانه ای کوچکی که در سمت جنوب ساختمان قرار دارد نسار می گویند و گاه این خانه ها یا حیاط خلوتها به کوچه و معبر ر اه ندارند و مکانی خنک برای نگهداری برخی اجناس و مواد هستند.
در ضمن این نکته معلوم می شود که آقای جلیل دوسخواه از زبان لکی آگاهی نداشته است وگرنه به آن اشاره می کرد.بنا بر این هر گاه مدعی شویم که اکثرا کسانی که در زمینه ی زبانشناسی و متون باستانی کار کرده اند بنا را بر تقلید از هم گذاشته اند وبه علت عدم آگاهی واژه های لکی را به نام زبانی دیگر ثبت و ضبط کرده اند ، بی راه نرفته ایم.
منابع :اوستا ، گزارش جلیل دوستخواه /فرهنگ دهخدا./فرهنگ پهلوی به کوشش ژاله ی آموزکار و دیگران./

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

۲ پاسخ‌ها

  1. محسن حق آبی گفت:

    با تشکر از تلاش و همت شما استاد گرانقدر.واقعا از تمامی مطالب لذت بردم .و اینکه مطالب را با عکس موضوع همراه ساخته اید و فهم موضوعات را راحت تر و بهتر نموده اید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 + 1 =