+«میژیین / mezhin »

+«میژیین / mezhin »
«میژیین» واژه ای لکی و به معنای مکیدن چیزیست به طوریکه آن چیز را میان دولب گرفته و به طرف داخل دهان بمکند.این وازه برای مایعات کاربرد بیشتری دارد و گاهی هم به صورت کنایه بر زبان آورده می شود، به طوریکه می گویند : فلان خویین میژه = فلانکس خون مردمان را می مکد. که کنایه از استثمارو به غارت بردن حاصل دسترنج دیگران است.این اصطلاح خویین میژیین از موجودی به نام الو گرفته شده است که در اب چشمه ها زندگی می کند ف زمانی در همه ی چشمه ها موجود بود و مردم برای اینکه زالو وارد دهانشان نشود احتیاط می کردند.هم اکنون بعه خاطر خشکسالیها از این موجود خبری نیست وتنها در تالابهای پلدختر در منطقه ی تنگ فنی یافت می شود .زالو قلاب خود را در بدن میزبان فرو می کند و تا جایی که بتواند خون می مکد ، البته گاهی هم مردم از روی ناچاری و برای درمان، زالو را بر روی نقاطی که احساس می کنند رگها ی خونی بسته هستند ، می گذارند تا بامکیدن خون توسط این موجود، به خاطر مایعی که ضد انعقاد است و زالو تولید می کند،خون جریانی سریع پیدا کند و بهبود یابند.
واژه ای دیگر در زبان لکی هست که «خور» تلفظ می شود و تقریبا می تواند مترادفی برای این واژه ی میژیین باشد و آنهم در مورد نوشیدن مایعات است با حالت مکیدن و جرعه جرعه نوشیدن.
گاهی کودکان برای آرام گرفتن و تمرین شیر خورد انگشتان خود را می مکند که آنهم نوعی «میژیین» است.زمانی که بره ها پستان مادرشان را می مکند در زبان لکی از واژه ی «میتن/meten »که همان میژین است استفاده می کنند.
در مقام ادب کردن دیگران از کاری که بر روی آن سماجت داشته و اکنون منقاد شده اند ، مردمان به طعنه می گویند :« دا مه میژی؟=از پستان مادرت شیر می خوری؟»= به کنایه یعنی حالا تنیبه شدی و سر جای خود نشستی؟این کنایه جای بحث زیاد دارد که در این نوشته به آن پرداخته نمی شود.
در فرهنگ دهخدا برای این واژه معانی و شواهدی امده است که بر معانی یک سان با واژه ی لکی دلالت دارد و تنها در تلفظ حرف «ز» و «ژ» باهم مختلفند.
مزیدن . [ م َ دَ ] (مص ) نوشیدن . چشیدن . (ناظم الاطباء). مزه کردن :فرهنگ دهخدا
درختی که تلخش بود گوهرا/ اگر چرب و شیرین دهی مر ورا
همان میوه ٔ تلخت آرد پدید/ از او چرب و شیرین نخواهی مزید/( ابوشکور)
و اگر بضرورت آب باید، آب را با شراب ممزوج باید کرد و شربتی تمام بیکبار نباید خورد لیکن اندک اندک می باید مزیدن . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
گفتم اگر لبت مزم می خورم و شکرگزم/ گفت اگر خوری برم قصه دراز می کنی( سعدی طیبات) )
برمزیدن ؛ مکیدن . رجوع به برمزیدن شود.
|| جرعه جرعه نوشیدن . || گرفتن با لب ها. (ناظم الاطباء). فشردن چیزی میان دو لب و کام و زبان . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). فشردن چیزی که آب تواندشد در میان دهان تا سایل شده و در گلو فرورود. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
– بنان مزیدن ؛ انگشت به دهان گرفتن .
کنایه از تعجب و شگفتی و تحسین بسیار :
چون شهد خورده کو ز حلاوت بنان مزد/ هر کو چشید طعم بیانش بنان مزید قاآنی (دیوان چ معرفت) ۳۹۳)

|| در حاشیه ٔ دیوان خاقانی چ هند (ص ۱۲۸) برای بیت ذیل معنی ذائقه یافتن و دهان را خوش طعم کردن آورده اند اما می نماید که ظاهراً در همان معنی مکیدن باشد
ز انگشت ساقی خون رز بستان و زان انگشت مز/ بر زاهدان انگشت گز با شاهدان جان تازه کن
در فرهنگ پهلوی نیز این وازه امده است هر چند که با حرف ژ ثبت شده است ، اما به معنی مزه حس چشایی و معانی از این قبیل آمده است که ذیلا آورده می شود.
میژ= miž مزه، طعم
میزَک= mizak (= میچَک، مِچَک) مزه، طعم
میزَک اُمَند= mizak omand با مزه
میزَک داریْه= mizak dãrih حس چشایی
میزَگ= mizag (= میچَک، مِچَک) مزه، طعم
میزَگ اُمَند= mizag omand با مزه
میزَگ داریْه= mizag dãrih حس چشایی
میزیتَن= mizitan ـ۱ـ شاشیدن، جیش ـ چُرکه ـ پیشاب ـ ادرار کردن ۲ـ مزیدن، چشیدن، مز مزه کردن
منابع : فرهنگ دهخدا /فرهنگ پهلوی ، به کوشش ژاله ی آموزگار و دیگران/
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

86 + = 95