موگه

«موگه / mougah »
«موگه» واژه ای لکیست و به معنای روشی از گریه و هوره و بر زبان آوردن اشعاری حماسی در رثای در گذشتگان است. موگه در زمان «لاونن» افراد در گذشته کار برد ارد و لاونن همان لایه لایه ایست که این بار برای مردگان خوانده می شود و محتوی ابیات آن با محتوی اشبیات لایه لایه برای کودکان متفاوت است، هر چند گهگاهی ابیاتی بین این دو مقوله یکسان هستند.در هر صورت مردم معتقدند با «لاونن» و «موگه »آوردن برای مردگان هم از بار غم زندگان کم می شود و هم در گذشتگان راحت و آسوده همانند طفلی آرام سر بر بالین خاک می نهند.
شو دریژ ئو درده داره ل نیشدنه / لا برونه ، موگه ئاره ل نیشدنه
معادل آن در زبان فارسی مویه (گریه و زاری) است، اما از یک ریشه و بن نیستند ،در همین گفته به ریشه ی «موگه» خواهیم پرداخت.
در اوستا واژه های وجود دارد که مفهوم و معنای «موگه» از آنها استنباط می شود.مغ به کسانی گفته می شود که در دین زردشتی هم ردیف روحانی در دین اسلام هستند .در مورد این واژه آمده است که از ریشه ی اوستایی «موگو» mogu به معنی کار بزرگ و وظیفه ی مهم و بزرگی و شکوه است.
واژه ی مجوس نیز از همین ریشه ی مغ است .در زبان و ادب فارسی مجوس که معرب واژه ی یونانی مگوس (مغ) به معنای مطلق زردشتی و پیرو دین زردشتی آمده است خود از مغ ریشه دارد. منظور از این گفته آن است که در اوستا واژه ای وجود دارد که «مِگه» magah تلفظ می شود وبرخی پژوهندگان آن را هم ریشه ی مغ می دانند. مسینا می گوید: به معنی هدیه ی الهی ودین راستین است .
«نیبرگ» که اجتماع زردشت و یارانش را به مانند گروه شمنی می داند و می گوید «مگه» در اصل به معنی گروه خوانندگانی بوده که در انجمن گاهانی سرود می خوانده اند و بعدها به معنای جای سرود خواندن گاهانی وبر گذاری آیین نیایش بکار می رفته است.و هنگامی که این سرود خوانی کهن فراموش شده ، به معنای جای راندن دیوان در آمده که در وندیداد به «برشنوم گاه» است.
جلیل دوستخواه معتقد است که این تفاسیر او را اقناع نکرده است و آن را به شکل «مگون» به کار می برد.
در فرهنگ دهخدا برای معنی مویه آمده است :
مویه کردن . [ مو ی َ / ی ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گریه و زاری کردن . گریه و نوحه کردن . موییدن . گریستن .
به روز و به شب مویه کرد و گریست /پس از مرگ سهراب سالی بزیست .(فردوسی)
در زبان لکی کسی که «موگه » را اجرا می کند ، به «موگه آر» و یا « سر موگه آر»موسوم است وعموما کسانی که دارای صدایی گیرا و تاثیر گذار و غمناک هستند برای این کار ارجحیت دارند.این افراد هنگام خواندن موگه ، ابیاتی حماسی را که در بین مردم مشهور و معروف و اکثرا از شعرای بزرگ گذشته ی لک زبان همچون :غلامرضا ارکوازی، نوشاد و خانه ی داجیوند و …. است با توجه به قواعدی بر زبان می آورند و خود نیز جملاتی معترضه بر آن می افزایند که هم بر فضای عاطفی مجلس می افزاید و هم باعث متاثر شدن شنوندگان می شود .
هنگام اجرای موگه عموما زنان حاضر در مجلس با فرد«موگه آر» همراهی می کنند ودر پایان هر بخش موگه کلماتی واحد را با او بر زبان جاری می کنند که به« واقاوُ» معروف است.
اشعار «موگه» با توجه به سن و جنس وطریقه ی مردن وجایگاه اجتماعی افراد متفاوت است.
چنانچه در گذشته جوان باشد و طریقه ی مردن هم موردی باشد که بر خلاف هنجارهای جامعه نباشد ، ابیاتی عامه پسند و موقر و لایق او برزبان آورده می شود .بیت شعر برای جوانان ناکام به کار برده می شود.
بال سویله که ت بال بداخه /هر کیِ تو دیه سی هر آخ ئو داخه
ئی هواریره مای وه ناز قی به سده / ذهنم کور نه که ن روسه م هر یه سه
سوار بو بینم سواریت چوینه / نوم زینت مخمل کار هرسینه
برای افراد ی که در سن پیری از دنیا می روند و عمر خود را به پایان برده اند ، با توجه به روحیات اخلاقی ، طرز زندگی در میان مردم ، شخصیت اجتماعی و جایگاه او از نظر علم و دانش و فرهنگ و یا مردم داربودن ،مهمان نوازی و مسائلی از این دست ، شایسته ی موگه آوردن و «لاونن» است.
مجلس براکم نیشدیه وه دُرُنه وه / ساقی گِل مه هوارد وه قلیُنه وه
ئه گه ر داخه که ت ئیر چو ئیِ جه رگم / سه نگ بو وه بالین ،گِل بوو وه به رگم
موگه برای زنان هم ابیات خاص خود را دارد ، هر چند بسامد آنها اندک است ،اما به و شایسته ی زنان است.زیبایی ، کلانتر زن بودن ، اخلاق نیکو ، دوست داشتن هم نوعان ، بخشش به تهیدسان و محتاجان ، خانه د اری ، احترام همسر ، با تقوا بودن و مسائلی اینچنین شایسته و مناسب موگه آوردن برای زنان است.
ئی مال کرد ئو در ، نیشد وه دریانه / ئاینه وه ده س زلف مکرد شانه
گیسه ل خانم وه چل چنیاوی / مه ری چویر بی شونم نیاوی
قیل ونیل وبیل خاکِ سه ر مزار/کول بگریم ئو سه ر، مال دوس دای ئر بار
کوشه لِ سه قری ،مه س ئو پر پاوه / زه مین منت بار،بردینیه راوه

منابع ک اوستا ، جلیل دوستخواه / فرهنگ دهخدا/
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 + 3 =