لکها و مناطق لک نشین.

برای کلمه ی لک که بر مردمان بسیاری از چندین استان اطلاق می شود، معانی متعددی را بر شمرده اند. وجه تسمیه ی این کلمه و وابستگیهای آن با قوم کرد یا لر هر چه باشد در اصل موضوع که شناسایی این قوم وفرهنگ بزرگ آن است ،تغییری حاصل نمی نماید. در این کتاب ما هم به دنبال اثبات این موضوع و تعصب در این باره نیستیم و کسانی را هم که در این راه از خود هیجان نشان می دهند و نظریاتی بدون منبع و ناموثق را اساس کار قرار می دهند به مطالعه ی زیاد و اظهار حقایق توصیه می نماییم.

آنچه مهم است ما ایرانی هستیم و دارای تاریخی عجین با همه ی ایرانیان. قومی موفق است که در راه علم و دانش بکوشد و در تولید علم خود را بالا بکشد. با این کار کسانی که در شناساندن فرهنگ لکی کوشش می کنند ستودنی است. البته این افراد هر چه به سلاح مطالعه و تحقیق مسلح باشند کارشان قابل اعتنا وفخیم خواهد بود و این تلاشها منجر به حقیقت جویی و نشان دادن وبه کار گیری نقاط مثبت این فرهنگ خواهد شد.

به طور اجمال و صرفا به خاطر آشنایی با پیشینه تاریخی و نظر دیگران در مورد این قوم نکاتی را بازگو می نماییم. برای کلمه ی لک و وجه تسمیه ی آن معانی متعددی همچون :ستبر، لکه، داغ، خال، مردم رعنا و صد هزار را ذکر کرده اند.

با توجه به اینکه محل زندگی لکها در منطقه ای واقع شده است که زیستگاه کاسیها وسپس مادها بوده است، این قوم نیز به بایداز اعقاب آنها باشند. برای فرهنگ زبان و حکومت قوم کاسی ، تاریخ روشن و قابل اعتمادی وجود ندارد. در مورد قوم ماد می دانیم که این قوم با ورود به ایران بر تمام ایران استیلا یافتند و بر همه ی آن حکمرانی کردند و اقوام بومی وساکن ایران را عقب راندند و آنها یا در قوم مهاجم هضم و جذب شدند یا به مناطق کوهستانی پناه بردند

کلمان هوار می گوید : ما نمی توانیم تاریخی پیشتر از اولین هزاره ی ورود مادها به فلات ایران، که در آن هنگام مسکن مردمانی بود که خاستگاه نژادی آنها برما روشن نیست، بدست دهیم. این مردم پس از ورود آریاییها به ارتفاعات رانده شدند یا در آنها جذب شدند . برخی آداب و سنن موجود در میان لکها می تواند باز مانده ی فرهنگ مادها باشد. از جمله اینکه چنانچه کسی فرزند پسر نداشته باشد یا مرد و سرپرست خانواده ای بمیرد ،می گویند اجاقش خاموش است (اجاق کور) است. این گفته ریشه درفرهنگ قوم ماد دارد،زیرا که مردان مادی رئیس خانواده و محافظ اجاق بودند تا خاموش نشود. این قانون اجتماعی فقط در میان گفته ها باقی مانده است و از اصل آن که لازمه اش وجود آتش و نگهبانی آن است،خبری نیست. حسن پیرنیا می گوید:از اقوام آریایی سه قوم مادها، پارسها و پارتها قوی تر و بر جسته تر از سایرین بوده و هر کدام به نوبت خود در تمام فلات ایران حکومت کردند. زبان،عادات و اخلاق و دین سه قوم خیلی به هم نزدیک و همه تقریبا دارای یک نوع ترتیبات اجتماعی بودند و………. مرد حافظ اجاق خانواده بود .

در هر صورت مسکن اصلی و تاریخی لکها منطقه ی غرب ایران ودر دل کوههای زاگرس بوده است. حمداله مستوفی الشتر را که منطقه ای لک نشین است، جزءِ ولایات کردستان می داند و می نویسد: الیشتر شهری وسط است و جایی نزه و درو آتشخانه اروخش نام بوده است .همچنین حدود کردستان را محدود به عراق عرب،خوزستان،عراق عجم،آذربایجان و دیار بکر می داند و مردم نهاوند را نیز از اکراد ذکر کرده است.

در مورد اینکه لکی زیر مجموعه ی کردی یا لریاست جای تردید می باشد و باید گفت که خود زبانی مستقل و جداست.. زبانشناسان به خاطر قرابت و نزدیکی گویش های کردی، لری ولکی همه را تحت یک عنوان مورد بر رسی قرار می دهند. کلمان هوار می گوید:گویش کردی که زبان کوه نشینان کردستان است، خود به لهجات چندی تقسیم می شود و……لرها و بختیاریها دوست ندارند که کرد خوانده شوند،اما چون لهجه های این دو گروه خویشاوندی نزدیکی با گویش کردی دارد،خواه ناخواه از نظر زبانشناسی در یک گروه و زیر نام واحدی قرار می گیرند . با این حال در مورد زبان نیز نمی توان به درستی اظهار نظر کرد،زیرا زبانها در طول زمان تغییراتی پیدا کرده وبا توجه به هجوم فرهنگها واقوام مختلف ،از اصل خود دور شده و تنها زبانهایی که در معرض این هجومها نبوده اند کمتر تغییر کرده اند.

لکی با کردی شباهتهای فراوانی دارد و کلمات مشترک بسیاری بین دو زبان وجود دارد و این هر دو از زبانهای اصیل ،باستانی ودست نخورده ی ایران زمین هستند.

در حال حاضر لکها مناطق و سر زمینهای زیادی را به خود اختصاص داده اند و برخی از گذشته های دور در این مناطق ساکن بوده و برخی تبعید شده یا همراه شاهانی چون کریم خان زند یا نادرشاه به مناطق دیگر رفته اند و تعدادی هم خود به خاطر مشکلات اجتماعی مهاجرت کرده اند. در اینجا به عمده ی این مناطق اشاره می شود:

در لرستان مناطقی چون کوهدشت، نورآباد،الشتر،چقلوندی،زاغه،سیلاخور وچگنی محل اسکان و مراکزاصلی این قوم است. در بعضی ازاین مناطق لرها نیز زندگی می کنند. گروهی از لک ها در استانهای ایلام و کرمانشاه ،همدان و قسمتهایی از کردستان عراق مانند:خانقین وکرکوک وشهرستانهای کجور،کلاردشت ومکارود در شمال ایران و گروهی در استان فارس،قزوین،شمال خراسان و ورامین زندگی می کنند.

چون هدف ما تاریخ نگاری نیست ،پس زیاد وارد این مبحث نمی شویم. در میان خود لکها لهجه ی گویشوران مناطق مختلف مقدار ی باهم متفاوت است، اما این تفاوت اندک، مانع درک زبان همدیگر نمی شود.

منبع: کتاب ردپای پیشینیان “فرهنگ عامه لکی”

توضیحاتی درباره این کتاب:

فرهنگ عامه آن قسمت از فرهنگ جامعه است که به صورت شفاهی بوده و غیر مکتوب است . این فرهنگ سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. فرهنگ عامه آیینه ی تمام نمای بار فرهنگی قوی یا ضعیف جوامع مختلفی است که در یک منطقه ی جغرافیایی زندگی می کنند. گاهی این فرهنگ به بیرون از مرزهای یک منطقه یا کشور نیز کشیده می شود و جهانی می شود. مسایل مختلفی همچون آداب و رسوم،جشنهای ملی و مذهبی، عزاداریها، واته ها (ضرب المثل)، اشعار و ترانه های شفاهی که گوینده ی آنها نا مشخص است، بازیها وسرگرمیها، چیستان ها و عنواینی از این قبیل در دایره ی فولکلور هستند. قوم لک دارای فرهنگی پر بار است با شاعرانی گرانقدر که اشعاری نغز و دلنشین سروده اند. اما آنچه مورد نظر ماست فرهنگ غیر مکتوب (فولکلور) است.
(مهدی زینی اصلانی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 50 = 58