«لات مه س/ lat mas »

+«لات مه س/ lat mas »
«لات مه س» واژه ی لکی و به معنالی کسی است که در حالیکه در فقر و فاقه به سر می برد دارای بلند پروازی ولاف و گزاف است. این واژه از دو قسمت «لات» (گدا / نادارا) و «مه س» (مست) ترکیب شده است.لات به معنای نادارا گدا و کسی که آهی در بساط ندارد ، مورد استعمال است و مه س هم به معنای مست ، از خود بی خود ، شیفته و شیدا کاربرد دارد.برای این واژه مترادفهایی همانند : «لات گیه رویت/ lat e geya roit » / « دو جوی مه س/ do goy mas » / «ئیسا وه بیِ ره سی/isa va be rasi » وجود دارد. هر چند اصطلاح سوم در موارد دیگر هم کاربرد دارد اما به گوشه ای از موضوع مورد بحث ما مربوط است. در این مورد نیز واته ای در زبان لکی هست که مردمان برای اینکه به مخاطب بفهمانند که تو «لات مست» هستی آن را با آهنگی خاص می خوانند :
شیه کرم هاوار هاتمه سه ر مل / نون گه نم گوشداوُ شِل
Shiah keram hawoar hatemasar meg/none ganem gooshdawo shel
فریاد شاه کرم ،من ازبس که نان گندم وآبگوشت پراز گوشت و خوشمزه می خورم ،خود نشناس شده ام.شاید پرسیده شود که آبگوشت این همه فخر و مباهات نداشته ، اما باید دانست این واته زمانی گفته شده که مردمان برای سیر کردن شکمشان از ساق و برگ و ریشه ی گیاهان و نان بلوط سود می بردند.
در زبان فارسی «لات» به معنی کسی که هیچ ندارد و همچنین بر اشخاص ولگرد و زورگو و زورگیر و چاقو کش و کلا مترادفاتی در این حیطه دلالت د ارد.در فرهنگ دهخدا معانی گوناگونی برای آن آمده است.
فرهنگ دهخدا :لات .(ص، اِ)آنکه هیچ ندارد.سخت بی چیز. (در تداول عوام).|| مرد بی سر و پا. مردی سخت رذل. در تداول لوطیان دشنام گونه ای است که به معنای فقیر بد. در شطرنج اصطلاحیست برای آنکه هیچ مهره ای غیر از شاه برایش نمانده است.گلابه . گل سخت نرم و بی ماسه و شن که سیل با رودخانه آرد.همچنین دارای ترکیباتی چون لاتِ لات = در باز و لات و پات = سخت بی چیز و فقیر/لات و لوت = کاملا تهیدست می باشد
به نظر می رسد که واژه ی لوت دهخدا در صفت مرکب «لات و لوت» همان واژه ی لویت یا لخت و لهت و رُت لکی باشد که برای کامل کردن معنی لات آورده می شود. قسمت دوم که «مه س» باشد به معنای مست و شراب خواره ای است که شراب در وی اثر کرده باشد.دگرگون شده از آشامیدن می و غیره. اما در ترکیب «لات مه س » لکی دارای معنی اصطلاحی گردیه و معنای شراب مست از آن بر نمی آید ، بلکه به معنای کسی است که در عین بی چیزی و فقیری طبل شادی و سرور و بی عاری بکوبد.
« مه س/ mas» در زبان پهلوی به معنای بزرگ ، والا ،سنگین،گرانقدر و عالی آمده است.همچنین واژه ی «مستگ/mastog » به معنای مست ، مدهوش ، بیخود و مسموم آمده است.
در زبان پهلوی «لات مه س» به شکل « یوت مست / yut mast »آمده است و به معنای کسی است که بی نوشیدن « باسیا» ( شراب) مست شود. همچنین« رُتک / rotak » و «لوتک / lutak »به معنی لخت، برهنه ،هروت ، عریان و عاری و بی بر آمده است.می توان اینگونه نتیجه گرفت که «یوت» ولوتک و رتک به خاطر قواعد زبانشناسی به «لات» تبدیل شده باشند .
منابع : فرهنگ دهخدا / فرهنگ پهلوی ، ژاله ی آموزگار و دیگران/
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + = 12