«قو »

«قو »
«قو» واژه ای لکی و به معنای فریاد بر آوردن بلند از ته گلو است برای آگاه کردن مخاطب که بیشتر در کوه و دشت و صحرا و برای مسافات بلند کار برد د ارد. «قو کیشین»مصدر مرکب آن است . گاهی به صورت کنایه کاربرد دارد و هر گاه بخواهند کسی را سرزنش کنند و یا به او تلنگری بزنند که با این کردار وکارهایی که درپیش گرفته ای خاندانت را بر باد می دهی ، این کنایه را استعمال می کنند گه : «ئه ر جامال دویمونت قوییِ مه کیشی »= بعد از نابودی دودمان فریادی بر می آوری = به طور کنایی یعنی همه را نابود خواهی کرد.
از تکرار این واژه برای نامیدن صدای جغد استفاده گردیده.در اشعار و فولکلورهای لکی این واژه بسامد فراوانی دارد.مانند :
یه مال کیه چول ئو ویرُنه / قوقو بایه قوش لیش کرده لانه
این خانه ی کیست که اینگونه ویرانه گشته و صدای جغد از آن به گوش می رسد؟
ده شو تا صو همه ش قوقو، مه او بایه قوش لولم / دلش دلگیر شوگاره وه سر شور سحر داره
(جعفر فیلی)
در فرهنگ دهخدا آمده است: (اسم صوت)نقل آواز خروس است و چون فارسی است باید با غین (غوغو) نوشته شود.(فرهنگ نظام)قوق آواز مرغ کردن است.
مشاهده می شود که در کنسرتهای بسیار مهیج داخلی و خارجی تماشا کران از این فرآیند برای نشان دادن اوج تلذذ و منفعل شدن احساسات از آن استفاده می کنند.
منابع :فرهنگ دهخدا /
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 + 2 =