قلماسک ، ghalmasek

قلماسک ، ghalmasek
در گفتار حاضر به بر رسی واژه ی قلماسک در زبان لکی وسابقه ی تاریخی و کاربرد واسامی مختلف آن در زبان فارسی،پهلوی،ایران باستان و اوستا ودیگر سرزمینهای غیر ایرانی در حد امکان پرداخته می شود. قلماسک واژه ای لکی وبر گرفته از قلماسنگ فارسی است.این وسیله در گذشته ها ابزار جنگ افراد مختلف وهمکار چوپانان بوده است وبه خاطر دسته های بلند می توانست سنگ را تا مسافتی بیشتر از برد دست یک نفر پرتاب کند وبا دشمن مقابله کند.چوپانان برای تغییر مسیر چرای گوسفندان با پرتاب سنگ به وسیله ی قلماسنگ مسیر وجهت را مدیریت می کند. عموما به کمر بسته می شود وبه دارنده ی آن قلماسکه قی (قلماسنگ بر کمر) گفته می شود.این وسیله از پشم گوسفند بافته می شود. در گذشته کسانی بودند که در بافتن آن مهارت داشتند و روشهای بافت آن اسامی مختلف داشت: گرزه چن،ساده چن و… برای تزیین وزیبایی واستحکام بر روی صفحه ی اصلی بافتی به عنوان محافظ بافته می شد که به نومه که nomaka معروف بود ،همچنین در محل اتصال دسته ها بافتی به عنوان شاواله shawoala اضافه می گردید.
در فرهنگ لکی دارنده ی آن با توجه به اینکه افراد کار آزموده وجنگجو از لوازم جنگی معتبری همچون :گرز وشمشیر وخنجر واخیرا هم تفنگ برخوردار بودند، در مرتبه ی پایینتری از لحاظ جنگ آوری قرار داشت وموید آن این داستان فولکلور است:زمانی در یکی از مناطق لک نشین دون پایه ای از نظر طبقات اجتماعی از دنیا رفت.در مراسم عزاداری آنگونه که رسم است زن متوفی ،موگه ای با وقار و سنگین برای اوانتخاب کرد و گفت:
سردار سنگین سر دل جمنم / باویِ بی زوره ل زور دار رمنم
معنی=سردار با صولت و رهبر ایلم / پشتیبان ضعفا و نابود کننده ی ستمگران
زنی نکته سنج که به این “موگه” گوش می کرد ،گفت:اجازه دهید تا من ایشان را مناسب حال ومقامش وصف کنم.گفت: “قلماسکه قیِ” بوزینه باریِ / بیه سه هم شون والی سواریِ
معنی: شخص دون پایه ی که کارش حمل بوزینه (وسیله ای با دو لنگه که بر پشت چارپایان نهند)بود با مردی ارجمند و بلند پایه برابر شده است.
در فرهنگ ده خدا آمده است: قلماسنگ . [ ق َ س َ ] (اِ) قلاسنگ . (رشیدی ). به معنی فلاخن است و آن آلتی باشد که از ابریشم الوان و غیره بافند و شاطران و شبانان بدان سنگ اندازند. (برهان ). رجوع به قلاسنگ شود.
بنات النعش گرد او همی گشت / چو اندر دست مرد چپ فلاخن (منوچهری) در این بیت شاعرهم به فلاخن اشاره کرده است وهم چگونگی گردش بنات النعش را در چپ دست بودن مرد فلاخن انداز به تصویر کشیده است ونحوه ی چرخش بنات النعش و چرخاندن فلاخن را اراده کرده است،اما در میان مردمان ما کسی که چپ دست باشد ،چه در انداختن سنگ وچه در پرتاب تیر به وسیله ی فلاخن ،تیرش سهمگین وکشنده است واین موضوع امری به اثبات رسیده است.
مردم فلسطین در مقابل ارتش تا دندان مسلح رژیم غاصب از فلاخن به عنوان وسیله ای موثر وکاربردی استفاده می کنند واین موضوع مشهور است.
قلماسنگ (فلاخن) یکی از جنگ افزارهای لشکریان ایران در مقابله با سربازان دیگر کشورها بوده که در زبان فارسی با نام فلاخن نیز مشهور است.با توجه به اینکه در زبانهای اوستایی وپارسی باستان حرف لام نبوده است ودر زبان پهلوی و پارسی هر حرفی که به لام تبدیل شده است در ریشه حرف “راء” بوده است.یکی از این واژه ها همین فلاخن است که همانند:الوند والبرز وجز اینها در اصل به جای “ل” حرف” ر” داشته اند.یکی از ابزار جنگی که در اوستا از ان یاد شده است همین فلاخن است و با نام “فرادخشنا”fra dax shna آمده است.در یونانی sphendonae ودر لاتین fuoda خوانده شده است.در داستان پیشدادیان ما جمشید پدید آورنده ی آن است،در تاریخ طبری کیومرث آن را ساخته است .محمد بلعمی که در سال۳۶۳ تاریخ طبری را ترجمه کرد می نویسد: “وسلاح او(کیومرث) یک چوب بزرگ بود و فلاخنی ،نام خدای بزرگ بر آنجا نبشته و هر کجا دیو وپری دیدی به سنگ وبدان نام خدایتعالی،اورا هزیمت کردی وهمه برمیدندی.”
نزد مصریان باستان وآشوریان سه هزار سال قبل از میلا مسیح به کار می رفت واز جنگ ابزارهای آنان بود.در ایران باستان گروه سنگ اندازان گروهی جنگجو وماهر بودند که در نبرد ایران وروم از این وسیله استفاده می کردند واز آن زمان این جنگ ابزار به یونان راه یافت.بر روی ستون تراژان که به مناسبت پیروزیهای این امپراطور(تراژان) بر پا شده است، تصویری از فلاخن هم حک گردیده است.در اوستا چهار بار واژه ی فرا دخشنا (=فلاخن) آورده شده است . در مهر یشت آمده است که سنگهای کسانی که مهر فرشته ی عهد وپیمان را در پیمانشکنی بیازارند به هدف نخواهد رسید هر چند ار نیروی کافی بر خوردار باشند.
منابع :زین افزار ،پور داوود/تاریخ هرودوت /فرهنگ دهخدا / یشتها ،پور د اوود./
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 18 = 22