فه رشه

+فه رشه
هر صو وه شه فه ق ، فه رشه ت ره نگینه / چوی هویر مدروشی، ماوات گرینه (مهدی زینی)
فه رشه یکی از واژه های لکی است که به معنای نورانی بودن ودرخشندگی است. زمانی که در زبان لکی می خواهند کسی را به خاطر نورانیت وزیبایی بستایند ، می گویند: فه رشه نویره مایتیِ=نورانیت او به وضوح نمایان است.گاهی برای تاکید این واژه را دو بار تکرار کرده و می گویند:فه رشه فه رشه سیِ .نقطه ی مقابل آن کسی است که نورش از بین رفته باشد و در واقع فره از او گرفته شده باشد وبه” نویر په ری” معروف است.نمونه کسانی که “فره ” از آنها پس گرفته شده جمشید وکاووس است که به خاطر غرور ودروغ فره ازآنها گسست ودچار سر نوشت شوم شدند. “نویر پرین” لکی به همین موضوع اشاره دارد ویاد آور این داستان است ودر اذهان برجاست.
فره ی ایزدی یکی از علائم وتایید کننده های پادشاهان ایرانی در زمان پیشدادیان ودوران تاریخی است ودارنده ی آن مورد حمایت اهوره مزدا بود. در ایران باستان به دو نوع فره اشاره شده است ،یکی فره ی ایرانی که دارنده ی آن حافظ ایران وایرانی است تا زمانی که موعود ظهور کند ودیگری فره کیانی که مختص شاهان وسلاطین نیک نهاد است.این فره ایزدی که برخی همچون ثعالبی از آن به عنوان “پرتو خوشبختی خدایی ” (شعاع السعاده الالهیه) نام برده اند ، در اکثر نگاره ها به شکل هاله ای از نور گراگرد سر پادشاهان وشخص زردشت متجلی می باشد وحاکی از آن است که این شخص شایسته ی سروری یا پادشاهی است.درتمثالهای معصومین وامامان شیعی هم این هاله دیده می شود که نشانه ی نورانیت و ولایتی خدایی یا تایید شده ی از طرف خدا می باشد.
دهخدا آن را نوری از خدای تعالی دانسته که بر خلایق فایز شود و به وسیله ی آن قادر شوند به ریاست و حرفتها وصنعتها.
در زامیاد یشت (نوزدهمین یشت) که در مورد برخی کوهها وفره ی ایزدی صحبت می شود ، ارتباطی بین کوهها و فره ایزدی مشاهده می شود و آن اولین فروغ روشنایی است که هر صبحگاه از مشرق از پس کوهها نمایان می شود ودر غروب در پشت کوههای مغرب به تاریکی می پیوندد.این اشعه های اولین و آخرین خورشید را که از نوک کوهها تابیده می شود ، در لکی لیسگ ودر کردی تیشگ می گویند که احتمالا تیشگ شکل تغییر یافته ی لیسگ لکی می باشد.به همین خاطر باید گفت کوهها اولین دارندگان فره هستند.
“فر” در زبان فارسی کنونی به صورت پرتو ،نور ، درخشش وفروغ کار برد د ارد .در زبان پهلوی به شکل خُره ،خرِه وخوره و فره ثبت شده است. در اوستایی به شکل “خور” و “خورنه”یا “خورننگه” به معنی درخشندگی وشگوهمند بودن آمده است .همچنین هور در اوستایی وسور در سانسکریت به معنای خور یا خورشید است.
واژه ی لکی “فرشه” از “فرشم” پهلوی که به معنای فجر وطلوع آفتاب است گرفته شده است وآن هم از فره اوستایی متاثر است.دارنده ی فره در صورتی دارای “فرشه” است که با انیرانی به خاطر دفاع از مردم وکیان خود بستیزد .شاید بتوان گفت که این فره در این روزگاران به صورتهای:ثروت، مقام ، شهرت ، سواد وعلم تجلی یافته است وعمل کنندگان به وظایف انسانی خود در داشتن آن پایدار خواهند ماند.
در یشتها می خوانیم:می ستایم فره ی کیانی نیرومندِ مزدا آفریده ی بسیار درخشانِ زبردستِ پرهیزگارِ چابک وکار آمد را که سر آمد همه ی آفریدگان است.
منابع : یشتها،پور داوود،ج۲ ص۳۱۴ /فرهنگ دهخدا/یشتهای کهن ، بهمن انصاری /فرهنگ پهلوی،ژاله آموزگار ودیگران/اوستا،به کوشش جلیل دوستخواه/
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 38 = 39