غزلی از علی کولیوند زاده (لک)

یکه چیم و چراخم بردیسه
تنیا داوال باخم بردیسه

بیت کوچ هم چیه ئه ویره ایلم
یکی حتی ایلاخم بردیسه

نمم چم کرد فلک هر ها کمینم
چوی کور مرده وجاخم بردیسه

هناسه م سرده ئه دس سوم سرما
یکه گرمی اوجاخم بردیسه

بیمسه ویلونه خراوله دویر
خریوم یکه کاخم بردیسه

یوسف هار کو دواره خاومه دیه
گائه لر گائل چاخم بردیسه

بیمه خوله تنیا ئه بن مخاره
خمینم یکه شاخم بردیسه

تا سر بردن ئه شعره دله میته
یکه دل و دماخم بردیسه

“علی کولیوند (لک)”

۱٫ یکی چشم و چراغم را برده است/تنها مترسک باغم را برده است
۲٫ ترانه کوچ دوباره از یاد ایلم رفته/ یکی حتی ییلاقم را برده است
۳٫ نمی دانم چه کرده ام که فلک همیشه در کمین من است/ مانند کسی که پسرش مرده اجاق کور شده ام
۴٫ نفس هایم از دست سرمای سخت سرد است/ یکی گرمای اجاقم را برده است
۵٫ شده ام آواره ی خرابه های دور/ غریبم یک نفر کاخم را برده است
۶٫ یوسف کجاست دوباره خوابی دیده ام/ گاو لاغر گاوه های چاق را برده است (خورده است)
۷٫ شده ام دیوی تنها در ته یک غار/ غمگینم یک نفر شاخم را برده است
۸٫ تا انتها بردن این شعر دل می خواهد/ یک نفر دل و دماغم را برده است

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

۲ پاسخ‌ها

  1. مهدی زیار گفت:

    درورد بر استاد بزرگوار زینی اصلانی

    دس خوش واقعن لذت بردم از این وبگاه پر بار.

    قلمت مانا باد

    • مهدی زینی گفت:

      ممنون از خوانش و نظر زیبای شما آقای زیار. قابل شما عزیزان لک زبان را ندارد.سپاسگزارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 56 = 61