شه مال

نشریه تحلیلی کاسیت
شه مال / مهدی زینی

برای این واژه در زبان فارسی همسانهای مختلفی وجود دارد ،برخی آن را نسیم صبحگاهی می دانند،برخی آن را صبا می پندارند و برخی آن را صرفا باد دانسته وآن هم بادی که از سمت شمال می وزد.

در کشور ما ایران در هر منطقه و محلی برای بادها مخصوصا بادهای محلی اسامی خاصی رواج دارد.

باد شمال،شمالو، روز باد،کج باد ، کله باد،باد زه لو(باد زلان ) در سطح بالاتر بادهای چهل روزه ی سیستان،بادهای ایام سیزده بدر که مردم ما معتقدند در این ایام شترهای پیرزن داستان همیل وممیل آبستن می شوند، بادهای میوه رسان در تیرماه .آن چه مورد نظر ماست باد شمال لکی با فتح اول است (شه مال).

در فرهن گهای فارسی برای هر کدام از واژه های شمال، صبا ونسیم معانی نزدیک به هم آورده اند. در فرهنگ دهخدا برای هر کدام به ترتیب آمده است: شمال، بادی که از جانب ثمود می وزد،”شمال باد”، بادی که از جانب شمال می وزد.

صبا ، باد برین که جای وزیدن آن ازمطلع ثریا تا بنات النعش است و آن را قبول هم می نامند.

نسیم ، دم باد(آنندراج) ، باد خوش(منتهی الارب)

در فرهنگ عمید برای واژه ی صبا “باد برین و بادی که از سمت مشرق می وزد آمده است که به نظر می رسد با باد مورد نظر ما متفاوت است.

در لکی باد برین بادی است که همه چیز را نابود می کند واز بین می برد.چنانچه در نفرینی لکی هر گاه بخواهند کسی به کلی نابود شود می گویند: باد برینت بیه ری “باد برین تورا باخود ببرد” همسان این نفرین هم بُل برین(بیل برین)است. همچنین در این فرهنگ لغات برای نسیم “باد ملایم وهوای خنک” آمده است.

در فرهنگ معین برای سه وازه ی مورد نظر آمده است: شمال “سمت روبروی ما وقتی که خورشید در سمت راستمان باشد.

سمت چپ ./صباء ” میل کردن به کارهای کودکی”
نسیم ” باد خنک وملایم”

به طور مشخص گذشته از معانی حاشیه ای در مورد باد شمال ونسیم وصبا به هوای خنک ولطیف اشاره شده است. در زبان لکی هم گذشته از معانی اصلی هر سه واژه به شاعرانه بودن واژه ی شمال(باد صبا) توجه گردیده ست واین که از کدام سمت می وزد تاثیری بر احساسات شاعر ندارد. این باد اگر همراه کله با د، باد برین ،باد شمال شرقی یا باد شرق باشد باید در خدمت شاعر بوده و پیام آور و همراز و هم نشینش او باشد.

محمد سودی بسنوی در کتاب شرح خود بر حافظ می نویسد: صبا پیک شعر است زیرا اغلب شعرا با صبا مکالمه کرده وبه وسیله ی صبا برای محبوب خود پیغام می فرستند،چونکه جانان عالیجناب است و به مقامش فقط صبا وشمال می توانند واصل شوند.(شرح سودی غزل ۴)

آقای خرمشاهی در حافظ نامه می نویسد صبا بادی است که در صبح در وقت طلوع آفتاب از مشرق می وزد ،لطیف وخنک است ،نسیمی خوش دارد وگلها از آن بشکفد وعاشقان راز با آن گویند در اصطلاحات عرفی نفحات رحمانیه است که از مشرق روحانیات می آید.

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست / منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست (غزل ۲۴)

شعرای بزرگ ایران زمین در اشعار خود از واژه های باد شمال،صبا ونسیم وگاهی همراه واژه های دیگر استفاده کرده اند.

به طور کلی حضور صبا در ادبیات فارسی با تولد سبک عراقی مشخص ونمایان است. بیشترین بسامد در دیوان حافظ است که از واژه ی صبا سود برده است.حافظ صبا را حامل و دارای بوی خوش می داند و آرام بخش است زیرا پیام و بوی دلبر را با خود دارد.

ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر / زار و بیمار غمم راحت جانی به من آر(غزل ۲۸۱)

در اشعار شعرای لک زبان باد شمال همانند شوالیه ای با وقار و قابل احترام است . این باد در باغ وبستان اشعار لکی می گردد و به آنها رونق می بخشد،شعرا بنا بر ذوق وسلیقه ی خود خوش آمد گوی این باد هستند و با او راز ونیاز می کنند و تقاضاهایی هم دارند.

شمال معجزه گر از عهده ی هر کاری بر می آید وهمنشین عاشق و معشوق و فضول و کنجکاو است. اسرار را بر ملا می کند و رازهای نهفته را بیان می نماید..

مه لیِ آوه لیز، تا سو مه خونیِ / فلک لونه که م چوین اج یه ک شه نیِ

گنام هر عشق بی،ده مم نه کومیا / شه مال شنه فدیِ،ته میره م ژه نیِ

زمانی در نقش رامشگر ظاهر می شود و زلف یار را شانه می کند و تنها شه مال است که حق ورود به حریم محبوب را دارد.

-هنی باخ محرم باخچه ی بنانه ن /نسیم شانه زلف سیاه چمانه ن (ملاحقعلی سیاهپوش/شعر کله باد)

ترکه میر کله باد را وکیل وجانشین باد شما ل می داند واز او مدد می طلبد.

”ﻫﺎﻧﺎی ﻛﻠﻪﺑﺎد، ﺑﺎد ﺑﻬﺎران / وﻟﻴﻌﻬﺪ وﺷﺖ وﻛﻴﻞ واران (ترکه میر آزادبخت)

شمال به هر جا سر می کشد،خبر آور است و پیغام عاشق را به معشوق می رساند، ظریف رفتار است وبی صدا وارد می شود.

ملا منوچهر در ابتدای شعر کله باد آن را ولیعهد وه شت(وه شت نوعی از باران است، در اینجا شه مال معنی می دهد) می داند ودر پایان کله باد را شَمال با فتح اول خطاب می کند واز او می خواهد که پیغامش را به دوست برساند.

بنور وه کشکان چم چنی پاچه ل پیغام بر پی دوس نه سکنای بردبه ل
شمال امانت جوینده یار بو پروانه شمنار ملک تتار بو
گوناش منورین چوی بیان زرد ژه دل بر مده ی دم آه سرد
خوشا و حالت دلیل هام حال هر دو زاری کیم تا وخت وصال (ملامنوچهر/شعر کله باد)

لک امیر از شمال می خواهد که زودتر پیامش را به یارش برساند تا مبادا در مورد شاعر که نمی تواند یارش را ببیند، دلگیر شود.

شه مال زوی بوری شه مال زوی بوری / ناخای تو دیر باین لیلم بتوری
شه مال نازارم ها سکن زندان / گیره وه تله سم خدا نشناسان (لک امیر)

در اشعار فولکلور لکی بسامد شمال چشمگیر و زیباست.

۱٫کراسِت بپوش تا پشت کوشِت / بای شه مال شه نو بالای بی خوشت
پیراهن بلندی بپوش، مبادا باد شمال اندامت را نمایان کند.

۲٫بوشنه بای شه مال هاوالی باوه ر/ هاوال ژه یارم تون خدای داوه ر
به باد شمال بگویید خبری از نزد محبوبم بیاورد.

۳٫ چوین بای شه ماله ن هناسه ی یارم/ شادی ماوه رو سوزِی نازارم
صدای نفسهای صبا گونه ی محبوبم مرا شاد ومسرور می کند.

۴٫خشه ی بای شـــــه مال شه ن ار باخ و راخ / پاکشان که رده ن ژه هه ر زام و داخ
صدای وزش باد صبا باغ وراغ را پاکیزه وسر سبز کرده است.

۵٫ کراس بوررم ار بان کوشت / شه مال بشانو بالای بی خوشِت
پیراهنی برازنده ی اندامت تهیه کنم تا هنگام راه رفتن باد شمال با تو همراهی کند.

۶٫شه مال داسیه لیت زلفت شیویایه / دولشگر زه نگی ئیِ یه ک رشیایه
باد شمال دو گیسوی سیاهت را پریشان کرده است،انگار که دو لشگر از زنگیان با هم می جنگند.

منابع:دیوان حافظ/ دیوان ملا منوچهر کولیوند/دیوان اشعار ملا حق علی سیاهپوش/حافظ نامه خسرو شاهی،جلد اول ،چاپ ششم/شرح سودی بر حافظ،ترجمه ی دکتر عصمت ستار زاده
*** این مطلب مورخ ۱۵تیرماه ۹۳ در نشریه تحلیلی کاسیت منتشر شده است.

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 65 = 74