«شایری » « shyeri» / شاییر / shayer /

+«شایری » « shyeri» / شاییر / shayer /
شایری واژه ای لکی و لری است و به معنای سرودن ابیاتی است به صورت هجو و هجا کردن شخصی به خاطر اینکه از او کاری مخالف نظر شاعر روی داده باشد.این واژه در ظاهر همسان واژه ی شاعری در زبان فارسی است اما در زبان لکی علاوه بر حفظ معنی مصدری خود ، دارای معنی اصطلاحی گردیده و آن عبارت است از اینکه کسی را با ابیاتی موزون و خنده دار و گاه غیر مودبانه و هزل هجو کنند.
افراد «شاعر» را مردم با همان مصداق زبان فارسی ، « شاییر / shayer » مورد خطاب قرار می دهند واز ارج و منزلت بسیاری بر خوردارند .هر چند درمورد افراد «شایری وه ش» هم نظر نامناسبی ندارند ،اما بین این دو تفاوت قائلند و شاعران واقعی از احترام خاصی بهره می برند.
شایری و شایری وه ش مختص گروهی خاص بود که به همین اسم «شایری وه ش» یا «ده لی» معروف بودند، صرف نظر از اینکه افرادی هم در میان مردم وجود داشت که دارای ذوق هنری شاعری و بداهه گویی بودند و گهگاهی هم اشعاری به صورت طنز و مطایبه و شوخی با دیگران می سرودند.شاعران بزرگ لک و لر نیز گاهی اشعار طنز و تاثیر گذار خود را در میان مردم منتشر می کردند و هم اکنون هم شاعرانی با ذوق و قریحه سکان دار این نوع ادبی هستند.
ادبیات اجتماعی و انتقادی از شاخه های مهم زبان و ادبیات فارسی بوده واز زمانهای گذشته تا حال گویندگان و طرفدارانی در میان شعرای بنام و صاحب سبک داشته است.
طنز به عنوان ظرفی برای پیش کش این انتقادات و بیدار کردن و آگاهی بخشی به مخاطبان جایگاهی مهم و ارزنده در این نوع ادبی دارد.
در ادب فارسی دو مقوله ی هجو و هزل هست که اولی ضد مدح و دوم ضد جد است . طنز زیر مجموعه هجو است و زمانی که به اوج می رسد و هجو را کامل می کند می توان گفت که همان هجو است که رشد نموده و دارای تاثیری عمیق و بیدارکننده گردیده.
و اما فکاهی زیرمجموعه ی هزل است.در هر صورت فکاهی و طنز هردو انسان را می خندانند ، اما فکاهی (فکاهه) دارای نتیجه ی نوشخند و خنده ای از روی لذت و شیرینی است ،ولیکن طنز هر چند حاصلش خنده است ، اما این خنده نیشخندی است همراه متنبه شدن و به خود آمدن وگاه یک طنز می تواند به نتیجه ای مثبت و تغییری ثمر بخش منجر شود، در حالیکه نوشخند گذرا و آنی گاهی هم متنبه کننده است.
طنز در لغط عبارت از مسخره کردن و طعنه زدن است ودر اصطلاح به نوع خاصی از آثار منظوم یا منثور ادبی گفته می‌شود که اشتباهات یا جنبه‌های نامطلوب رفتار بشری، فسادهای اجتماعی و سیاسی یا حتی تفکرات فلسفی را به شیوه‌ای خنده دار به چالش می‌کشد.
درفرهنگ دهخدا در باره ی طنز اینگونه آمده است :
طنز:
فسوس کردن . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ). فسوس داشتن . (دهار).افسوس داشتن . (زوزنی ). افسوس کردن . (تاج المصادر). بر کسی خندیدن / عیب کردن .(زوزنی)/ سخن به رموز گفتن . (غیاث ) (آنندراج)
• ((اِمص ) طعنه . (غیاث ) (آنندراج ). سخریه: آنچه دیده و شنیده از احوال نوخاستگان و حرکات ایشان و سخنان باطنز که میگفتند بازراند. (تاریخ بیهقی ص ۵۹۹). بزرگان طنز فرانستانند. (تاریخ بیهقی ص ۳۹۲).
(خاقانی) مرا بطنز چو خورشید خواند آن جوزا/ زبون تر از مه سی روزه ام مهی سی روز
عبید زاکانی از نام آوران و سر شناس ترین این گویندگان است و منظومه ی موش و گربه ایشان نمونه ای بارز و ماندگار از این نوع ادبی می باشد.
عبید از دانایان و عاقلان که درک و فهم کافی برای پی بردن از ظاهر کلملت به باطن آنها دارند می خواهد که داستانش را همچون در غلطانی بنگرند و پندی را که منظور نظر شاعر است، درک کنند و از زیبایی طنز شعر هم لذت ببرند.
ای خردمند عاقل و دانا قصه موش و گربه برخوانا
قصه موش و گربه منظوم گوش کن همچو درغلطانا
کتاب چرند و پرند دهخدا نیز نمونه ای بارز از طنز سیاسی معاصر است.
در لرستان شاعر توانا و طنز پرداز لر زبان مرحوم اسداله امرایی امیرپور شاعر بلندآوازه طرهان است. می‌توان امیرپور را برجسته‌ترین شاعر طنزپرداز لرستان دانست.برخی اشعار طنز ایشان به زبان فارسی و برخی لری می باشد. نمونهایی از شعر فارسی این شاعر کوهدشتی:
با تحیر شو دمی خیره به اعمال طرق /هر رئیسی و هر مباشر پول‌ها دزدید و رفت
این مظالم جمله انجام وظیفه نام داشت / هرکه آمد چون کنه بر پای لر چسبید و رفت
داستانی زیبا از اولین شعر امیرپور نقل شده که ذکر آن در این مجال مناسب است، می‌گویند:
روزی هوا سرد و سوزان بوده برادرش اسفندیار با دستپاچگی از در وارد می‌شود در آن حال بوی سرخ‌کردنی (پیاز داغ) به مشامش می‌رسد وی ظاهراً با بی‌تابی از مادر، درخواست غذا می‌کند، امیرپور هم شاهد این ماجرا است و فوراً شعری می‌گوید که خود و ی آن‌را اولین شعرش دانسته است:
مه اسفندیارِ پشت مِلْ زوتم / د موقع نهار و ننه‌ام گوتم
بو پیاز داخی آما و پتم / مویم سیخ بیه دِ زیر کوتم
یعنی: من اسفندیار هستم که پشت گردنی برآمده دارم، در موقع نهار به مادرم گفتم که بوی پیاز داغی به مشامم می‌رسد و موی بدنم از زیر کتم مثل سیخ راست شده است.
از شعرای معاصر همچنین می توان به شاعر لک زبان اقای رضا حسنوند که دارای اشعاری به صورت طنز در موارد مختلف هستند اشاره نمود ،که مشهورترین طنز اجتماعی ایشان دایا نامه و بارزترین طنز سیاسی- اجتماعی ایشان مزدا نامه است.
دایا نامه :
یِ دایا میِ دی هه سه هه س بیتیِ / زنِیِ به سده یِ نه فه س بیتیِ
رنگ روی برّیا ئیِ طور گینو / سی هُشگا بردی چوی پوس لیمو
شکت ئو بی گیو هول ئو هراسو / پی ترّ موئتی یا شا خراسو
یاریم ده بلکم ایمسال نمرم / ای آخر عمره دیگلم بگرم
واما باز گردیم به افراد «شایری وه ش» که گاهی به عنوان« ده لی»از آنها یاد می شود ، بیشتر کارشان بر روی هجو و منکوب کردن مخاطب شعریشان متمرکز بود و از هیچ نسبتی چه به حق و چه ناحق رویگردان نبودند. این « ده لی ها » بیشتر از میان افرادی که به «لوطی» معروف بودند ، بر می خاستند و بودند افراد غیر «ده لی» که به این کار مبادرت می کردند.گاه مخاطب را به خاطر عدم پذیرایی و یا رعایت نکردن بهداشت یا پرداختن هدیه ای ناچیز ،یا بر زبان آوردن کلماتی بر ضد خواسته و مرام «ده لی» واز اینگونه موارد شامل هجو خود می کردند.
نمونه هایی برای آن زیاد است که ما به خاطر حفظ حرمت کلام و اینکه ممکن است مخاطبان آنها در بین مردم مشهور و شناخته شده باشند و این کار به آنها لطمه ای وارد کند ، از آوردن آنها خود داری می کنیم. گاهی این افراد، وسیله، حیوان یا پیش آمدی را موضوع هجوخود قرار می دادند.نمونه ای از آن در هجو «یابو» است.افراد شایری وش ،در واقع از شخص مورد خطاب خود حق السکوت می گرفتند تا اشعار را ادامه ندهند. اشعار افراد شایری وه ش توان به کار گیری موسیقی را برای انتشار داشت ، زیرا بیشتر این گویندگان از افراد مجری موسیقی محلی بودند و توانایی و امکان اجرای آن را به شکل ترانه نیز در اختیار داشتند.
شعرای گمنامی هم اشعاری را به عنوان طنز در میان مردم به جای گذاشته اند که خواندن آنها خالی از لطف نیست .گاهی این اشعار از یک محیط به محیطی دیگر رفته و در میان همه ی مردم ماندگار شده و گاه برخی از این اشعار فقط در حیطه ی کوچک زندگی گوینده مانده و افراد کمتری از ان آگاهی دارند .بنا براین برماست که این گفته ها را در جایی مکتوب کنیم و آنها را از پرتگاه فراموشی برهانیم. شعر «گایاری »که به زبان لکی سروده شده یکی از این اشعار طنز و زیباست:
شوسو گُنیِ بی چِمه گایاری / زه مین مه رِن گال نا کاری
گیلا گیر کردی ئی مه رز مینگو / دیم کوره میشیِ یهات ئی زو
میش ، میشیِ نُیی ، یِ آفاتی بی / سه ر خُت ئو مِل خُت بلا فاتیِ بی
از دیگر اشعار طنز می توان به شعر «قُله» « ملخ» اشاره نمود، که اثر مرحوم عینشاه سوری اهل ژیریان الشتر و به زبان لکی و طنز است . این شعراز دست و پنجه نرم کردن مردمان کشاورز لرستان با بزرگترین آفت کشاورزی در سالهای قبل از انقلاب حکایت دارد.مطلع این طنز، بیت زیر است :
قُله ئیر جمیا ئیِ زیو تا که م /ئیِ مابین خاک ئرو ئو ئه جه م
نوا سواریِ ، هات ئو پاعلم
قله کاردیه بی وینیِ زال پیر /سرهنگی ریِ کردیِ ئه را جلو گیر
هرگه هرگه بی ،باده باده بی /چوین شازاه میِ ئمام زاده بی
قله ، یِ سه ر بی ، کُلی نیشد ئو بال /ئو چوین ئمام بی چنیه ئستقبال
این طنز ابیاتی بلند د ارد و ملخها را با طنزی شیرین تا الشتر همراهی می کند و درگیری ماموران دربار شاهنشاهی و ملخها و دست خالی مردم ، بسیارزیبا و شنیدنی می باشد.از اینگونه اشعار در هر منطقه ای بسیار است و همتی می خواهد که همه را جمع آوری کند و در کتابی محفوظ نماید. ان شا الله که جوانان ما این کار را بکنند.
منابع :طنزها و لطایف اخلاقی در ادب فازسی ،فاطمه ی عسگری/فرهنگ دهخدا / دیوان عبید زاکانی/ پایگاه تحلیلی خبری میر ملاس نیوز(نوشته ی محمد جعفر محمد زاده ) و آن هم به نقل ازشماره‌ی ۵۳ فصل نامه‌ی گفتار سبز/
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

68 + = 70