شاوزیرکی

بازی وسرگرمی ها
در زبان لکی بازی مرادف باورزش امروزی است وهرنوع ورزشی را گذشته از اسم خاص با اسم عام بازی نام می برند.بازیهای محلی به خاطر جنبه ی پرورش جسم وروح وایجاد شور ونشاط وپر کردن اوقات فراغت درمیان مردم طرفداران بسیاری داشته است وهم اکنون تا حد زیادی از این گرایش کاسته شده است،به طوری که بعضی از آنها به بوته ی فراموشی سپرده شده اند.عوامل بسیاری در این امر دخیل است وعلت اصلی شاید پیدایش ورزشهای متنوع امروزی وگرایش نسل جوان به آنهاست.اکثر این ورزشها در گذشته در مکانهای خارج از شهر و روستا و گاه در منازل اجرا می گردیدوهنوز مردم به شکل امروزی دچار مشغله های بسیار کاری ومعیشتی نبودند. برخی از این موارد جنبه ی سر گرمی داشت.به هر صورت برخود لازم دیدیم که این بازیها را تا آنجا که ممکن است هم جهت ضبط وجلوگیری از فراموشی همیشگی وهم آگاهی نسلهای حال وآینده از این ورزشها به گوشه ای از آنها بپردازیم

شاه وزیرکیsha vazirki :این بازی با کبریت انجام میگیرد.دو طرف کبریت که زرنیق کبریت قرار دارد .یکی را شاه ودیگری را وزیر انتخاب می کنند .نوک کبریت ها را هفت سال شاه وته آن ها را هفت سال وزیر تعیین می کنند .دو طرف باقیمانده را یکی بز ودیگری را دزد مشخص می نمایند .افراد شرکت کننده در بازی به ترتیب کبرت را به هوا پرتاب می کنند .طرز قرار گرفتن کبریت بر روی زمین مقام آن ها را تعیین می کند .ابتدا باید شاه انتخاب شودوهر مقام دیگر قبل از شاه باطل است .قبل از انتخاب شاه هرکسی دزد بیاورد جریمه ای ندارد وبه شوخی می گویند شاه نداریم وشاه ملوکی است.این سخن گرفته از زمان ملوک الطوایفی در ایران است که هرج ومرج همه جا را گرفته بود.بعد از آن که شاه ووزیر انتخاب شدند؛چنانچه قرعه ی یکی از افراد به دزد بر خورد کند وزیر مچ اورا می گیرد ومی گوید شاه چنش کنم ؟ شاه هم یکی از تنبیه های رایج را برای او در نظر می گیرد .تنبیه ها طوری است که گاهی توسط یک نفر وزمانی به وسیله ی همه ی افراد انجام می شود .این تنبیه ها با ظنز و شوخی همراه است وباعث خنده وشادی افراد است بدون اینکه باعث تحقیر فرد تنبیه شوند ه شود .بازی باپرتاب کبریت درهوا ودست به دست گردیدن مقام شاهی ووزارت ودزد های جدید عموما تا پاسی از شب ادامه دارد .تعدادی از تنبیهات عبارتند از : بوسو؛تره پیاز ؛حمام؛گردو؛نان تابه ای ؛آب دادن ؛بزغاله ؛هیزم شکستن و……درزیر به شرح هر کدام می پردازیم . ۱٫بوسو، همان بوستان است .وقتی که شاه در جواب شاه چینش کنم؟ وزیر ؛ گفت:بوسو . وزیر دست های خود را به صورت گاو آهن در می آورد وشروع به شخم زدن سر دزد می کند .حاضرین با هم از او می پرسند :چه می کاری ؟ــ بوسو.ـــازبرای کی؟ــ دوسو. ــ کمی به من بده . ــ نمی دهم .ــ باضربه ی یواشی که به سر دزد می زنندمی گویند از این طرف میبرم . ـــ پرچش می کنم . ــ ازاین طرف می برم . ــــ پرچش می کنم .به این ترتیب با هر ضربه از سوی وزیر وهر کدام از حاضرین باز ی به هلا رو می انجامد .هلارو اصطلاحی است برای اعلام پایان بوستان .به آن شارو هم گفته می شود. افراد ی که بوستان دارند در زمانی که بوستان را قابل استفاده ندانند با گفتن کلمه ی هلا رو دیگران را خبر می کنند .دیگران با هجوم خود واحشامشان دمار از بوستان در می آورند .این اصطلاح در پایان دستور بوستان کاری در بازی شاه وزیرکی جا پیدا کرده است .با شنیدن هلا رو این چنگ های خشن است که با زلف و گیسوی دزد بازی می کند.
شعر:
ئی دنیا داران ای دنیا دوسو دنیا دمیکه چوی شارو بوسو
ey donyâ dârân eh donyâ dôso dnyâ dameka choi shârô bôso
تره پیاز : وقتی که پادشاه دو، سه یا هر چند دسته تره پیاز انتخاب نمود ؛ وزیر به همان تعداد تار مو از سر دزد جدا می کند وبه پادشاه تقدیم می کند . ۳٫حمام :وزیر در یک طرف دزد قرار می گیرد وبا دامان پیراهن خود در دزد می دمد و هر بار از خود صدایی مثلا صدای قورباغه در می آورد و می گوید حمام روشن نمی شود .می پرسند چشه ؟ یعنی چه مشکلی دارد ؟ می گوید : قور باغه ای در آن است .شاه می گوید آن را در بیاور .وزیر هم با نیشگونی نشان می دهد که مشکل را رفع کرده است .به همین ترتیب هربار صدای حیوانی ودر پایان رفع مشکل ونیشگونی از دزد . اتمام حمام با شاه است .۴٫گردو:زدن ضربه با پشت انگشتان به سر دزد به تعداد گردو های در خواستی شاه است . ۵:نان تابه ای :دزد در دهان خود می دمد به صورتی که لپهایش از دو طرف بیرون بزند .در این هنگام وزیر با کف هر دو دست صورت او را نوازش می دهد وباد به سرعت از دهان دزد خارج می شود .۶٫آب دادن : وزیر نوک بینی دزد را با دو انگشت می گیرد وآن را به طرف سر چشمه مثالی می کشد . دزد گرفتار باید بر روی زانو وبه دنبال او تا لب چشمه که دو متر بیشتر نیست ؛ راه پیمایی کند . ۷٫بز غاله :وزیر گوش دزد را گرفته و می کشد .دزد باید صدای بزغاله در آورد تا رها شود . ۸٫ هیزم شکستن : وزیر یا کسی به نیابت از شاه دودست خود را به صورت تبر در می آورد ومحکم به تعداد هیزم های در خواستی بر پشت دزد بخت بر گشته ضربه وارد می کند.
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + 7 =