«سلام یا خدا حافظ»

«سلام یا خدا حافظ»
رسم است هنگامی که بر کس یا کسانی وارد شویم بر آنها درود بفرستیم و با این کار محبت و دوستی خودمان را نشان دهیم.در همه ی فرهنگها این طرز بر خورد وجود دارد منتهی هر کدام با زبان خاص خود.در زبان لکی با توجه به دین اسلام و فرهنگ ایرانی خود دو گونه بر خورد می شود.یکی اینکه با وارد شدن سلام می دهند و دوم اینکه با زبان لکی به مخاطبان گفته می شود : وه شایی بنیشینو = نشستنتان با شادی همراه باشد.
گذشته از این برخلاف دیگر جایهای ایران هنگام وارد شدن به حاضرین گفته می شود : خدا فز(خداحافظ)کُلتو = خدا حافظ همه ی شما.همچنین اگر یک نفر باشد می گوییم : خدافز برا = خدا حافظ شما برادر باشد.برخی بر اینگونه وارد شدن ایراد کرده اند که این لفظ برای زمان جدا شدن از جمع و افراد است.همچنی بر زمان به کار بردن واژه ی شفق در زبان لکی انتقاد وارد کرده اند که در حد توان به اینگونه ایرادها پاسخ داده می شود.
اجداد ما ایرانیان هنگام ورود به مکانهای مختلف بر حاضرین درود می فرستادند و در واقع همان سلام کردن اسلامی ما و هنگام جدا شدن می گفتند : بدرود که جمله ای دعایی است ومعنای خدا نگهدار از آن بر می آید. در زبان فارسی امروزی جملات ساده ای به کار می برند که گرته برداری از زبان عربیست.به امید دیدار که از الی اللقاء و در پناه خدا که از فی امان الله عربی پیروی می کند.در هر صورت همه ی این جملات ساده دعایی هستند و قرار دادی ، چنانچه در بدایت برخورد یا بعد از آن بر زبان آورده شوند هیچ مشکلی از لحاظ ادب و خوی محبت آمیز و داشتن یک روابط عمومی خوب به وجود نمی آورد.
عموما در میان ما مردمان لک زبان هنگامی که نام شخصی را بر زبان می آورند که در گذشته است ،حضار می گویند :خدا رحمتش کند ، که این جمله ای دعاییست وممکن است دیگران تصور کنند که فقط مختص مردگان است و اگر کسی به زنده ای بگوید خدا رحمتش کند دیگران بر آشفته شوند و ایراد بگیرند که کارشان صحیح نیست زیرا آرزوی رحمت خداوند برای کسی کردن خیلی زیبا و انسانیست و زنده و مرده ندارد.
در مورد خداحافظی کردن هم همینگونه است ، دعا کردن برای اینکه خداوند از دیگران حفاظت کند خیلی پسندیده و بجاست حالا در هر زمانی که باشد.در ضمن این اتفاق در بین مردمان لک زبان می افتد و چون زبان لکی و مردمان لک زبان برای آداب اجتماعی و روابط خود با دیگران پیرو هیچ فرهنگی دیگر نیستند به کار بردن لفظ «خدافز»(خداحافظ) هنگام وارد شدن بر دیگران کاملا به جا و از زیبایی های فرهنگ لکیست.ما لکها برای زمان جدا شدن از دیگران هم جملاتی ساده داریم که عموما از فرهنگ دینی ما نشات گرفته است.
هاینه کُلین دواز ئمُمیی = در حصن دوازده امام هستی ، کِرداوت زه مو دار وه دورت .در برخی شهرهای لک نشین مانند نور آباد و کوهدشت (تا جایی که بنده اطلاع دارم) هنگام جدا شدن از هم می گویند : وه خدا ئسپِریاینه = به خدا سپرده شده ای.خدا وه گردِت = خدا به همراهت.
واژه ی شفق در زبان فارسی به معنای غروب و سرخی آسمان در همین زمان است .خاقانی می گوید:
صبحدم چون کله بندد آه دود آسای من / چون شفق در خون نشیند چشم شب پیمای من(خاقانی)
به نظر می رسد که این واژه به خاطر سرخی آسمان به کار برده می شود ،همان چیزی که در زبان لکی بر سرخی آسمان هنگام طلوع آفتاب دلالت دارد.شعر خاقانی هم بی رابطه با دلالت شفق بر صبحدم نیست.
آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد
اشک من رند (حافظ) شفق یافت ز بی‌مهری یار
فرهنگهای فارسی در این مورد آورده اند :
دهخدا :شفق. (ع.ا)سرخی شام و بامداد.(غیاث اللغات).سرخی افق پس از غروب آفتاب تا نماز خفتن و نزدیک آن و یا نزدیک تاریکی شب.
معین :سرخی افق پس از غروب آفتاب./دیکشنری عربی به فارسی :تاریک روشن،هوای گرگ و میش،./فرهنگ واژگان مترادف و متضاد : بام بامداد، سپسده دم، سحر./
با توجه به برخی اشعار شاعران فارسی گوی و فرهنگها به کار بردن واژه ی شفق برای بامدادان هم صحیح و خالی از اشکال است و باید توجه داشت که زبان لکی خود مستقل از زبان فارسی و عربی و…است ، بنا براین میتواند معانی واژه ها در این زبان با دیگر زبانها مخالف باشد هر چند که در این مورد خاص اینچنین نیست.
هر سو وه شه فه ق بانگ خروسان / شره ی ته لمیت بار تازه ئه روسان (فولکلور لکی)
منابع دهخدا / معین/ فرهنگ واژگان متضاد و مترادف/ دیکشنری عربی به فارسی.
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + 8 =