«زن لک وضمیر غایب او»

«زن لک وضمیر غایب او»
زن و مرد دو بال پرنده ی زندگی هستند.افقهای زیبا را برای خانواده فتح می کنند.نقش زن در عرصه ی سختیها وخوشیها چشمگیر و قابل تحسین است.در جوامع عشایری و ایلی برخلاف دیگر جوامع شهری این نقش پر رنگتر و مورد قبول همه ی شوهران است.بین زن و مرد رابطه ای غیر قابل گسستن وجود دارد و احترام برای طرف مقابل دارای مسیری دوسویه است.
آنپه مورد نظر این نوشته است ،احترامیست که زن لک برای شوهر خود قایل بوده ودر میان مردمان حجب و حیا نامیده می شود.ممکن است که این گونه رفتار مورد قبول نسل حاضر نباشد و نوعی تحقیر و خود کم بینی زنان محسوب شود.با توجه به اینکه ما موظفیم ،اعمال رفتار و گفتار پیشینیان را چه زشت و چه زیبا بیان کنیم و آنها را در تاریخ ثبت کنیم ،هر چند این کردارها در نقاطی دیگر نقص و یا ضد ارزش تلقی شود.
مرحوم پور داوود در مرز پر گهر می نویسد:«آینده از آن مردمی است که گذشته ی خود را می شناسد»(مرز پر گهر /ص۳)
با توجه به آنچه گذشت ،اکنون به یک خصیصه ی منحصر به فرد زنان لک در گذشته ای نه چندان دور اشاره می کنیم.زنان لک در ازمنه ی گذشته که به اکن.ن متصل است هیچگاه اسم همسر خود را بر زبان نمی آوردند و به جای نام همسر از ضمیر غایب او (ئو)استفاده می کردند.ذکر این نکته لازم است که در میان دیگر اقوام غرب کشور همانند لر و کرد نیز این سنت حاکم بود.
این سنت همچنین در مورد نشستن روبروی شوهر در زمان نامزدی نیز حکمفرما بود ،زن با دیدن و یا وارد شدن نامزدش به محفل یا مکانی سعی می نمود خود را از دید پنهان کند.پنانچه زن نام همسر خود را بر زبان می آورد مورد شماتت و گاه تمسخر اطرافیان واقع می شد،فلذا بالاجبار محک.م به استفاده ی از همان ضمیر غایب سوم شخص مفرد بود.
این موضوع از جنبه های گوناگون مورد نقد است و موافقان و مخالفان بسیار دارد.برخی آن را نشانه ی نجابت و وفا و احترام خاص زن برای شوهر خود است.برخی آن را نمود دیکتاتوری شوهر و ترسی باطنی برای زن که مرد ترسناک و حاکم بر سر نوشت خود می دانست. همچنین با توجه به اینکه مرد و زن همدیگر را نمی دیدند و از خواسته های هم با خبر نبودند در آینده باعث مشکلاتی می گردید.این ترس تا پایان عمر همراه زن بود و به قول معروف«می سوخت و می ساخت» و ترس خود را غیر مستقیم به نسل بعدی انتقال می داد.گاهی هم به خاطر وصلتی نمادین از روی «هُمالی»زن برای مرد کابوسی درد آور تا آخر عمر بود ، البته بیشتر مردان راضی و خوشنود بودند.
در جواب گفته می شود که این همه خواسته و سطح توقعات مردم به طور کلی زیاد نبود و رسیدن به یک زندگی ایده آل مخصوص آن زمان شاید مدینه ی فاضله بود و خواسته ی هردو نفر تلاش و سخت کوشی برای پیشبرد زندگی موافق با خواسته ها و توقعات ایلی و عشایری آن زمان بود.در مواردی ممکن است که گفته ی منتقدان درست باشد ، ولیکن باید زمان و مکان را نیز در نظر گرفت.امروزه این توقعات آنقدر بالاست که تحت عنوان خواسته ای مرد از زن یا برعکس در مورد آن کتابها نوشته می شود.نمونه اش کتاب رازهایی در بازه ی زنان نوشته ی دکتر بار بارا دی انجلیس با ترجمه ی هادی ابراهیمی است.
اشعار و ابیات «داله م بُیی»را اگر به دقت مورد بر رسی قرار دهیم ، در می یابیم که در موارد زیادی سعی می شود که اعتماد به نفس و شارژی روحی به زن داده شود.
عروس مه گریو ئیچه دِ ئوچه نت بیتره / ئی هه سویریِ گِ تو داری دی شه که ر شیرینتره
این بیت نشان می دهد که دختران بر خلاف امروز که عروسها بجز مواردی نادر در حال شادی و هلهله و خنده هستند،آن زمانها با گریه و اکراه و غمی در دل به خانه ی بخت می رفتند.البته نباید این نکته را به طور کلی در مورد همه ی عروسهای آن زمان تعمیم داد، زیرا دیگر ابیات حاکی از شادی و شادمانی و انتخابی آگاهانه و باب میل است و دل داماد در هوس عروس می تپد.
ئیمشو چوارده شوئه کُگیِ دارم دِ قه فه س / شو چراغه روژ چراغه ، دل داما دِر هه وه س
ناگفته نماند که از میان همین زنان که از ب زبان آوردن نام همسر خود ابا داشتند ، زنانی چون قزی حسنوند، قدم خیر و…..برخواسته اند که در تاریخ این مرز و بوم نام آورند.همچنین هستند زنانی که ایل و طایفه و گاه فرزندانشان به نام آنها شهره اند و ما همه از آن آگاهیم.
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

87 + = 93