دین و فولکلور

گستره ی زبان و فرهنگ لکی

 

 

«فرهنگ لکی و آموزه های دینی»

 

فرهنگ عامه در تمام نمودها ، خواسته ها ، باورها ، تمدن و فر هنگ هر قومی جاری و ساری است.در هر زمینه ای مطالب و شنیدنیهای گرانبهایی وجود دارد که در هیچ دفتر و کتابی نوشته نشده اند ، بلکه در سینه ی مردمان ، نسل به نسل پیش آمده و اکنون به ما رسیده است.

نوعی از این فولکلور بازتاب آموزه های دینی و اثرات دین و مذهب است بر اقوام مختلف.در این مورد هم فرهنگ و ادبیات قوم لک مستثنی نیست.

قوم لک  از نطر نوشته و سروده  در راستای دین و مذهب بسیار غنی است و گویندگان بسیار فرهیخته و صاحب قلم و ذوق و اثر فراوانی را در دامان خود پرورده است.ما نمیتوانیم از استعداد شعرای بزرگ قوممان بگذریم ، چون شعرشان مشحون از ابراز ارادت و وابستگی به دین است.

در اینجا هدف ما پرداختن به مسائل فولکلور است که در هیچ جایی ثبت نگشته است.گاهی در فرهنگ لکی به باورها و مطالبی بر می خوریم که ریشه در ایران باستان و آموزه های دین زردشتی و آیین بهی دارد.

عشق و ارادت شعرای سلف لک زبان به دین مبین اسلام و مذهب شیعه و اهل بیت عصمت و طهارت:

در ابتدا باید به نوحه های مکتوب میرزا شفیع مصدق اشاره شود هر چند که مکتوب هستند و فولکلور محسوب نمی شوند.

نوحه های عاشورایی:

عزاداری امام حسین(ع)

عاشورا در میان ایلات وعشایر در کمال صداقت وباور عمیق وعشق وافر به سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین اجرا می شودو دارای جایگاهی رفیع است.در نزد مردم به «حسن وحسین» یا ایام قتل معروف است.این مراسم از ازمنه ی بسیارقدیم تا حال در کمال سادگی وبه دور از هر گونه ریا وخود نمایی برگزار می شده ومی شود.نوحه ها در میان اقوام لک نشین دو گونه اند .نوع اول که مکتوب وبی شمار است وگوینده ی آن هم از شعرای معتقد ونامی لرستان و مناطق لک نشین هستند که موضوع بحث ما نیست. آنچه مورد نظر است اشعار ونوعی عزاداری خاص است که در هیچ جایی ثبت نگردیده است.در زمانهایی که ما به یاد نداریم ونقل آن را از زبان سالمندان می شنویم، توجه ما به ابیات واشعاری محلی وفولکلور جلب می شود که مردم از آنها استفاده می کردند. این اشعارکه گوینده اشان معلوم نیست و در هیچ جایی مکتوب نگردیده انددارای معانی عمیق ورقیق هستند. بعضی از این اشعار به خاطر عدم آگاهی از نسبت شهدای کربلا باهم واسامی افراد حاضر در آن واقعه گاه دارای اشتباهاتی هستند اما در مجموع حاکی از نیت پاک واخلاص وارادت ایلات وعشایر به اهل بیت عصمت وطهارت است.به طور کلی زندگی مادی واعمال وعکس العملهاوبروز احساسات مردم عشایر نمودی از اندیشه ها وباورهای درونی ومعنوی آنهاست. شاهداین ادعانوع اشعار وساختار ادبی وسادگی ومحاوره ای بودن نوحه ها است.با همه ی سادگی گاه تشبیهاتی بدیع وبسیار پر معنی به کار برده اند.در جایی لباس سیاه حضرت فاطمه را در عزای فرزندانش به سیاهی انگور تشبیه کرده اند که این تشبیه کاملا مستتر است.گاه در بیتی رمزی پایان عاشورا را با پایان زندگی مادی حضرت ابو الفضل(ع) وشهادت این علمدار حسین(ع) برابر دانسته اندبه طوری که گویی همه ی انسانها وجود نخواهند داشت.در جایی که از عاشورا به عنوان روز نو یاد می شود،گویی به «کل یوم عاشورا» نظر داشته اند.

در روز عاشورا علمهایی را با استفاده از چوبهای بلند پوشیده شده از پیراهنهای مخمل زنان وگلبندیهای رنگارنگ تهیه می شود ودر کوی وبرزن می چرخانند ودر پای آن عزاداری می کنند.

همه ی اشعارساخته ی عشایر ممکن است از نظر ادبی جایگاه والایی نداشته باشدولی برای غلیان عواطف پاک وحزن انگیز کافی ووافی به نظر می رسد.

 

انگویر سیه خورچه خورچه                             یه فاطمه سیاه پوشه

انگور سیاه خوشه خوشه ،همانند فاطمه سیاه پوشیده است.

ایمشو قتل عباسه                                             حسن حسین خلاصه

امشب که شب شهادت ابوالفضل است،عاشورا تمام می شود.

ایه قاطره(شتر) چه بارسی ؟                               رختل حسین سر بارسی

بار این شتر چیست؟رخت و لباس خونین حسین را حمل می کند.

مصراع اول این نوحه را یک نفر می خواندوبقیه مصراع دوم را در جواب می خواندند.

حسن حسین نوروز                                         هر ایمشوه تاگه روژ

عاشورا که هر سال نو می شود،امشب تا فردا صبح ادامه دارد.

این بیت در شب آخر عاشورا وبا سوزوگداز خوانده می شد.به هر حال نوعی خداحافظی با عاشورا تا سال آینده بود.

حسن رت نیوما حسین رت نیوما                      شمشیر خوینین اوما

حسن در راه دین شهید شد وحسین هم به میدان رفت وشهید شد.به جای ایشان شمشیر خون آلود بر گشت.

شهید گل گل(گلگون) کفنم وای وای            سربریده ی پا چمنم وای وای

مرخ زرد زهرا                                                 چینه مهی وصحرا

مرغ زرد زهرا در بیابان کربلا چینه می خورد.

صحرا بلوره و(لوره)  یا حسین                          کافر وزوره یا حسین

یا حسین !در دشت صاف و هموار کربلا کافر قدرتمند است وزورگویی می کند .

به این خاطر صحرا را صاف گفته اند که در زمین هموار هیچگونه موضعی برای پناه گرفتن کودکان وزنان وجود نداشته است.

فاطمه سیه چاو رژدیه ی                                 چاو برالی نشنفدیه ی

فاطمه نیشدیه سی بیلکو                                   موشی برادرم کو

فاطمه در میان خاکستر نشسته وبرای خانواده اش گریه می کند.

در بیلکو(خاکستر) نشستن در میان مردم نهایت غم واندوه در از دشت دادن عزیزان است.به همین خاطر برای اینکه شنونده در عزای حسین گریه کند از این نماد وسمبل استفاده کرده است.

کلشیر پیخمبری چرا چرا دیر آمدی ؟               خری دَم دوری دَم رختل حسین شوریدم

آنطور که معمرین می گویند:در بعضی نقاط لک نشین در گذشته تعزیه هم وجود داشته است،ولی به صورت ابتدایی وبعضا نمادین.شاهد آن گفته ی مرحوم حاج تراب رضایی است، که ازمومنین وافراد بسیار مسن و آگاه به مسائل دینی و باورهای مردمان منطقه الشتر بودند.بنده از ایشان شنیدم که گفتند: در حدود سالهای هزار وسیصد وبیست که در منطقه ی الشتر قحطی بود ودولت وقت در فصل بهار همه ی عشایر کوچ نشین رابه خاطر مالیات در گردنه ی گچکه متوقف کرده بودودر این هنگام ایام عاشورا فرا رسیده بود .مردم عزا داری می کردند ومطابق رسوم گذشته هریسه ی نذری در ست کرده بودند ،توسط یک نفر از اهالی روستاهای مجاور دو کودک را به عنوان دو طفل مسلم به هم بسته بودند وشخصی را به شکل وشمایل حارث آماده کرده بودند ودر میان مردم عزا دار می گرداندند واشعاری لکی در مورد عاشورا می خواندند.

در روز عاشورا عزاداران به صورت دو صف وروبروی هم قرار می گرفتند وهمراه سینه زنی،گروه اول می گفت:یا علی حسن،گروه دوم در جواب می گفت:یاعلی حسین.

 

واته ها :

۱٫« پر وتن ئی قرو خوشه» = زیاد گفتن در قرآن نیکوست.

۲٫«کراسی ئج قرو بویری کس باورته بین نمهی»=پیراهنی از قرآن بدوزد کسی باورش نمی کند.

بر شخص کذاب (صیغه ی مبالغه) دلالت می کند.

۳٫«هر چی نویره مهم موئه قُرو مکویتی مل »= هر چی نفرینش می کنم ، انگار قرآن می شود و در گردنش آویزان می شود. شخصی که از هر بلایی به سلامت بیرون می آید.شخصی شانس دار.

«نونه گرد کور بیر خدا بهه ماوینه»=با کور نان بخور خدا وکیل شماست.مروت و رعایت جانب عدالت.

تک بیتهای فولکلور:

۱٫«الیمی هواردیه دنونم حاله     و گیون ئه سوزه قرونه باله»

۲٫«علی برسن روژی قلیونم      تماکو فروش بهئه میمونم»

۳٫«خدا خدا بیم ژ مال بینو در     چوارشو عروسی بکیشینی سر»

۴٫«خداته بین دی دو گل ژه وهار     اول اسبِ زین دوم ژنِ مال»

از این دست اشعار فولکلور بسیار داریم که ذکر همگی میسر نیست.همچنین در مورد پیران و امام زاده ها و ائمه ی معصومین(ع).

کنایات:

۱٫«خدا و یِ نوم چرین بنه و هزار نوم»کنایه از فردی لجوج و سمج و یک دنده.

۲٫«وَ ورضالین بِردِن»هنگام ادای ولاالضالین ، بعد از ضاد« آ »مد دار و کشیده ادا می شود و به درازا می کشد.واته است در زبان لکی ،اگر کسی کاری را در دراز مدت انجام دهد و یا وعده های دور و دراز به کسی بدهد ، می گویند : ما را به ولاالضالین نبر.

دعاها:

۱٫«پف پف قلف ئی محمد کلیل ئی خدا»زمانی مردمان ما برای در امان ماندن از شر دزد و جن و پری و حفظ اموال در هنگام شب و موقعی که در خواب بودند، قبل از خوابیدن این دعا را می خواندند.بعد از سه بار فوت کردن به اطراف خانه ، می گفتند :فوت فوت ،قفل از محمد(ص)، کلید از خدا.و این دعا حصنی حصین بود.

۲٫«الهی! به حق نوح نبی که در کشتی نشست         این دعا را خوالند و طوفان بر نشست

یا لاف یا تاف یا صایی ذوالفقار »یا سیل یا آبشار یا صاحب ذوالفقار.

در مواقعی که بار ان شدید می بارد یا دیر بند می آید و برای چندین روز اد امه دارد ، این دعا را می خوانند و از زبان نوح نبی رو به آسمان کرذده و می خوانند.

سوگندها:

۱٫«و صوی صالو»قسم به صبح صالحان.

۲٫«و لنگردار زمین و آسمو»قسم به لنگر آسمان و زمی.منظور حضرت علی (ع) است.

داستانهای بومی و عامیانه:

۱٫«هم زمانی رستم و حضرت علی (ع)»در افواه مردمان است که بین حضرت  علی(ع)و رستم نبردی در گرفته است و پایانی دوستانه داشته است ، این هم زمانی پنداشتن ریشه در علاقه ی مردمان لک زبان به امام خود و پهلوان اساطیری و نامدار ایران زمین دارد.

۲٫«سنگ کر / sang kar  »

سنگ کر نام منطقه ای در غرب الشتر است که روستای چشمه علی اکبر در پایین دست آن قرار دارد. در امتداد این منطقه به طرف غرب ، دره ای وجود دارد که به « سنگ کر »معروف و مشهور است .مردمان لک زبان الشتر برای نام گذاری آن به «سنگ کر» دلایلی ذکر می کنند که مهمترین آن به شکل زیر است.

در اواسط این دره سنگ بزرگی وجود دارد که از کوه تخت سلیمان به سمت پایین غلتیده ودر ته دره قرار گرفته است. مردمان می گویند: زمانی که حضرت علی (ع) با کفار می جنگید، از این سنگ کمک می طلبد و سنگ پاسخی نمی گوید ،حضرت با صدای بلند می گوید ای سنگ مگر کر هستی؟ ،باز هم جوابی نمی شنوند ،از آن زمان این سنگ کر شده و به همین خاطر چنانچه کسی در یک طرف سنگ قرار گیرد نه صدایی می شنود و نه صدایش به گوش کسی می رسد.

نمونه ای از این سنگ در کرمان وجود د ارد که به «سنگ کر» معروف است.و مردمان معتقدند که صدا از این سوی سنگ به آن سوی سنگ نمی رسد .نویسنده ی کتاب تاریخ اساطیر ایرن می نویسد که من امتحان کردم و اینگونه نبود و فقط می توان این را گفت چون این سنگ از کوه (کر)فرو غلتیده چیزی دیگر نیست.

آقای مفرد کهلان زمانی که در مورد واژه ی «کرمان» صحبت می کند ، می گوید که کرمان از دو جزء ، کر + مان تشکیل شده .همچنین در مورد کرمانج می نویسد که کرمانج ازدو جزء کر + مانج تشکیل شده ، که هردو جزء اول این دو واژه یعنی «کر» به معنای کوه است و واژه ی کرمانشاه نیز به معنای مکان کرمانجهاست. وی اشاره می کند که کرمان و کرمانج در عهد باستان تحت نام «ساگارتیان» یعنی سنگ کنان معروف بوده اند. به نظر می رسد که با توجه  به این موضوع زاگرس نیز ریشه ای در این واژه ها داشته باشد که ما را با آن کاری نیست.ایشان معتقد است که در اثر گذشت زمان و مطابق قوانین زبانشناشی «ک » به« گ» تبدیل می شود و کر به گر مبدل شده است.همچنین واج اول کرمانج تغییر مصوت از کسره به ضمه داده است.  این گفته ی ایشان در زبان لکی ثابت شده است زیرا ما در زبان لکی «گر» را به معنای کوه می شناسیم وبنده در نوشته ای به نام «گرین» به آن اشاره کرده ام.

نکته ی دیگر این است که نامگذاری این سنگ به «سنگ کر»در ادوار دور انجام شده و هنوز هم باقی مالنده است و مردمان داستانی به آن افزوده اند.

اما بر گردیم به «سنگ کر»مورد بحث که در الشتر وجود دارد ،می توان گفت: این وجه تسمیه که در ذهن مردم هست ،چیزی غیر از واقعیت است،بلکه این مکان وسنگ همان معنی را می رساند که در مورد «سنگ کر» کرمان وجود دارد وبس و آن هم « سنگ فرو غلتیده از کوه» است.بنده آن را آزمایش کرده ام و چنین چیزی وجود ندارد، هر چند که« سنگ کر» خیلی بزرگ است و ممکن است صداهای خفیف از یک سمت به سمت دیگر نرسد.

۳٫«فریاد کبک»مردم معتقند که روزی حضرت علی (ع) از دست دشمنان در پناه درخت کیکم قرار گرفته بود، در این هنگام کبک می خواند:کیکمه کیکمه.یعنی پشت درخت کیکم پناه گرفته است. اما تیهو در جواب می گفت: تو درو تو درو. یعنی تو دروغگویی و دروغ می گویی. به همین خاطر کشتن تیهو گناه دارد اما شکار کبک مباح و حلال است.

۴٫«گاه ماهی» در باور عامه ی مردم است که روزی حضرت علی (ع) داشت از طبقات زمین پایین می رفت ، در این هنگام نوک ذوالفقار به شاخ گاو ماهی برخورد کرد و آن را زخم نمود.از آن روز به بعد هر گاه پشه ای بر روی آن زخم می نشیند، گاو ماهی سرش را تکان می دهد و زمین لرزه ایجاد می شود.

 

منابع : تاریخ و اساطیر تطبیقی ایران جلد ۵ ،جواد مفرد کهلان/ کتاب چپرا اثر نگارنده.

کتاب رد پای پیشینیان اثر نگارنده.

 

#مهدی_زینی

 

@aksohonar

@qhazalemastaneh

http://telegram.me/farhangelakI

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی پنج کتاب 1.رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» 2. کتاب چپرا شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی 3.کتاب سالفه یا مینی مالیست لکی 4. مجموعه ی شعر لکی به نام کژاوه هویر 5. مجموعه ی شعر فارسی به نام ورینجه که هر پنج به چاپ رسیده اند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + 6 =