«دژه / dezhah »

«دژه / dezhah »/س
+«دژه» / dezhah /با کسر اول واژه ای لکی و به معنای اپیدمی و شیوع پیدا کردن بیماریست.این نوع اپیدمی بیشتر در مورد شیوع بیماریهای دامی و ماکیان کار برد دارد ، هر چند برخی اوقات بر شیوع بیماریهای انسانی هم دلالت می کند.
واژه های مانند : ده ژه /dazhah /دِژ / dezh / تنها در تغییر مصوتها با واژه ی مورد نظر ما تفاوت دارند و هر کدام بر معنایی دیگر دلالت د ارند.ده ژه به معنای درد کردن و اسم مصدر لکیست و نمی تواند هم معنای درد باشد زیرا درد اسم است و همراه یک همکرد به معنای درد داشتن می آید و آن همکرد می تواند «کردن » یا « داشتن » باشد ،در صورتی که دهژین لکی خود مصدری مستقل است و احتیاجی به همکرد ندارد، اما میتوان آنها را به یک معنا به کار برد.
واژه ی « دِژ » که میتواند معادلی برای واژه ی فارسی «مهر و موم» باشد در زبان لکی کاربرد زیادی دارد.گاهی برای اینکه دپوهای خرمنی ( ته رت) و (مایه) کنترل شود و چنانچه مورد دستبرد قرار گیرد ، برای صاحبش روشن شود ،آن را «دِژ»۱ می کنند .
«دژ کردن » به این صورت است که تمام سطح خارجی ته رت و مایه را به وسیله ی دسته ی «آشیر» ( شه ن) طوری صاف و علامت گذاری می کنند که با کوچکترین تکانی این سطح صاف به هم می خورد و تجاوز به آن روشن می شود.
واما بر گردیم به واژه ی مورد نظر یعنی «دِژه /dezhah »که واژه ای پزشکی و در مورد بیماریهایی هست که در بین مردم شیوع پیدا می کند.همانطور که گفتیم این واژه معادلی برای اپیدمی فرانسوی می باشد.البته همانگونه که اپیدمی با شیوع هم معنی است واژه ی لکی دژه هم با شیوع متفاوت نیست و دقیقا هم معنای اپیدمی است. اصطلاح لکی « دِژ شویونن / dezh shoyonen» به معنای بر هم زدن ترتیب و بر داشتن مهر و موم است. در اینجا به معانی ای که در فرهنگها برای این واژه ها آمده است اشاره می شود تا مطلب روشن شود.
تنها واژه ای که در زبان پهلوی می تواند با واژه ی لکی« دِژ» دارای ارتباط باشد واژه ی «دز= daz داغ، نشان، علامت» باشد .البته در زبان فارسی و پهلوی واژه ی دژ با کسر اول هست که به معنای قلعه و حصار است ، که متفاوت با مورد نظر ماست.
«اپیدمی» آنگونه که در فرهنگ معین آمده است ، عبارت است از(اِ دِ) {فر.} (اِ.) عارضه یا بیماری ای که به عموم مردم سرایت کرده باشد،همه گیر (فره).
در فرهنگ عمید برای شیوع آمده است : (اسم مصدر){فرانسوی} {epidemie }.(پزشکی)شیوع بیماری ای که می تواند افراد بسیاری را همزمان مبلا کند.
معنی دَژَه در فرهنگ دهخدا = {دَ ژَ/ژِ/ دِ ژَ/ژِ}(ص) (دژ+ه نسبت )پر خشم و قهر آلود.(برهان) ( آنندراج).در فرهنگ دهخدا دژ با فتح اول به معنای رواق و دهلیز و با کسر اول به معنای قلعه و حصار و با ضم اول به معنای بد و زشت و بد کار و بد عمل و نوعی پیشوند آمده است.
در مورد شیوع در فرهنگها آمده است : ۱٫ معین =(شُ){ع.} (مص ل.) فاش شدن ، رایج شدن . ۲٫ دهخدا =شیوع.{شُ} (ع مص)شیع.(منتهی الارب) ( ناظم الاطباء). آشکار شدن . آشکارا شدن خبر،اشتهار و شهرت و پراش ، هر چیز ه همه کس آن را بدانند و در همه جا فاش شود.
۱٫ته رت = جمع کردن خرمن کوبیده شده ی محصولات کشاورزی به شکل تپه ته رت (ترت) نامیده می شود.
۲٫مایه = زمانی که دانه و کاه محصولات کشاورزی از هم جدا شود و دانه به شکل تپه مانند جمع شود ، مایه نام دارد.
منابع ک فرهنگ دهخد / فرهنگ عمید/ فرهنگ معین/فرهنگ پهلوی به کوشش ژاله آموزگار و دیگران/
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + 1 =