« خون /خوین/khoyn»

خون و گستردگی واته و اصطلاحات لکی

 

« خون /خوین/khoyn»

 

[ په . ] (اِ.) مایعی سرخ رنگ که در رگ های بدن جانوران جریان دارد و تغذیه بدن از آن تأمین می شود. خون مرکب از گلبول های سرخ و سفید است . ؛ ~ به پا کردن کنایه از: جنگ و جدال سخت و خونین برپا کردن . ؛ ~ خود را کثیف کردن کنایه از: عصبانی شدن ۱

 

خون . (اِ) مایعی است سرخ رنگ در بدن جانداران و آن یکی از اخلاط اربعه است بنزد قدما ۲

 

معانی اصلی و مجازی و استعاری خون :

۱٫خون : چم ار ئی مله چوکی چنیاوی    چم ئی ئلا تر خوینی رشیاوی .یه خوین کیه؟………..

سیل که ئی جبهه کُل لال ئو دیزه /چوی عرخ کمر، خوین دولاویزه

۲٫غم و غصه

بزران بزران پر دلم خوینه       مِ هر یاروم تو عوض بینه

۳٫قاتل: مگر خوینی ام؟خوینه ملا بیی

  1. قتل :خوینی هایتیه توک چوئا
  2. شرارت : خوینه وا کردن

۶٫آلوده و غلطان به خون: خوینالی

  1. تثبیت شدن حق: قنم اشگیا ، خوینم رشیا

۸٫غضب : چیمل پر اج خوین

  1. رند و زیرک : خویین بیین (به صورت مصدر)

۱۰٫باکسی به شدت بد بودن : ار خویین کسی تینی بیین

۱۱٫انتقام و عقوبت شدی: خوین ار کاسه کِردِن

  1. دیه : دسی که تو بورینی خوین نیری/ خوین وئا (خون بها)

۱۳ طلب واهی : مر خوین باوت هابینما

۱۴ هندوانه ی رسیده یا هر میوه ی سرخ رنگ: چوی خوین یا چوی مِتِل خوین یا چوی گُلمتِ خوین

۱۵٫پایان خونریزی:خوین بس / خوین صول.

۱۶٫بی ارزشی و اینکه کشتن کسی مباح است. خوینت ارا بزگری خوئه.خونت برای درمان گری بز خوبه.در گذشته عموما بزها گر می شدند و برای درمان آن از نفتالین یا روغن سیاه و سوخته ی ماشین استفاده می کردند. در واقع این نوع درمان ارزان بود.

۱۷٫موضوعی فراموش نشدنی و به یاد ماندنی و مهم در طول عمر یک فرد یا طایفه و ملت. «خوینِ سیاگوشونه».واته و اصطلاح لکی دارای ایهام و ابهام است و به درستی معلوم نیست که منظور از آن چیست.برای آن میتوان مناسبتهایی یافت که هر کدام موثق و متقن نیست و بر حدس و گمان استوار است.

ابتدا باید گفت که گیاه سیاگوشان از رستنیهایی است که خواص دارویی و استفاده های طبی دارد. این گیاه در نواحی لک نشین روییده نمی شود.بنا بر این نمیتوان اشاره ی این اصطلاح به آن گیاه باشد.

دوم اینکه سیاه‌گوش یا کاراکال یا منگوله‌گوش گربه‌سانی کوچک است که در خاورمیانه و آفریقا زندگی می‌کند. کاراکال یکی از سنگین‌ترین و سریع‌ترین گربه‌های کوچک است و مطالعات ژنتیکی نشان می‌دهد که گربه طلایی آفریقایی و یوزگربه نزدیک‌ترین خویشاوندان این گربه‌سان‌ان،خون این حیوان معلوم نشد که برای چه دردی مفید است یا ارزش آن چیست ،بنا براین این هم از احتمالات است.

موضوع سوم که میتواند به اصطلاح نزدیک باشد، اشاره به سیاوُش یا سیاووش یا سیاوَخْش از شخصیت‌های افسانه‌ای و بی‌گناهِ شاهنامه، مردی جوان و خوش‌چهره و فرزندِ پهلوان و برومندِ کاووس است. صورتِ اوستایی این نام، سیاوَرشَن به معنی دارندهٔ اسبِ نرِ سیاه و صورتِ پهلوی آن هم سیاوخش است. در شاهنامه نیز اسبِ سیاوش با صفتِ شبرنگ و به ‌نامِ بهزاد آمده‌است.

با توجه به صورت لکی واژه ی سیاگوشان و نزدیکی آن به سیاورشن اوستایی می تواند واژه ی تغییر یافته و سیقلی شده ی آن باشد.در هر صورت چون خون سیاوش توسط افراسیاب و بی گناه ریخته شد، مردم ایران زمین برای آن ارزش و احترامی بسیار بالا قائل هستند و آیینهای زیادی بر پا می کردند که نمونه ی آن آیین سیاوش کشان است. سوگ سیاوش، سیاوشان یا سووَشون، نام آئین و نیز اماکنی است که در آن‌ها سوگ سیاوش گرفته می‌شده‌است. گستردگی سوگ سیاوش در ایران از آن جا معلوم می‌شود که علی‌رغم هزار و سیصد سال نفوذ اسلام در وجوه مختلف زندگی ایرانیان چند روستا در این منطقه از هرات تا مازندران و جنوب آشتیان و یک مسجد در شیراز هنوز نام سیاوش دارد.

در پایان باید گفت خون سیاوش و سوگ سیاوش اهمیت دارد واین اصطلاح لکی میتواند اشاره ی به آن باشد.

 

منابع : ۱٫فرهنگ معین/ ۲٫فرهنگ دهخدا/ چپرا اثر نگارنده

 

#مهدی_زینی

 

@aksohonar

@qhazalemastaneh

http://telegram.me/farhangelakI

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی پنج کتاب 1.رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» 2. کتاب چپرا شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی 3.کتاب سالفه یا مینی مالیست لکی 4. مجموعه ی شعر لکی به نام کژاوه هویر 5. مجموعه ی شعر فارسی به نام ورینجه که هر پنج به چاپ رسیده اند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 76 = 85