خرافه یا باور درست

خرافه یا باور درست
خرافت در فرهنگ دهخدا به معنای سخن بیهوده که قابل اعتنا نباشد آمده است.همچنین دهخدا خرافه را مردی پری زده دانسته است از طایفه ی بنی عذره که هر چه از جنیان می شنید برای مردم تعریف می کرد ومردم او را به دروغ می پنداشتندوباور نداشتندو می گفتند: هذا حدیث خرافه وهی حدیث مستملح کذب . در هر صورت خافه وخرافه پرستی ورواج آن بین مردم نشانه ی دوری از حقیقت ونا آگاهی است.هر چند در بعضی موارد خرافه ممکن است قسمتی از حقیقت باشد که بر اثر گذر زمان یا تکرار به وسیله ی راویان مختلف دچار دگرگونی وکم وزیاد شده باشد. گاهی این خرافات به منظور تحقیر ویا هوشیار کردن طرف مقابل از انجام عملی بی موقع و نا بجا اعمال می شود.ماننداینکه کسی بی موقع عطسه کند به او می گویند بینی را به زمین بمال تا مویز ارزان شود.هرچند اینگونه گفتار گاهی مودبانه نیست ولی تذکریست جدی به طرف مقابل. احساس امنیت و اعتماد به نفس ، یکی از پیامدهای خوب اعتقاد به برخی عقاید این چنینی ( البته در حد معقول ) است ، مثلا برخی افراد معتقدند اگر فلان لباس را بپوشند، یا فلان شی خاص را با خود حمل کنند، برایشان خوش شانسی و موفقیت به همراه می آورد و همین حس به آنها اعتماد به نفس می بخشد.
دکتر فاکسمن از متفکران غربی معتقد است گاهی خرافات و اعتقادات خرافی مایه دلخوشی انسان ها هستند به این معنی که شما فکر می کنید یک نیروی غیبی به شما کمک می کند. شاید واقعا هم همین طور باشدکه پشت اعتقادات انسان ها، نیروی شگرفی پنهان است. در حال حاظر در اکثر تیمهای بزرگ ملی وباشگاهی دنیا اعتقاداتی مبنی بر شانس آوری بعضی رنگها ویا حیوانات برای آنها دارای مقبولیت است.فرانسویها خروس را مایه ی پیروزی تیم ملی خود می دانند.
این باورها فقط مخصوص مردمان ما نیست در ایران باستان و ادیان ایرانی از عهد باستان تا کنون اینگونه باورها وجود داشته است. کتاب نیرنگستان هدایت مشحون از این باورهایت.در اینجا به نمونه هایی از این باورها در میان مردمان لک زبان اشاره می کنیم :
۱٫ برای انتخاب قوچ نر گله یک قرص نان محلی معروف به گرده به داخل گله ی بره ها برده می شود وآن را قل می دهند .در حین حرکت به پای هر بره ی نر ی که بر خورد کند به عنوان قوچ نر گله انتخاب می شودودر جا گفته می شود:هِرherr.این گوسفندبا انواع خرمهره ونخهای رنگی تزیین می شود.از این زمان به بعد می توانندگله را با صدای مخصوص هِر،صدا بزنند.اگر این کار انجام نمی گرفت وبه گوسفندان هِر می گفتند، حتما تعدادی از آنها تلف می شد.
۲٫اگرهنگام شب آب جوش را در تاریکی بریزیم بر روی فرشته ها می ریزدوبدن نازک آنها را می سوزاند.دراین موقع ما را نفرین می کنندوزیانی به ما خواهد رسید. لذا از این کار خود داری شود.
۳٫اگر گوسفند دارید اسم چاقو را بر زبان نیاورید.به جای چاقو از کلمه ی (بن بر) ban ber یعنی طناب بُر استفاده کنید ،در غیر این صورت یکی از گوسفندان خواهد مرد .
از اینگونه باورها زیاد است که پرداختن به آنها در حوصله ی این گفتار نیست.
منابع : فرهنگ دهخدا /
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 87 = 92