تاشین / تیشین / tashin / tishin

تاشین / تیشین / tashin / tishin
“تاشین و تیشین” دو مصدر لکی و به یک معنی هستند وآن عبارت است از تراشیدن چوب(به طور کلی) و هر وسیله ی دیگر توسط تیشه یا ابزار نوک تیزدیگر.در گذشته به کسانی که کارشان ساختن وسایل ساده و ضروری زندگی مردمان بود “چوتاش”می گفتند.این وسایل عبارت بودند از :قندان چوبی،هزار پیشه ،میرکو mirkoo،سیرکو sirkoo،تلاس telas ،گرز (الحمد الله در این زمان کار بردی ندارد ) ،خونه khonah(چوب پهن مخصوص پهن کردن نان تاوه ای) و جفنه gefnah.
همچنین هر دو مصدر بر تراشیدن موهای سر و صورت و زاید بدن نیز دلالت دارند.
راگه ی کرماشو بتیشن چوی چو / ئه ریِ دوسه که م هر بای هر بچو (فولکلور)
بر گردان: جاده ی کرمانشاه را مانند چوب بتراشید تا یار من به راحتی در آن رفت و آمد کند.
تیشیا صفت مفعولی این واژه است که اصطلاحا بر اشخاصی که بدنی لاغرو خوش ترکیب و بی چربی دارند ،اطلاق می گردد.در کتاب ارداویرافنامه به این مفهوم اشاره شده است. ارداویراف زمانی که در مورد مکان جوانی بد کار در جهنم صحبت می کند ،بوی بد آنجا را اینچنین توصیف می کند: ” تعفن چنان بود که آن باد تعفن به هرکس می وزید،می تراشید.” آقای رشید یاسمی در معنای می تراشید می نویسد به معنای لاغر می شد است.ارداویرافنامه ص ۱۵۶٫
در زبان پهلوی به شکل” تاشیتن” tashitan و به معنای بریدن ،قطع کردن و تراشیدن آمده است.تیشه که از ابزار تراشیدن است از ریشه ی تش گرفته شده است وبه معنای وسیله ی تیشیدن(تراشیدن)است.
همه اندر تراش چون تیشه / کی بماند درخت در بیشه .(اوحدی مراغه ای)

منابع : فرهنگ پهلوی ،ژاله آموزگار و دیگران /ارداویرافنامه ، رشید یاسمی/فرهنگ دهخدا/
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + 2 =