«بازی(رقص)»

+«بازی(رقص)»
رقص واژه ای عربی است که در زبان فارسی معمول گردیده و به زبانها و گویشهای اقوام ایرانی نیز راه یافته است.معنای آن در دهخدا به صورت زیر آمده است : رقص.{ رَ}(ع مصدر).پویه ،دویدن.جنیدن،وبر جستن.رقص معمولا به حرکتهای انسان که برای بیان یک حالت انجام می گیرد گفته می شود.رقص می تواند در یک محیط اجرایی ،روحانی یا اجتماعی اجرا شود.
از این واژه ترکیباتی به عنوان قید (رقص کنان)،مصدر مرکب (رقص کردن)، اسم مرکب (بی دهل رقص) و ….به وجود آمده است.
در میان لک زبانان واژه ی رقص وجود ندارد و اگر هم گاهی بر زبان آورده می شود در زمان کنونی از زبان فارسی و به خاطر دور شدن از اصل زبان لکی رایج گردیده و کم مصرف است.
در زبان لکی به طور کلی به «بازی» موسوم است و ریشه ی اوستایی دارد.هم کنون درزبان لکی واژه ی «واز گرتن»را د اریم که به معنای پریدن از موضعی یا جوی آب و غیره است.همچنین جزء اول آن در واژه ی پرواز دیده می شود.
ابراهیم پور داوود در کتاب فرهنگ ایران باستان معتقد است که واژه های باز و باشه (واشه لکی) که امروزه در زبان فارسی ، نام دو مرغ شکاری است ، لفظا به یک معنا هستند وباید از ریشه ی “vaza” باشد به معنی پرنده از مصدر “vaz” باشد که در اوستا مشهود وروشن است. رقص را در زبان لکی بازی می گوییم وآن هم به خاطر جست وخیزها و بالا وپایین پریدنها بازی خوانده می شود.حرف ” ی ” درواژه ی بازی “یای” منسوب است و رقص را منسوب به باز که همان جست وخیز است مرتبط می کند.
در هر صورت لکها به طور کلی رقصیدن را« بازی کِردِن» تلفظ می کنند.واصل بازی را چند گونه انجام می دهند.
اینکه در اصل «بازی کردن» در مناطق لک نشین مربوط به چه زمانیست و نحوه ی اجرای آن چگونه بوده است ، باید به آثار یافت شده از دورانهای باستان و زمانهای متاخر توجه کرد.
نمونه ای از این رقصها نگاره ای بر روی سفالی است از «کاسو»یا «کاسی» ها که در هزاره ی سوم پیش از میلاد در شمال ایلام در نواحی کرمانشاه و دره های زاگرس و کوههای گرین زندگی می کرده اند. در این سفال تصویر سه انسان در حال رقص در نزدیکی چادرها یا کلبه های نی ای خود نشان داده شده است.(تصویر اول سمت راست)
در لرستان از هزاره ی یکم پیش از میلاد سر پرچم مفرغی مشبکی به دست آمده که اینک جزو مجموعه ی پرفسور زاره در موزه ی لوور محفوظ است. درداخل دایره ی این سر پرچم سر پرچم رقص دست به دست چهار نفر با ترکیب بندی بدیع وماهرانه ای نشان داده شده است. (تصویر دوم سمت چپ). باز در پایه ی همان سر پرجم،که محل گذارانیدن نیزه یا چوب پرچم بوده،مجسمه ی دو انسان از پهلو در حال رقص دست به دست نمایش داده شده است.(تصویر سوم سمت راست پایین)
در هر صورت رقص در میان قوم لک از دیرینه ای باستانی ، بنا بر شواهد و قرائن برخوردار است، اما انواع و چگونگی اجرای آن به علت کمبود منابع و شرح یا توضیحی در این مورد در هاله ای از ابهام است.
این رقصها در حال حاضر دارای انواع و طرز اجرای متعدد می باشد که هرکدام از این انواع را می توان همراه یکی از ترانه های اصیل لکی اجرا کرد. رقصی که همراه ترانه ی «بزران» اجرا می شود ، با رقص «شانه شه کی» که خمیر مایه ی آن ترانه ی «لزرم لرزانه» است بسیار متفاوت است و این دو با رقصی که همراه «سوزه سوزه» اجرا می شود دیگر گونه اند. بیشتر مواقع (در حال حاضر )این رقصها همراه خواندن و سازهای محلی اجرا می شوند،هر چند سازهای نوین هم از راه رسیده و عرصه را بر سنت تنگ کرده اند.
زمانی مردم در هنگام کار ودر فواصل استراحت با خواندن یکی از این ترانه های لکی ،دست در دست هم به «بازی کردن» می پرداختند و خستگی را از تن بیرون می راندند و فرحی می یافتند.
انواع مهم واصلی آن عبارتند از : دوپا ، سه پا، شانه شکی ، سنگین سماع ،حال اینکه این نوع رقصها مربوط به کدامیک از اقوام لک یا لر است باید به ترانه هایی که با این رقصها سازگاری دارد توجه کرد واینکه کدامیک از پارینه ای بیشتر بر خوردارند.همچنین باید دید که آیا همه ی لرها ( بختیاریها ،ثلاث ،فیلی) علاوه بر چوب بازی، دارای این تعدد هستند یا خیر؟
در بین انواع رقص آنچه بیشتردارای پیشینه ای عرفانی وخانقاهی است رقص موسوم به «سنگین سماع »است. سماع به نوعی از رقص صوفیه شامل چرخش بدن همراه با حالت خلسه برای اهداف معنوی گفته می‌شود. همچنین سماع در اصطلاح عارفانه حالتی است که بر اثر هیجانات عاطفی، و غلیان و خروش درونی، و شور و وجد باطنی به عارفان راه معرفت، و سالکان طریق حقیقت، و واصلان به کعبهء وحدت، دست می داده و گاه و بی گاه آنها را وامی داشته که از خواست خود برخاسته و بی خود از خود خویشتن، در هر زمان و هر مکان، بی پروا از قعر و طعن بدخواهان و لعن و شتم دشمنان، همچون مولانا جلال الدین محمد دست بیفشاند و تن بچرخانند و پای بر زمین بکوبند.
در زبان لکی از آن با همان معنی عرفانی (سماع مولانا) یاد می شود زیرا که در مراسم آئینی و دینی مردمان لک پیروان این آیینها در هنگام اجرای مراسم ضمن خواندن اوراد و ادعیه بدن خود را به اطراف تکان می دهند و این در حالیست که سر جای خود نشسته اند وبا وقار و سنگینی خاصی این کار را انجام می دهند.در زبان لکی واژه ی سنگین علاوه بر معنای اصلی خود، دارای معنی مجازی با وقاربودن و هیبت داشتن است.رقص سنگین سماع هم در هنگام اجرا به آهستگی و متانت خاص خود اجرا می شود.
آقای کاوه کرمانشاهی در مقاله ی گزارش کونه ای ، تحت عنوان « شبی با یارسان در جشن خاوندکار»اینگونه می نویسد.
«تنبور ساز عرفانی و مقدس مردم یارسان است. عموماً شعرهای مذهبی دفاتر اهل‌حق با این ساز خوانده می‌شوند. گاه مردانی یارسانی که معمولاً ریش و سبیل بلند و موهای پریشان دارند با شنیدن صدای تنبور و دف، همراه با خواندن شعرهای مذهبی به حالتی عرفانی دچار می‌شوند و در میان جمع به ذکر و سماع می‌پردازند.»
منابع : فرهنگ دهخدا / فرهنگ ایران باستان ،ابراهیم پور داوود./ مقاله ی کاوه ی کرمانشاهی تحت عنوان شبی با یارسان در جشن خاوندکار./
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

63 + = 69